ریسک یعنی احتمال هرچیزی به جز آن چیزی که انتظارش را داریم. تمایل به مخاطره پذیری یعنی پذیرش مخاطره های معتدل که می توانند از طریق تلاش های شخصی مهار شوند. در هر مخاطره یک عنصر اصلی به نام احتمال شکست در ایجاد آن نقش دارد. مخاطره هایی که کارآفرینان می پذیرند متفاوت است مثلا آنها با سرمایه گذاری مخاطره مالی را میپذیرند و با ترک شغل خود مخاطره شغلی را . عده ای کارآفرینان را عاشق مخاطره می دانند در حالیکه واقعا چنین نیست. کارآفرین شخصی میانه رو است که حساب شده مخاطره می کند. او لزوما به دنبال فعالیت پر مخاطره نیست بلکه مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی معمولی تلقی می شود می پذیرد و در این حد حاضر می شود پول ، امنیت ، شهرت و موقعیت خود را به مخاطره بیاندازد. آنها هرگز قمار نمی کنند بلکه در اقدام به مخاطره بسیار حساب شده  و با دقت عمل می کنند و تمام تلاش خود را به کار می بندند تا احتمالات را به نفع خود تغییر دهند. کارآفرین از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت می برد. ولی هیچگاه دست به قمار نمی زند. او خود را درگیر ریسک های پایین نمی کند زیرا جنب وجوش کافی ندارد و از ریسک های بالا نیز دوری می کنند زیرا احتمال موفقیت درآنها پایین است. بنابراین او خواهان کارهای بزرگی است که دست یافتنی باشد. به بیان دیگر کارآفرین از انحام کارهای دشوار اما واقع بینانه با بکارگیری مهارت خود احساس خرسندی می کند. گستردگی کسب و کار سبب می شود مسائل و فرصتها نیز بیشتر و پیچیده تر شود. این رشد وتوسعه مسائل ایجاب می کند که شخص از تصمیم گیری نهراسد و تن به پذیرش ریسک دهد. شخص کارآفرین ریسک را قبول میکند و میداند که احتمال شکست نیز وجود دارد .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()