اولین و اصلی ترین مشخصه یک کارآفرین استقلال طلبی اوست او از محیط کاری خود ناراضی است و با تجربه ای که در همان جا اندوخته است به تاسیس شرکت یا راه اندازی  کسب و کار دیگری دست می زند که بی ارتباط با فعالیت قبلی او نیست. در نتیجه مدیریت و سرپرستی  کسب و کار جدید به عهده خود کارآفرین است. راهکارهای مدیریتی  که کارآفرینان پس از استقلال از محیط کاری قبلی خود در نظر می گیرند معمولا از مدیران شرکت های دیگر متمایز است . یک مدیریت کارآفرینانه ویژگی هایی دارد که در یک شرکت با بروکراسی امروزه تعریف شده نیست. نگاه یک مدیر کارآفرین به کارکنان و شرکت نیز با نگاه سایر مدیران بسیار متفاوت است. او آنها را با توجه به افکار و اندیشه های بکر و کارآمدی که دارند همانند معدن استخراج نشده ای می پندارد که باید راهی برای دستیابی به گنجینه وجودی هر کدام از آنها بیابد. اینگونه است که در یک کسب و کار کارآفرینانه  ارزش یک انسان به درستی حفظ می شود و زمینه شکوفایی استعدادهای او فراهم می گردد. بیشتر کارآفرینان ساعات زیادی از روز را کار می کنند اما رضایت خاطر آنان زمانی فراهم می  شود که با وجود محدودیت های اقتصادی و محیطی خود تصمیم می گیرند و کارها را به شیوه خود انجام می دهند. طبق برنامه عمل می کنند و سودی را که خود ایجاد کرده اند برداشت می کند. بطور کلی مدیریت کارآفرینانه ناشی از دستیابی فرد به نوعی بصیرت در مورد انسانها ، شرایط و مسائل اطراف است. نوعی نگرش که او را به مدیریت تمامی این عوامل برای رسدن به هدف خاص که همانا تولید و خدمت است سوق میدهند. مطمئنا در برخورد با مدیر کارآفرین تفاوت های بارزی را میان او و سایر مدیران غیر کارآفرین می توان یافت.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()