تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - مطالب كارآفرینی

اهمیت و ضرورت کارآفرینی از منظر توسعه اقتصادی و توسعه پایدار

کارآفرینی از محور های اصلی رشد و توسعه است و از نظر برنامه ریزی توسعه اقتصادی و توسعه پایدار دارای اهمیت است زیرا:
1. موجب اشتغال می شود.
2. باعث افزایش سود و سرمایه سرمایه گذاران می شود.
3. موجب دگرگونی ارزش ها و تحول ماهیت انها می شود و ارزش های تازه ای بوجود می آورد.
4. موجب پر شدن شکاف ها و خلا های بازار کار می شود. یعنی با توجه به دگرگونی های شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصت های تازه، تصمیم های تازه ای گرفته می شود.
5. موجب گذار از رکود اقتصادی، جبران عقب ماندگی های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه کشور می شود.
6. عوامل و شرایط لازم را برای تولید کالا ها، محصولات و بازاریابی آنها فراهم می سازد.
7. کارآفرینی به هنگام بحران و ناتوانی بخش خصوصی در ایجاد اشتغال می تواند باعث جلوگیری از پس روی اقتصادی شود.
8. باعث تامین رفاه اجتماعی می شود.
9. موجب رقابت صنایع به ویژه صنایع دستی مشابه داخلی با یکدیگر و سرانجام موجب بهبود و بالا رفتن کیفیت کالا ها می شود.
10. باعث تقویت و تکامل صنایع داخلی می شود و بدین ترتیب زمینه رقابت صنایع داخلی و خارجی فراهم می آید و سرانجام به افزایش صادرات و دریافت ارز برای کشور می انجامد.
11. کارآفرینی موجب به وجود آمدن محصولات، خدمات، روش ها، سیاست ها، افکار و راهکار های نو برای حل مشکلات جامعه می شود.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

تقسیم بندی کارآفرینی به پنج نوع

داریانی و مقیمی در مقاله ای انواع مختلف کارآفرینی را بصورت زیر تقسیم می کنند:

1- کارآفرینی اداری

در این نوع کارآفرینی، توسعه تولیدات، فرایند ها و شیوه های جدید یا توسعه موارد موجود، الویت بالایی دارد و به عنوان سرمایه گذاری جدید کارکنان فنی، علمی و مدیران و مجریان محسوب می شود. مدیریت باید منابع و امکانات را حفظ کند و کارگران ماهر باید برای عقاید جدید تلاش کنند. فرهنگ برای نوآوری، ارزشی به مراتب بالاتر از شرایط بوروکراسی قایل است.

2- کارآفرینی فرصت گرایانه

این رویکرد بر ارزیابی و گسترش توسعه و نوآوری های مبتنی بر فناوری داخلی و خارجی تاکید می کند. وجود یک محصول برتر نشانه رویکرد فرصت گرایانه در قبال کارآفرینی درون سازمانی می باشد.

3- کارآفرینی اکتسابی

در این مورد کارآفرینی از طریق اکتساب توانایی های فنی سایر شرکت ها و از طریق همکاری، مشاوره یا انعقاد قرارداد با آنها صورت می گیرد تا به دستاورد های تکنولوژکی آنها دست یابد.

4- کارآفرینی پرورشگاهی

این امر نیازمند ایجاد واحد های نیمه مستقل در شرکت های موجود برای اندیشیدن، آغاز کردن و تقویت شرکت های جدید است. با توجه به مخاطره ی بالای نوآوری در فعالیت های شرکت های تجاری، واحد های نیمه مستقل به کارآفرینی درون سازمانی کمک می کنند.

5- کارآفرینی ابتکاری

در این رویکرد، نوآوری محدود به تقلید یا ایجاد تغییرات ساده در بسته بندی یا طراحی است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 29 خرداد 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مهارت های مدیریتی در کسب و کار های کارآفرینانه

الف) مدیریت زمان: زمان سرمایه ای ارزشمند است و کالایی کمیاب و محدود که قابل خریداری، ذخیره شدن و نگهداری نمی باشد. مدیریت زمان وسیله ای برای صرفه جویی در زمان، آمادگی قبلی داشتن برای فعالیت های اجتماعی، کاهش حجم کار، نظارت بر روند پیشرفت کار ها، تنظیم وقت، آمادگی بهتر برای روز کاری بعد، سازماندهی کار های جاری روزانه، ایجاد تصویر روشن و کلی از اهداف روزانه، تمرکز روی مسائل ضروری، اتلاف کم انرژی، تصمیم گیری درباره الویت ها، افزایش اثربخشی از طریق هماهنگی بین وظایف و خودکنترلی و کاهش فشار و نگرانی روانی است و تسلط بر خود در رویارویی با حوادث پیش بینی نشده افزایش می یابد. مدیریت پیوسته زمان، یعنی نگرش مثبت به زندگی داشتن است.
مباحث مرتبط با مدیریت زمان عبارتند از:
•    فرایند بهبود مدیریت زمان
•    تعیین الویت ها
•    دلایل تخصیص وقت برای کار های کم اهمیت
•    مدیریت از طریق تفویض اختیار

ب) کار تیمی:
یکی از مهم ترین ابزار های موفقیت فعالیت های کارآفرینانه تشکیل شبکه و گروهی منسجم و هماهنگ است تا از طریق آن بتوان از پس اقدامات سخت و طاقت فرسای کارآفرینی برآمد. تیم ها با همدلی، همسویی و هم راستایی می توانند هم افزایی مثبت و اثربخشی را ایجاد نمایند و از طریق تشکیل گروه های موثر کار های مهمی را انجام دهند.
یک تیم موثر باید متشکل از سه گروه باشد:
1- افرادی که دارای تخصص فنی هستند.
2- افرادی که در حل مساله و تصمیم گیری مهارت دارند.  
3- اعضایی که توان بالایی برای شنوایی دارند و در زمینه روابط انسانی داراری مهارت هستند.
مبانی کار تیمی:
1- سازگاری و انعطاف
2- تشریک مساعی
3- تعهد
4- ارتباط
5- افزایش صلاحیت ها
6- اعتماد به موفقیت تیم
7- نظم و ترتیب
8- افزودن بر ارزش همکاران در کار تیمی
9- شور و اشتیاق قلبی
10- هدفمندی
11- آگاهی از ماموریت خود
12- آمادگی
13- رابطه مندی
14- خودارتقا دهندگی
15- ازخودگذشتگی
16- راه حل گرایی
17- پیگیری و هرگز تسلیم نشدن

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مدل تلسکوپی توسعه کارآفرینی

موفقیت در هر کسب و کاری به مهارت های خاصی نیاز دارد. کسب و کار در دنیای امروز با آنچه که در گذشته بود بسیار تفاوت دارد و طبیعتا نحوه ی عملکرد صاحبان کسب و کار ها نیز با گذشته تفاوت دارد. دنیای امروز دنیای فناوری، ارتباطات و سرعت است و به همین دلیل مهارت های مورد نیاز در کسب و کار ها باید در حدی باشد تا بتواند جوابگوی نیاز های دنیای رقابتی امروز باشد. برای موفقیت در کسب و کار علاوه بر داشن فنی و تخصص کافی در آن زمینه نیاز به پنج مهارت کسب و کار آینده ساز نیز وجود دارد. این پنج مهارت که دالان موفقیت نامیده می شوند عبارتند از:
•    مهارت های مدیریتی ( ارتباطات، تصمیم گیری، کار گروهی و سرپرستی)
•    مهارت زبان خارجه به خصوص زبان انگلیسی
•    مهارت های مالی و اقتصادی ( هزینه و سود، نگاه اقتصادی و آشنایی با اصول حسابداری)
•    مهارت های بازاریابی ( خرید و فروش، مفاهیم بازار و بازاریابی)
•    مهارت استفاده از فناوری اطلاعات ( توانایی کار با رایانه، جست و جو در اینترنت و تجارت الکترونیک)
نکته ی مهم این است که تمامی این مهارت ها اکتسابی اند و هیچ کس به طور مادرزاد دارای این مهارت ها نیستند. آنها فقط توانسته اند با سعی و تلاش بسیار این مهارت ها را در زندگی فراگیرند و در کسب و کار خود به کار بندند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

انواع کسب و کار از ابعاد مختلف

با توجه به تعریف و متغیر هایی که برای کسب و کار بیان شده حیطه و عناصر کسب و کار در قالب تقسیم بندی های مختلفی ارائه گردیده اند که در یکی از مهم ترین این تقسیم بندی ها کسب و کار ها به سه دسته اصلی تقسیم شده اند:
1. کسب و کار صنعتی : فرایند تولید یا استخراج کالا برای مصرف نهایی یا استفاده ی صنایع دیگر برای تولید توجیه دارد.
2. کسب و کار خدماتی : شامل فعالیت هایی است که برای انتقال کالا ها و خدمات از مکان تولید به محل مصرف، ضروری اند.
3. کسب و کار تجاری : وضعیت نهایی فعالیت کسب و کار شامل خرید و فروش کالا ها و خدمات می باشد.

در یک تقسیم بندی دیگر کسب و کار ها را به چهار دسته تقسیم بندی می کنند:
1. کسب و کار های خانگی: در محل سکونت شخصی و با استفاده از وسایل و امکانات منزل راه اندازی می شوند.
2. کسب و کار های خانوادگی: افراد یک خانواده و خویشاوندان اقدام به تشکیل کسب و کار می کنند.
3. کسب و کار های روستایی: با توجه به اندازه کوچک روستا ها در مقیاس کوچک هستند و با توجه به غالب بودن فعالیت های کشاورزی و کارگاهی از کارایی خاصی برخوردارند.
4. کسب و کار های مجازی: از ابزار های غیر حضوری بهره برده و برخلاف کسب و کار های سنتی که بر مراودات چهره به چهره همراه مستندات و نظایر آن استوارند می باشد و مشتمل بر دو نوع کسب و کار های الکترونیکی و بدون کارخانه می باشد.

از نظر اندازه کسب و کار ها به سه دسته تقسیم بندی می شوند:
1. کسب و کار های کوچک: کسب و کار هایی که کمتر از 50 نفر در استخدام دارند که بانک مرکزی زیر صد نفر را برای کسب و کار های کوچک در نظر گرفته است.
2. کسب و کار های متوسط: تعداد افرادی که در آن کار می کنند بین 50 تا 500 نفر می باشد.
3. کسب و کار های بزرگ: ان دسته از کسب و کار هایی که بیش از 500 نفر کارمند داشته و از نظر سود، اندازه و فروش معمولا ارقام بالایی را به خود اختصاص می دهند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اردیبهشت 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

کارآفرینی هنر است و کارآفرین هنرمند

کارآفرینی یک هنر است هنر ایجاد کسب و کار و هنر ارزش آفرینی . قصد این را نداریم تا از لحاظ علمی بررسی کنیم و تک تک شاخص های هنر را مورد سنجه قرار داده تا به این نتیجه برسیم اما آنچه می توان با یک نگاه برداشت کرد و ارزشی که برای عمل یک کارآفرین می توان در نظر گرفت آن را با هنر در یک راستا قرار داده .
کارآفرین هنرمندیست توانا که در دنیای کسب و کار به هنرنمایی می پردازد .
تمام حرف ما یک چیز است : کارآفرین باشید و کسب و کار خودتان را راه اندازی نمایید .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 آذر 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی، عكس و فیلم كارآفرینی،     | نظرات()

هرکس میخواد کارآفرین بشه به ما بگه

هر کدام از دوستان که می خواد کارآفرین باشه و یک کسب و کار راه اندازی کنه یا کارآفرین هستش اعلام کنه و ایمیل و شماره تماسشو برامون بفرسته
کسی هست که از کارآفرین شدن بدش بیاد
فقط نیاز دارین تا بخواین و خلاقیت و نوآوری داشته باشین و ایده خودتون رو پیدا کنین و با تلاش و پشتکار و خردمندانه توام با داشتن برنامه و استراتژی پیش ببرید و باور کنین موفقیت خیلی نزدیک تر از اون چیزیه که فکرشو می کنین تنها کافیه بخواینش با تمام وجود
منتظر دوستان عزیزمون هستیم

نوشته شده در تاریخ شنبه 9 آذر 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی، عكس و فیلم كارآفرینی،     | نظرات()

نمایی ساده از فرآیند کارآفرینی

این عکس بسیار گویای کارآفرینی و ایجاد یک کسب و کار می باشد . کارآفرینی با یک سوال یا ایده شروع می شود و با داشتن خلاقیت فرصت شناسایی شده و توام با اینها باید برنامه مدون کسب و کاری داشته و فرصت ها به بهره برداری برسند تا در نهایت کسب و کاری سودده داشته باشیم .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 6 آذر 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی، عكس و فیلم كارآفرینی،     | نظرات()

کلمه ای که در فرهنگ لغت کارآفرینی وجود ندارد

در هر زبانی و شاخه ای همواره تعدادی کلمه اصلی وجود دارد و تعدادی کلمات نیز هستند که وجود خارجی ندارند و در این فرهنگ مورد استفاده قرار نمیگیرند .
در فرهنگ کارآفرینی لغاتی همچون : ایده - فرصت - موفقیت - انگیزه - تلاش - پشتکار - استقلال - خلاقیت - نوآوری و و و بسیار بسیار پر کابرد بوده و از اهمیت ویزه ای برخوردارند اما در این فرهنگ کلمه ای به نام غیر ممکن وجود ندارد .
در کارآفرینی ما میگوییم همه چیز شدنیست و غیر ممکن اصلا وجود ندارد و همه چیز ممکن است و تنها کافیست نگرش و نوع نگاه خود را تغییر داد .
اگر می خواهید کارآفرین شود دیگر افعال منفی و کلمه غیر ممکن را بر زبان نیاورید و فقط از مثبت ها و شدنیها بگویید .
کارآفرین شدن همچون بسیاری مسائل دیگر فرهنگ خاص خود را می خواهد .
معادل انگلیسی غیرممکن کلمه Impossible می باشد و در مدارس کارآفرینی کشورهای اروپایی و آمریکایی سعی شده این کلمه را از ذهن افراد پاک کنند .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 5 آذر 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی، عكس و فیلم كارآفرینی،     | نظرات()

همواره ایده هایی كه به ذهنتان می آید را در همان لحظه ثبت نمایید

ایده ها چیزهای زودگذری هستند که بدون هیچ گونه اطلاع رسانی از ذهن ناخودآگاه شما میجوشند و سپس به همان سرعت ناپدید میشوند. شاید هیچگاه دیگر به خاطرتان نیاید. 
ایده ها در اطراف شما هستند و آنها میتوانند خیلی سریع ظاهر یا ناپدید شوند. باید نسبت به دنیای اطرافتان دریافت پذیر باشید. زمان هایی اتفاق میافتد که شما بخشی از یک گفتگو را میشنوید و یا یک علامت جالبی میبینید. اگر که شما آن فکر را ثبت نکرده باشید در چندین دقیقه از بین خواهد رفت. تصور کنید که ایده های شما مانند پروانه هایی هستند که به بیرون پرواز میکنند. شما به یک تور احتیاج دارید تا آنها را بگیرید و نگذارید فرار کنند.
ایده ها را براحتی و آسانی میتوان ثبت نمود در اینجا ابزارهایی را كه برای این منظور لازم است را بیان میكنیم امیدواریم كه هیچ ایده ای ثبت نشده باقی نماند . ابزار ها و تکنیک های زیادی وجود دارند که میتوانید برای ثبت ایده هایتان استفاده کنید. برخی به صورت انفرادی مناسب است در حالی که برخی دیگر مناسب تیم ها است. بعضی از آنها احتیاج به متعلقات و سرمایه کمتری دارند در حالیکه بعضی دیگر پیچیده هستند. اما همه آنها یک هدف مشترک دارند و آن اینست كه به شما کمک کنند ایده های زودگذرتان را ثبت کنید تا در آینده از آنها بهره ببرید. 
برای مشاهده لیست ابزارها و فواید و نقایصشان به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 شهریور 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

تاریخچه ای از سیر تكامل كارآفرینی

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار ماموریت بودند کارآفرین خواندند و پس از آن نیز برای مخاطرات دیگر نیز همین واژه با محدودیت هایی مورد استفاده قرار گرفت. از حدود سال 1700 میلادی به بعد درباره پیمانکاران دولت که مسئول امور عمرانی بودند از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است .
ژوزف شومپیتر با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال 1934 که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود ، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل وی را ( پدرکارآفرینی لقب داده اند. از نظر وی کارآفرین ، نیروی محرکه اصلی در توسعه اقتصادی است ) و نقش کارآفرینی عبارت است از: نوآوری یا ایجاد ترکیب های تازه مواد .
دوره های كارآفرینی :
دوره اول - قرون 15 و 16 میلادی :
در این دوره به صاحبان پروژه های بزرگ که مسئولیت اجرایی این پروژه ها همانند ساخت کلیسا ، قلعه ها ، تاسیسات نظامی و ... از سوی دولت های محلی به آنها واگذار گردید کارآفرین اطلاق می شد . در تعریف کارآفرین این واژه به عنوان واسطه و میانجی در مبادلات اقتصادی به کار می رفته است . مثلا مارکوپولو تلاش کرده بود تا راه های تجاری با کشورهای خاور دور ایجاد کند . او در این میان نقش یک واسطه را در مبادلات تجاری ایفا میکرد . 
دوره دوم - قرن 17 میلادی :
این دوره همزمان با شروع انقلاب صنعتی در اروپا بوده و ارتباط شاخص ریسک پذیری و کارآفرینی در این قرن ایجاد شد. کارآفرین به عنوان فردی تلقی می شد که با دولت قرارداد می بست تا خدمات ارائه دهد و یا محصولات تعهد شده را تولید نماید . از آنجا که میزان این قراردادها ثابت ولی هزینه های آنها متغییر بود این امکان وجود داشت که کارآفرین در این مبادلات با ضرر های مالی مواجه شود یا به سودی سرشار دست یابد . ریچارد کانتیلون ، اقتصاددان و نویسنده برجسته قرن هفدهم ، به تدوین نظریه های مرتبط با کارآفرینی پرداخت. کانتیلون کارآفرین را فردی ریسک پذیر معرفی کرد.                                                              
دوره سوم - قرون 18 و 19 میلادی :
افرادی که سرمایه در اختیار داشتند با افرادی که نیاز به سرمایه داشتند متمایز شدند . به عبارت دیگر ، کارآفرینان از سرمایه گذاران جدا شدند . دلیل اصلی ایجاد تمایز بین آنها ، پدیده صنعتی شدن در سراسر جهان بوده است .
دوره چهارم - دهه های میانی قرن بیستم میلادی :
در اواسط قرن بیستم ، کارآفرین به مثابه نوآور مورد توجه صاحب نظران زیادی از جمله شومپیتر اقتصاددان قرارگرفت ، وی معتقد بود : کارکرد یک کارآفرین شامل اصلاح یا دگرگونی کامل الگوهای تولید از طریق استفاده از نوآوری یا به صورت عمومیتر ، یک تکنولوژی امتحان نشده مربوط به تولید جدید یا تولید کالاهای قدیمی به شکل جدید و نو ، گشایش منابع جدید برای فراهم کردن منابع اولیه یا شناسایی بازارهای جدید برای محصولات و سازماندهی صنایع جدید می باشد . در این دوره مفهوم نوآوری شامل خلق محصولات جدید ، ایجاد نظام توزیع جدید یا ایجاد ساختار سازمانی جدید به عنوان یک جزء اصلی به تعاریف کارآفرینی اضافه شده است .
دوره پنجم - دوران معاصر (از اواخر دهه 1970 تا کنون ) :
در این دوره همزمان با موج ایجاد کسب و کار و روند کارگاه های کوچک و رشد اقتصادی و نیز مشخص شدن نقش کارآفزینی به عنوان تسریع کننده این ساز و کار ، توجه زیادی به این مفهوم شد و رویکرد چند جانبه به این موضوع صورت گرفت. در این دوره به تدریج روان شناسان ، جامعه شناسان و دانشمندان و محققین علوم مدیریت نیز به ابعاد مختلف کارآفرینی و کارآفرینان توجه نموده اند .

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 شهریور 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

عوامل تاثیر گذار بر فرآیند كارآفرینی

1- اقتصادی و بازاری :
    منایع مالی (دسترسی به وام)
    زیر ساخت های اقتصادی (جاده – ارتباطات)
    نیروی کار ماهر
    خدمات تخصصی (مشاوره و حسابداری)
    تسهیلات فیزیکی
   محیط اقتصادی کلان (تورم و نرخ بهره)

2- ساختار پویایی صنعت :
    اندازه بازار
    تمرکز جغرافیای صنعت
    رشد بازار
    استراتژی شرکت های بزرگ

3- چهارچوب قوانین و مقررات :
    سیستم مالیاتی
    قوانین و مقررات
    سیستم حقوق (مالکیت معنوی)
    سیاست های حمایتی (مشوق های مالیاتی)

4- سرمایه های اجتماعی :
    یکپارچگی و یا سلسله مراتب اجتماعی
    شبکه کارآفرینی
    فرهنگ احترام به کارآفرین
    پشتیبانی نهادی
    سیستم آموزشی (تدریس کارآفرینی)

5- جنبه های فردی مربوط به کارآفرین :
    تجربه کاری (تجربه مدیریتی و مشاغل قبلی)
    عوامل جمعیت شناسی
    تحصیلات 
    ظرفیت کارآفرینی
    دارایی

نوشته شده در تاریخ شنبه 11 شهریور 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرینی بدون ریسك پذیری معنی ندارد

ریسک یعنی احتمال هرچیزی به جز آن چیزی که انتظارش را داریم. تمایل به مخاطره پذیری یعنی پذیرش مخاطره های معتدل که می توانند از طریق تلاش های شخصی مهار شوند. در هر مخاطره یک عنصر اصلی به نام احتمال شکست در ایجاد آن نقش دارد. مخاطره هایی که کارآفرینان می پذیرند متفاوت است مثلا آنها با سرمایه گذاری مخاطره مالی را میپذیرند و با ترک شغل خود مخاطره شغلی را . عده ای کارآفرینان را عاشق مخاطره می دانند در حالیکه واقعا چنین نیست. کارآفرین شخصی میانه رو است که حساب شده مخاطره می کند. او لزوما به دنبال فعالیت پر مخاطره نیست بلکه مقدار متوسطی از مخاطره را که برای شروع فعالیت اقتصادی معمولی تلقی می شود می پذیرد و در این حد حاضر می شود پول ، امنیت ، شهرت و موقعیت خود را به مخاطره بیاندازد. آنها هرگز قمار نمی کنند بلکه در اقدام به مخاطره بسیار حساب شده  و با دقت عمل می کنند و تمام تلاش خود را به کار می بندند تا احتمالات را به نفع خود تغییر دهند. کارآفرین از جنب و جوش کارهای بزرگ لذت می برد. ولی هیچگاه دست به قمار نمی زند. او خود را درگیر ریسک های پایین نمی کند زیرا جنب وجوش کافی ندارد و از ریسک های بالا نیز دوری می کنند زیرا احتمال موفقیت درآنها پایین است. بنابراین او خواهان کارهای بزرگی است که دست یافتنی باشد. به بیان دیگر کارآفرین از انحام کارهای دشوار اما واقع بینانه با بکارگیری مهارت خود احساس خرسندی می کند. گستردگی کسب و کار سبب می شود مسائل و فرصتها نیز بیشتر و پیچیده تر شود. این رشد وتوسعه مسائل ایجاب می کند که شخص از تصمیم گیری نهراسد و تن به پذیرش ریسک دهد. شخص کارآفرین ریسک را قبول میکند و میداند که احتمال شکست نیز وجود دارد .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

اهمیت دانش و اطلاعات در كارآفرینی

توانایی در گرو دانایی است. به زبان امروزی تر اگر می خواهی به موفقیت دست یابی باید اطلاعات لازم را داشته باشی این همان راه حلی است که گذشتگان ما سالها پیش به آن دست یافته اند. زندگی در عصر اطلاعات ایجاب می کند که اولا دانش لازم برای راه اندازی یک کسب و کار را به دست آوریم. ثانیا دانش خود را مدام با دانش روز دنیا تطبیق بدهیم و به آن گره بزنیم ولی به آن پایبند نباشیم زیرا می دانیم آنچه دانش فردا به ما می آموزد دانش دیروز نیاموخته است. پس رسدن به اطلاعات روز در گرو نسبی و قابل تغییر دانستن است اطلاعات دیروز است. البته کسب دانش لزوما تحصیلات دانشگاهی را ایجاب نمی کند. نمی توان تاثیر تحصیلات دانشگاهی  را در موفقیت فرد انکار کرد ولی بارها با نمونه هایی از کارآفرینان برخورد کرده ایم  که نه تنها از تحصیلات  آکادمیك بی بهره بوده اند بلکه حتی سواد خواندن و نوشتن را هم ندارند ولی در زمینه کسب و کار خود اطلاعات زیادی داشته اند. از همین روست که یک فرد کارآفرین دائما در حال کسب اطلاعات است .
 کنجکاوی و جست و جوی دائم برای دانستن و فهمیدن انرژی نهفته در وجود اوست که از طریق بانک های مختف اطلاعاتی به آن جواب مثبت داده شده است. یک فرد کارآفرین کتاب های متنوعی مطالعه می کند و فیلم هایی با مضامین گوناگون تماشا می کند روزنامه ، اینترنت ، تجربیات دیگران و هر روش دیگری راه هایی است که برای دستیابی به اطلاعات از آن استفاده می کند. اطلاعاتی که ممکن است تا آخر عمر نیز مجبور به استفاده از آن نشود .ولی می داند می تواند آنرا به افرادی  که به آن نیاز دارند منتقل کند. بنابراین خصیصه یک کارآفرین تنها جذب اطلاعات  نیست 
بلکه انتقال دانش و اطلاعاتی  که با مشقت بسیار به دست آورده می تواند برای او بسیار ارضاء کننده باشد .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مدیریت و كارآفرینی

اولین و اصلی ترین مشخصه یک کارآفرین استقلال طلبی اوست او از محیط کاری خود ناراضی است و با تجربه ای که در همان جا اندوخته است به تاسیس شرکت یا راه اندازی  کسب و کار دیگری دست می زند که بی ارتباط با فعالیت قبلی او نیست. در نتیجه مدیریت و سرپرستی  کسب و کار جدید به عهده خود کارآفرین است. راهکارهای مدیریتی  که کارآفرینان پس از استقلال از محیط کاری قبلی خود در نظر می گیرند معمولا از مدیران شرکت های دیگر متمایز است . یک مدیریت کارآفرینانه ویژگی هایی دارد که در یک شرکت با بروکراسی امروزه تعریف شده نیست. نگاه یک مدیر کارآفرین به کارکنان و شرکت نیز با نگاه سایر مدیران بسیار متفاوت است. او آنها را با توجه به افکار و اندیشه های بکر و کارآمدی که دارند همانند معدن استخراج نشده ای می پندارد که باید راهی برای دستیابی به گنجینه وجودی هر کدام از آنها بیابد. اینگونه است که در یک کسب و کار کارآفرینانه  ارزش یک انسان به درستی حفظ می شود و زمینه شکوفایی استعدادهای او فراهم می گردد. بیشتر کارآفرینان ساعات زیادی از روز را کار می کنند اما رضایت خاطر آنان زمانی فراهم می  شود که با وجود محدودیت های اقتصادی و محیطی خود تصمیم می گیرند و کارها را به شیوه خود انجام می دهند. طبق برنامه عمل می کنند و سودی را که خود ایجاد کرده اند برداشت می کند. بطور کلی مدیریت کارآفرینانه ناشی از دستیابی فرد به نوعی بصیرت در مورد انسانها ، شرایط و مسائل اطراف است. نوعی نگرش که او را به مدیریت تمامی این عوامل برای رسدن به هدف خاص که همانا تولید و خدمت است سوق میدهند. مطمئنا در برخورد با مدیر کارآفرین تفاوت های بارزی را میان او و سایر مدیران غیر کارآفرین می توان یافت.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

تلاش و پشتكار خاص كارآفرینانه

کارآفرین میداند که هیچ تغییری بدون تلاش و پافشاری حاصل نمی شود و به آسانی میسر نمی گردد . او معتقد است که نیروی اراده می تواند  فکر را تحت فرمان و تسلط خود قرار دهد. برای تمرز به کمی تمرین نیازمندیم. تلاش همواره با اراده کارآفرین توام است و او به این باور رسیده است که قطعه مشترک تمام موفقیت ها تلاش و پشتکار است و استعداهای بزرگ بدون  مقاومت  و ایستادگی در راه رسیدن به آن  نا فرجام می ماند. پس برای رسیدن به آمال و ایده ها  به جز قریحه و استعداد عامل تعیین کننده دیگری نیز مورد نیاز است و آن ایستادگی در راه هدف است. اگر شخصی اراده کند خواهد دید که موانع یک به یک از پیش پایش برداشته می شوند و اهدافی که ابتدا دست نیافتنی جلوه می کرد در دسترس قرار خواهد گرفت. رمز کار در این است که هدف پیوسته در مقابل چشم آدمی مجسم باشد و فرصتی به دلیل ضعف اراده از دست داده نشود. افرادی که اراده بالایی دارند  این ویژگی ها را دارند :اعتماد به نفس ، اعتقاد به کنترل سرنوشت خود ، اعتقاد به اینکه موفقیت بیشتر حاصل تلاش بیشتر است.« پشتکار خصیصه ای بزرگ در انسان است. این خصیصه در همه انسانها نهفته است. در کودکی هنگامیکه راه رفتن را می آموختیم ازخود پشتکار نشان می دادیم بارها و بارها به زمین می خوردیم  ولی دوباره بلند می شدیم و دوباره می کوشیدیم تا اینکه موفق شدیم. ما بیشتر پیشرفت های خود را مدیون  تلاشمان هستیم. هیچ چیزدر این دنیا جای پشتکار را نمیگیرد حتی استعداد . زیرا دنیا پر از آدم های با استعداد ناموفق است حتی تحصیلات هم جای تلاش را نمی گیرد. آدم های تحصیل کرده ی ناکارآمد زیادند. پشتکار و تصمیم قدرت اصلی رسیدن به موفقیت هستند » .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

نگاه كارآفرینانه ضرورتی اجتناب ناپذیر

شاید عجیب به نظر برسد که کارآفرینان و افراد موفق در حوزه اقتصاد از افکار خاصی برخوردارند. آنها در مسیر رسیدن به اهداف کوتاه مدت خود  به نتایجی می رسند که نگرش آنها را به وقایع اطراف شکل می دهد  و آنها به نوعی از ایدئولوژی مدیریتی دست می یابند  که دلیل موجه بسیاری  از اعمال بظاهر عجیب آنهاست . ممکن است اعمال عجیب وتعرف نشده ای ار آنان ببینید و از عهده  توجیه آنان بر نیایید و با خود بیاندیشید که کارآفرینان کارهایی غیر طبیعی انجام می دهند ولی در واقع پایه و اساس کارهای آنان بر عقایدی است که بر اساس تجربه به  آن دست یافتند. نوع نگرش کارآفرینان  و عقاید پایه ای آنها سبب می شود مثبت نگر باشند و در عین حال واقع گرا بیندیشند. نوع دوست باشند ولی بیش از هر کسی  برای خود احترام قائل شوند. به ماوراء اعتقاد داشته باشند  ولی برای کسب ثروت تلاش کنند هر حادثه و رویدادی را در جهان نتیجه اعمال خود انسانها بدانند که به شکلی دیگر به آنها رجوع کرده است. بنابر این به فکر دستیابی به خیر مطلق هستند و در جهت رسیدن  به آن از نیکی به انسانها غافل نمی مانند و با این حس خیرخواهی  خود را در معرض تمام نیکی ها قرار می دهند. آنها می دانند که قدرت و فیض ، یک منبع لایتناهی  که همه موجودات از تمام جهات به آن نیازمندند و موجودیت خود را از او میگیرند ولی برای رسیدن به هر موفقیت نهایت تلاش را ازخود نشان می دهند. آنها معتقدند که در دنیا هیچ خیر وشری بدون پاسخ نمی ماند. پس از آسیب رساندن به دیگران حذر می کنند و طالب افتاده فیض اند. در نظر کارآفرینان شکست در این جهان وجود ندارد .

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

فرصت ، ایده ، خلاقیت و نوآوری از نگاه دكتر احمدپور داریانی

ایده : یکی از مسائلی که می تواند یک کارآفرین را ذوق زده کند و به هیجان آورد رسیدن به یک فکر و ایده جدید است. محصولی جدید ، راهی نو ، طرحی تازه و کاری متفاوت میتواند در آن ایجاد انرژی کند  و آنها را برای رسیدن به نمونه عینی  یک ایده ذهنی برانگیزد . کارآفرینان معمولا برای آنحام کارهای خود از ایده های نو کمک می گیرند. ممکن است این ایده و طرح جدید زاییده ذهن خود کارآفرین باشد. در غیر اینصورت از ایده های کارکنان خود کمک می گیرند و به استقبال نظرهای بدیع آنان می روند . به بیان دیگر  مهارت ویژه یک کارآفرین اولا توانایی شناسایی افرادی است که ایده های بکر و عملی را در ذهن دارند. ثانیا توانایی ایجاد فضایی مساعد برای پرورش طرح های آنان است. بدین ترتیب سازمانی که با مدیریت یک فرد کارآفرین فعالیت می کند مرکزی برای رشد و پرورش استعدادها و ایده های ناشناخته  است. ایده هایی که بعضا عجیب و مضحک به نظر می رسند. کارآفرینان بر روی همه این ایده ها  سرمایه فکری ، زمانی و مالی می گذارند تا شکوفا شوند. حتی بسیاری از کارآفرینان بر این باورند که یک ایده موفق آن است که در ابتدا اعجاب همگان را برانگیزد وحتی آنان را به خنده وا دارد .

فرصت : فرصت منبع نوآوری است این جمله ای است که بارها در محافل کارآفرینی مطرح می شود و بسیاری از تئوری های اصلی آنان بر پایه این عقیده است که فرصت و نگاه فرصت گرایانه به امور ، زمینه ساز بسیاری از خلاقیت ها و نوآوری ها است. به همین دلیل نوع نگاه کارآفرینان به وقایع واشیاء اطراف به میزان قابل توجهی با دیگر افراد متفاوت است. کارآفرین هنگام برخورد با وقایع به این می اندیشد که از این موضوع به چه صورت میتوان استفاده کرد و به نهایت سود رسید. کارآفرین در یک نگاه فرصت گرایانه به همه شرایط به عنوان یک عامل برای رسیدن به هدف می نگرد . در بسیاری مواقع تنها کارآفرین است که میداند از یک موضوع چگونه استفاده کند. حتی در مواقعی که وقایع اطراف را پیش بینی می کند و خطر ناشی از نوسانات آن را به عهده می گیرد و در فرایند تولید عامل سامان دهی و مسئول تصمیماتی از این قبیل : "چه تولید شود ؟ چقدر تولید شود ؟ و روش تولید چیست ؟ " است کارآفرین با تشخیص فرصت ها وجمع آوری منابع  مورد نیاز طراحی و اجرای  نقشه ای  را به عهده می گیرد و نتایج بدست آمده را به موقع  و با روشی منعطف جمع آوری می کند. این در حالی است که زمان  او یکی از عناصر اصلی و مهم تلقی می شود. او می داند که این طرح تنها در این زمان نتیجه مطلوب را به دست می دهد.
دیروز زود است و  فردا دیر ، همین امروز ، همین ساعت و همین لحظه!!!

نوآوری و خلاقیت : متداول ترین برداشت از خلاقیت فکری نو و متفاوت به وسیله فردی خلاق است. این فکر نوین یا راه حل ابتکاری ، صرفا به دلیل غیرمعمول بودن آن نیست ، بلکه به این دلیل است که این ابتکار ازنظر دیگران نیز ارزشمند و متناسب با موضوع است.بنابراین به نظر برخی از روانشناسان خلاقیت ترکیبی از قدرت ابتکار ، انعطاف پذیری وحساسیت در برابر نظرهایی است که فرد را قادر میسازد خارج از نتایج تفکر نامعقول به نتایج متفاوت و مولدیبیندیشد که حاصل آن رضایت خود او واحتمالا خوشنودی دیگران را در پی خواهد داشت. به بیانی دیگر خلاقیت یعنی توانایی خلق افکار جدید بطوریکه این فکر ممکن است به محصول یا خدمت جدید نیز منجر شود. خلاقیت در دایرة المعارف علوم اجتماعی چنین تعریف شده : برخی آن را « توانایی هستی بخشیدن به پدیده ای جدید » تعریف کرده اند و عده ای دیگر آنرا نه بعنوان توانایی بلکه بعنوان « فرایندی روان شناختی یا فرایندهایی که ازطریق آنها محصولات جدید وارزشمند خلق می شوند » تعریف کرده اند. زمانی خلاقیت به عنوان یک خصیصه منحصر به فرد و ذاتی در نظر گرفته می شد ولی امروزه برخی مکاتب فکری معتقدند که خلاقیت قابل آموزش و یادگیری است.پس برای ارائه تعریفی دقیق از خلاقیت باید ابتدا جایگاه نوآوری را مشخص نمود. نوآوری یعنی ارائه محصول ، فرایند وخدمات جدید به بازار اما خلاقیت نیرویی است که در پس نوآوری نهفته است. خلاقیت ارتباط بین تصور و اندیشیدن ایده های نو و ارائه محصول ، فرایند و خدمات نوآورانه است. نوآوری و خلاقیت از اجزای لاینفک کارآفرینی اند و به اعتقاد پیتر دراکر وجود نوآوری در کارآفرینی به قدری ضروری است که می توان ادعا کرد کارآفرینی بدون آن وجود ندارد وخلاقیت نیز بدون نوآوری نتیجه ای نخواهد داشت.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 31 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

نقش خود باوری در كارآفرینی

یکی از ویژگی های بارز کارآفرینان اعتماد به نفس آنها می باشد . آنها معتقدند که می توانند انتظاراتی را که مردم از آنها در محیط کار و خانه دارند برآورده نمایند . به بیان دیگر آنها امکان موفقیت خود را بیش از آن چیزی که واقعیت دارد  در نظر می گیرند . هنگامیکه كسب و كار جدیدی به آنها پیشنهاد می شود ، حتی اگر از توانایی خود اطمینان نداشته باشند اول آنرا قبول می کنند  و سپس به دنبال راه حل می گردند . کارآفرینان هنگامی كه نمی دانند که به  چه شکل می توانند کاری را انجام دهند برتوانایی خود متکی می شوند و معیارهای بالایی را برای  انتظاراتی که از آنها می رود در نظر می گیرند . به همین دلیل  دیگران به آنها اعتماد می کنند و معمولا از آنها نظر می خواهند . همین حس خود باوری در کارآفرینان است که حس استقلال طلبی  وریسک پذیری  آنان  را تقویت میکند و تمام فعالیت های پر مخاطره آنان را پشتیبانی می کند . خود کارآفرین نسبت  به تواناییها واستعدادهای خود نگرش مثبتی دارد . او به قابلیت های خود کاملا معتقد است . این دیدگاه یعنی مثبت نگری ، باعث افزایش اعتماد به نفس در کارآفرین و همکاران او می شود و همدلی و صداقت و امید را در سازمان ایجاد می کند و باعث کاهش تنش استرس و تعارض و تضاد می شود . به بیان دیگر « خودباوری یعنی  تمایل به اینکه خود را فردی  شایسته رو در رویی با کشمکش های اساسی زندگی ولایق شادی ها بدانیم ». بنابراین خودباوری از دو بخش تشکیل شده است . اول کارآمدی شخصی که عبارت است از اعتماد به توانایی های خود برای اندیشیدن ، یادگرفتن ، انتخاب کردن و عمل نمودن مناسب و دوم عزت نفس که اعتقاد داشتن به حق خویش برای شاد بودن است ، اعتقاد به اینکه دست یابی به اهداف، موفقیت ، دوستی ، احترام ، عشق وانحام موفقیت آمیز امور در شأن ماست.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

نقش تجربه در كارآفرینی

بهترین کسب وکارهای دنیا بیانگر کارآیی و پختگی فرد موسس در کسب و کار می باشد .

تعدادی از محققان گزارش نموده اند که کارآفرینان معمولا در مورد کاری که به عهده می گیرند قبلا تجربه داشته اند . تجربه کاری در فعالیت اقتصادی عامل مهمی در موفقیت است . این موضوع چندان هم شگفت آور نیست زیرا کوپر دریافت که حداقل  بیش از 97 درصد شرکت های جدید که در زمینه هایی با فناوری بالا فعال هستند حداقل یکی از موسسان آن قبلا در همان صنعت کارکرده و تقریبا 85 درصد شرکت های جدید دارای کالا یا خدمات اولیه بوده اند که در آنها از تجربه فنی قبلی موسسات استفاده شده است. از این رو اکثر کارآفرینان جدید دارای تجربه قبلی بوده اند.البته بحث تجربه کاری زمانی گسترده تر را نیز دربر می گیرد.به عبارتی دیگر آن گونه که ثابت شده است,اغلب کارآفرینان  وشخصیت های برجسته اقتصادی فعالیت اقتصادی خود را ازسنین پایین واغلب از دوران کودکی آغاز کرده اند . آنها با روش های خرید و فروش و ارتباط با افراد مختلف با ویژگی های متفاوت آشنا شده اند و به خوبی به اسرار موفقیت در کسب وکار واقف اند.شواهد کافی نشان می دهد صفات کارافرینی  در نتیجه آموزش دوران کودکی ، استقلال ، اتکا به خود و قرار گرفتن در معرض ارزش های فرهنگی  مرتبط با کار وصنعت پرورانده می شود.والدین اینگونه افراد اغلب از فرزندان خود انتظار دارند  که میان سنین شش و هشت سالگی تا اندازه ای استقلال از خود نشان دهند ، خود انتخاب کنند و کارهایی نظیر رفت و آمد در محله و مراقبت از خود در خانه و بیرون را بدون کمک دیگران انجام دهند . به مرور زمان  این کودکان وارد فعالیت های اقتصادی می شوند و آداب معامله و فروش و بازار یابی را ازهمان ابتدا فرا میگیرند و بکار می برند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرینان و نیاز توفیق طلبی

نیاز به توفیق : تمایل به انجام کار در استانداردهای عالی جهت موفقیت در موقعیت های رقابتی .
مک کله لند در تحقیق خود به این نتیجه رسید که نیاز به توفیق در افرادی که فعالیت اقتصادی خود را آغاز می کنند بالاتر است . این افراد می خواهند همواره در کشمکش باشند  و در راه رسیدن به اهداف قابل دسترس این افراد  نسبت به عملکرد خود به بازخورد مکرر نیاز دارند . آنها ترجیح می دهند شخصا مسئولیت حل مشکلات ، تعیین اهداف ودستیابی به آنها را از طریق تلاش شخصی خود به عهده بگیرند . افرادی که نیاز به توفیق بالا دارند دارای ویژگی های زیر هستند : 
1 - مسئولیت شخصی برای تصمیم گیری را ترجیح می دهند
2 - مخاطره پذیری آنها متوسط است
3 - به دریافت بازخورد از نتایج تصمیمات خود توجه دارند 
این حس در افرادی وجود دارد که در فعالیت های کارآفرینانه موفق می باشند . در حقیقت این نیاز افراد را تحریک می کند تا کارآفرین شوند .افرادی که انگیزه موفقیت دارند قمار باز نستند . آنان ترجیح میدهند به جای واگذاری نتیجه کار به شانس و تصادف شخصا مشکل خود را حل کنند. یکی از مشخصه های کسانی که انگیزه موفقیت دارند این است که به کسب موفقیت شخصی بیشتر از پاداش های ناشی از موفقیت توجه نشان می دهند . او از حل یک مشکل بیشتر از تشویق شدن یا پولی که به دست می آورد به هیجان می آید . پول برای او به عنوان یک مقیاس عملکرد ارزش دارد نه وسیله ای برای کسب منزلت و تامین اقتصادی. این دسته از افراد غالبا در مشاغل فروشندگی و یا درمقام صاحبان و مدیران موسسات خصوصی دیده می شوند.

نوشته شده در تاریخ شنبه 21 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرین و كارآفرینی

کارآفرینی فرایندی است که طی آن محصول یا خدمت جدید با نوآوری وخلاقیت به بازار ارائه شود و این کسب و کار مدام در حال رشد و ترقی باشد .
کارآفرین کسی است که فعالیت اقتصادی کوچک و جدیدی را پایه گذاری کند .
وجه اشتراك تعاریف كارآفرینی :
1- کارآفرینان ارزش ها را تغیر می دهند وماهیت آن را دچار تحول می کنند
2- کارآفرینان برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارند.مخاطره پذیرند. اما هیچگاه سرمایه گذار نیستند . آنها مخاطره ای را می پذیرند که لازمه هر فعالیت اقتصادی است
3- کسانیکه بتوانند به درستی تصمیم گیری کنند می توانند کارآفرین باشند
4- کارآفرین تغییر را مغوله ای سالم و هنجار می داند .
5- کارآفرینی یک رفتار است نه یک صفت خاص در شخصیت افراد.

ویژگی های کارآفرینان :
آنچه یک کارآفرین را از سایر افراد متمایز می سازد یک مشخصه خاص نیست. مجموع خصایص و ویژگی ها در تعیین هویت یک کار آفرین و بروز نشانه های کارآفرینی موثر است.مجموع این نشانه هاست که سبب می  شود در عرف فرهنگ کارآفرینی به شخص عنوان " کارآفرین " اطلاق شود .
برخی از محققان ، کارآفرینان را از ابعاد گسترده تر ودیدگاه های جدیدتری مورد بررسی قرار داده اند و مشخصات زیر را درباره آنها ارائه  داده اند:
1- کار آفرینان  در صورت لزوم قوائد وقوانین را زیر پا می گذارند
2- آنها به فرهنگ تشکر و قدردانی از پرسنل و اطرافیان خود اعتقاد دارند وآن را بکار می گیرند
3- نتیجه اعمال خود را به راحتی قبول می کنند
4- اعمال خود را با دیگران مقایسه می کنند
5- ظرفیت رویارویی  با ابهام در حل مسائل را در خود بوجود می آورند
6- مدام در حال جست وجو وکسب اطلاعات اند
7- رابطه آنان با پرسنل واطرافیان اغلب دوستانه وغیر رسمی است
8- افراد قاطعی اند
9- درآنها امید به موفقیت بیشتر از ترس از شکست است
10- تمایل به کنترل سهل گیر دارند تا سخت گیر
11- آنها پرورش دهنده افکار جدید خود و دیگرانند
12- در برابر موانع و مشکلات قاطعانه تلاش و پشتکار از خود نشان می دهند
13- با حالتی جست وجو گر در حال یافتن و كشف فرصتهای جدیدند
14- با برنامه ریزی دقیق به طرف  هدف تعیین شده خود حرکت می کنند

کسانی که بتوانند به درستی تصمیم بگیرند می توانند کار آفرین باشند
کارآفرین کسی است که :
1-یک واحد تجاری جدید را تاسیس کند
2- مدیریت عمومی یک فعالیت تجاری یا تخصیص منابع آنرا به عهده بگیرد.
3- بتواند از کالا ,فرایند ,بازار , مواد اولیه  یا سازمان جدید بهره برداری تجاری کند
4- مخاطره ناشی از  زیان یا شکست بالقوه ی یک واحد تجاری  را که بطور  غیر متعارفی زیاد است,قبول کند
5-هدف او دستیابی به سطوح بالای رشد و سود آوری در یک واحد تجاری باشد

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 19 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

اهمیت ایده كارآفرینانه

كارآفرینی شخصی است كه بطور فعالانه در جستجوی ایده می باشد و ممكن است اولین كسی باشد كه فرصت را شناسایی می كند و در حقیقت محیط بطور مستقیم و غیر مستقیم منبع تمامی ایده هاست .
ایده های جدید و نو را نباید همواره بیش از حد مهم تلقی نمود بلكه در بسیاری از موارد فرصت های كسب و كار از ایده های قدیمی نشات می گیرند .
كارآفرینان موفق می گویند نباید به ایده بیش از حد توجه نمود بلكه ارزیابی ایده بسیار مهم است تا معلوم شوئد ایده تا چه میزان امكان پذیر و با ارزش است . 
ایده باید از لحاظ تجاری ارزیابی شود تا وقت ، انرژی ، پول و انگیزه بر اثر پرداختن به یك ایده كم اهمیت به هدر نرود . 
در بسیاری از موارد جمع آوری سرمایه و منابع مورد نیاز اهمیتی بیش از داشتن یك ایده صرف دارند پس از آغاز باید در جست و جوی آنها بود .
شناخت ایده كارآفرینانه تنها یك مرحله از فرآیند كارآفرینانه می باشد . 
كارآفرینی یكباره و ناگهانی نیست و یك فرآیند در گذر زمان است پس تا می توانید ایده های جالب ، جذاب و جدید داشته باشید و بررسی نمایید و خواسته های بازار و مشتریان را به دقت بررسی نمایید . 
منابع ایده : مشاغل قبلی - علاقه شخصی و سرگرمی - رخداد های تصادفی - آموزش / تحصیل - فعالیت های دوستان و آشنایان و اعضای خانواده - بازار - تامین كنندگان - مشتریان - متخصصین - نشریات - مجلات - سرمایه گذاران 

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت، كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرینی : ایده ، نوآوری ، فرصت

موفقیت كسب و كار تحت تاثیر ویژگیهای محیطی خاص می باشد كه امكان پذیری كسب و كار را تحت تاثیر قرار می دهد و این ویژگی های محیطی شامل پیشرفت های تكنولوژی و تقاضای مطلوب می باشند .
داشتن طرح بازاریابی قوی بسیار ضروری می باشد تا میزان تقاضا را تا حد مورد نظر بالا برده و نیازهای بازار را شناسایی نماید . 
تفاوت ایده و فرصت در امكان پذیری آن می باشد و محیط است كه امكان پذیری را تعیین می كند .
محیط به عنوان منبع ایده های كسب و كار است و منابع مورد نیاز برای عملی كردن فرصت را فراهم مینماید .
كاركرد اصلی كارآفرینان نوآوری است و در حقیقت نوآوری كارآفرینان را از سایرین متمایز می كند .
كارآفرینی فقط نوآوری نیست بلكه بسیج منابع ، پذیرش خطر و بدست آوردن بازار می باشد . 
نوآوری از طریق ارائه كالاهای جدید ، روش های تولید جدید ، گشایش بازارهای جدید ، یافتن منابع اولیه جدید و ایجاد انواع سازمان های صنعتی است . 
بسیاری از ایده ها از تجربه های كاری ناشی می شوند و بسیاری نیز از طریق داشتن مشتریان آگاه .
پورتر می گوید احتمال شكست كارآفرینانی كه وارد صنایعی با سطح رقابت بالا می گردند بسیار زیاد است . 
كارآفرینان آینده نگر برای یافتن ایده باید توجه خود را به بازار ها و مشتریان معطوف كنند . 

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

سخنانی در باب کارآفرینی

برگرفته از سخنان دکتر کرمی که توسط آقای مهدی یاراحمدی گردآوری شده است .
خلاصه سخنان و نکات :
اصل موفقیت كارآفرینی شامل ، همگام بودن با تغییرات جهانی ، كسب و كارگرا بودن ، بازار گرا بودن مدیریت استراتژیك ، دانایی ، نوآوری و رشد بوده و روند تغییرات اساسی در محیط عصر حاضر را ، حركت از جامعه صنعتی بسوی جامعه اطلاعاتی ، از تكنولوژی نیرو افزا به تكنولوژی دانش افزا ، از اقتصاد ملی بسوی اقتصاد جهانی و از تمركز به عدم تمركز می باشد .
نیازهای سازمانی كارآفرینان ، نیاز به در اختیار داشتن « منابع آزاد » و بدون كنترل و پاسخگویی جهت استفاده در طرحها و ایده های نو شخصی ، نیاز به اطلاعات به موقع ، موثق ، نیاز به اخذ سریع نتیجه كار و عمل خود ، نیاز به آموزش ، نیاز به سرعت عمل و نیاز به كار مفرّح دانست و كارآفرینان سازمان را عامل كاهش بوروكراسی اداری ، نوآوری و روان كننده تغییر ، تحریك و تشویق حس رقابت ، مهیا كردن عوامل تولید ، و عامل ساماندهی منابع و یكپارچگی و ارتباط بازارها می باشند .

خلاقیت عامل مهمی در كارآفرینی می باشد و خلاقیت توانایی خلق فكرهای جدید كه این فكرها ممكن است به محصولات یا خدمات جدید نیز منجر شوند .

كارآفرین فردی است كه فعالیت اقتصادی كوچك ، جدید و متعلق به خود را شروع می نماید او ارزشها را تغییر می دهد و ماهیت آنها را دچار تحول می نماید . كارآفرینان برای فعالیت خود به سرمایه نیاز دارند ، اما هیچگاه سرمایه گذار نیستند . آنها ریسك می پذیرند ، البته ریسكی كه لازمه هر فعالیت اقتصادی است .

تمایل به مخاطره پذیری از عوامل ریسك در امر كارآفرینی بشمار آمده و تمایل به مخاطره پذیری عبارت است از پذیرش مخاطره های معتدل كه می توانند از طریق تلاشهای شخصی مهار شوند . هنگام در نظر گرفتن هر گونه مخاطره ، دو عنصر در ایجاد این مفهوم نقش دارند ، یكی سطح درك فرد كارآفرین از مخاطره در آغاز هر فعالیت پر مخاطره و دیگری امكان احتمالی مشهود شكست در صورت ناموفق بودن آن فعالیت است .

اصل توفیق طلبی در كارآفرینی : نیاز به توفیق عبارت است از تمایل به انجام كار در استانداردهای عالی جهت موفقیت در موقعیتهای رقابتی . افراد با نیاز به توفیق بالا مایل هستند تا همواره در چالش باشند و در راه رسیدن به اهداف قابل دسترسی و همچنین نسبت به عملكرد خود به بازخورد مكرر و منظم زمانی نیاز دارند . این افراد ترجیح می دهند تا شخصا مسئولیت حل مشكلات ، تعیین اهداف و دستیابی به آنها از طریق تلاش شخصی خود را به عهده بگیرند.

تحصیلات نقش بزرگی در كارآفرینی و حتی موفقیت كارآفرینان ندارند . اكثر كارآفرینان از تحصیلات پایین برخوردار بوده اند و بیشتر آنها فاقد تحصیلات دانشگاهی هستند .

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()