تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - مطالب كارآفرینی

کلمه کارآفرینی در زبان ژاپنی

  اکثر ما ژاپنی‌ ها را موجوداتی افسانه‌ ای و پرنده با شمشیر های تیز سامورایی و یا بسیار صنعتی می‌ دانیم، بنیانگذار شرکت سونی در این زمینه گفته‌ های جالبی دارد، توجه کنید.


واژه‌ ای کاربردی در ژاپن ( موتا - تای - نای ) : 

ما ژاپنی‌ ها ذهنمان همواره درگیر مساله حفظ و ادامه بقاست. هر روز زمین زیر پایمان به معنای واقعی کلمه به لرزه درمی‌ آید ما زندگی هر روزمان را در این جزایر آتشفشانی با خطر همیشگی زلزله و توفان و امواج برآمده از جزر و مد اقیانوس و برف و بوران‌ های کشنده می‌گذرانیم. جزایر سرزمین ما چیزی از مواد خام جز آب به دست نمی‌ دهد و کمتر از یک‌چهارم خاک ما قابل زندگی یا کشت و کار است از این رو است که چیزهایی که داریم برایمان گرانبهاست. و نیز از اینرو است که یاد گرفته‌ ایم که طبیعت و عناصر آن را حرمت بگذاریم، ذخیره کنیم، چیزها را کوچک و ریز کنیم و از تکنولوژی برای ادامه بقا و حیات یاری بگیریم.

ما ژاپنی‌ها خودمان را مردمی عمیق در مورد مذهب نمی‌دانیم هر چند که ایمانی مذهبی داریم. اعتقاد ما بر این است که خدا در همه چیز وجود دارد.ما در عین حال بودایی مذهب، کنفسیوس منش، شینتو آیین و مسیحی هستیم و با این همه بسیار معتقد به اصالت عمل هستیم.ـ یکی از مهم‌ترین مفاهیم ارزشی که از دیرباز گرامی داشته‌ایم واژه‌ای است که ترجمه ساده قابل فهمی نمی‌توان از آن کرد یعنی کلمه موتا تای نای که آن را می‌شود موتا ـ تای ـ نای تلفظ کرد این سخن مفهومی اساسی و رمزی دارد که می‌ تواند به معرفی و شناخت سرزمین، مردم و صنعت ژاپن کمک بسیار کند.

این لفظ می‌ رساند که هر چیز در این دنیا موهبتی است از سوی پروردگار و باید که شکر این نعمت را داشته باشیم و هرگز چیزی را بیهوده وانگذاریم و ضایع نکنیم.موتا تای نای در لغت، نامربوط و ناپرهیزگار معنی می‌دهد، اما در مفهوم عمیق‌تر، نعمت، بی‌حرمتی به مقدسات را می‌رساند.ما ژاپنی‌ها بر این احساس و عقیده‌ایم که همه چیز همچون امانتی قدسی و آسمانی به ما سپرده شده و در واقع ودیعه داده شده است تا بهترین استفاده را از آن بکنیم.

ضایع کردن چیزی گناه شمرده می‌شود. ما کلمه موتا تای نای را برای طلب کردن چیزهای ساده مانند آب و کاغذ هم به کار می‌بریم. شگفت نیست که معنا و مفهومی فراتر از میانه‌روی و نگهداری و ذخیره ساختن است. نگاه ما ژاپنی‌ها پدید آمده است. می‌دانم که این معنی در غرب و در جاهای دیگر شرق تا اندازه‌ای نمود دارد. اما در ژاپن مفهوم خاصی را می‌رساند. مبارزه برای حفظ و ادامه حیات و بقا در گذر روزگار سخت و در برابر مشکلات طبیعی و نیز تلاش برای تولید محصول با حداقل مواد خام راه و رسم زندگی ژاپنی‌ها شده است. از این‌رو تلف کردن، باعث شرم و در واقع گناهی بزرگ شناخته شده است در سالیان گذشته که ژاپن یک‌سره از جهان بریده بود ما ناگزیر بودیم که با هر مصیبت و قهر طبیعت با وسایل و منابع خودمان مقابله کنیم.

ما از سختی‌ها بیشتر یاد می‌گیریم تا از...

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 8 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرینی شانسی نیست

بیشتر كارآفرینان نه به این دلیل كه باهوش هستند به موفقیت رسیده اند بلكه به دلیل این است كه توانسته اند از یك موج تغییر استفاده كنند .

انسان های كوته بین موفقیت هایشان را به شانس و اقبال نسبت می دهند درحالیكه موفقیت به دلیل شناخت تغییرات و كشف فرصت و به نوعی سوار شدن بر موج تغییر می باشد .

موفقیت در كارآفرینی به ایده مربوط می شود اما ایده به تنهایی كافی نیست و مثال واضح آن میلیون ها نفر در جهان هستند كه ایده هایی در سر دارند ولی هیچ یك به پول تبدیل نمی شوند .

راه اندازی یك كسب و كار موارد مهم زیر را شامل می شود : استخدام كاركنان ، خرید تجهیزات و ماشین آلات ، اجاره كردن مكان ، بازاریابی ، تامین مالی ، ارتباط برقرار كردن با تامین كنندگان و ... .

كارآفرینان برای كسب و كارشان باید از سندی مكتوب استفاده كنند كه منطبق با ادبیات كسب و كار باشد كه به آن طرح كسب و كار یا بیزینس پلن می گویند .

محیط كسب و كار بسیار مهم است و باید بررسی شود یك رستوران با الگوی خاص برای اداره شدن در ژاپن امكان موفقیتش در انگلستان یا اروپا به همان شیوه بسیار كم است و نباید از نقش محیط و فرهنگ به سادگی گذشت . باید انعطاف پذیری داشت و به سرعت با تغییرات محیطی منطبق شد . آنها را درك و خود را بر طبق آنها اصلاح نمود . 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 3 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كیفیت و كارآفرینی

جدیدترین قلمرو در بازاردانی 
همان‌طور که می‌دانیم، تمرکز بر نیازهای مصرف‌کنندگان، عامل اصلی گرایش بازاردانی است. امروزه بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های غیرانتفاعی مفاهیم جدید بازاردانی را پذیرفته‌اند و طبق آن عمل می‌کنند. آنها متوجه شده‌اند که تمرکز بر نیازهای مشتریان به‌معنی توجه به کیفیت محصول و ارائه خدمات به مشتریان است؛ در نتیجه این دو موضوع از جدیدترین مفاهیم بازاردانی است و هر سازمانی که کوشش می‌کند مشتری‌گرا باشد، باید با این مفاهیم آشنا شود.کیفیت و خدمت در بازاردانی محصولات (کالاها ، خدمات) مختلف نقش مهمی دارد ولی برای تفکیک محصولات در آینده، در بسیاری از صنایع این عوامل ضروری به‌نظر می‌رسند. بسیاری از شرکت‌ها که زمانی از نظر تکنولوژی، قیمت پایین یا اندازه پیشتاز بودند، اکنون با توجه به کیفیت محصول و ارائه خدمات به مشتریان رقابت می‌کنند، جالب است که بازتاب چنین تغییراتی را در تمام سطوح سازمان از هیات‌مدیره گرفته تا فروشنده‌ای که محصول را به مشتری عرضه می‌کند، می‌توان مشاهده کرد.اگرچه در سال‌های اخیر این دو مفهوم توجه همه را به خود جلب کرده، برخی از شرکت‌های بسیار موفق، سال‌های متمادی است که از این مفاهیم پیروی می‌کنند. گاهی مجزا‌کردن مباحث مربوط به کیفیت کالاها و ارائه خدمات به مشتریان مشکل می‌گردد زیرا عرضه کالایی با کیفیت بالا، قسمتی از ارائه خدمات عالی به مشتریان است و حمایت موثر و بجا از مشتریان نیز مبحث کیفیت را در بر می‌گیرد؛ با این حال هریک از این دو مفهوم، ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد.
● مفهوم جدید کیفیت
در نگرش پیشین، کیفیت محصولات در پرتو ویژگی‌ها و صفات فیزیکی آن از قبیل استحکام و قابل‌اعتماد بودن ارزیابی می‌شود ولی امروزه بسیاری از شرکت‌ها مفهوم کیفیت را مورد بررسی مجدد قرار داده‌اند. این شرکت‌ها متوجه شده‌اند که مطلوب‌ترین و موفق‌ترین محصول در جهان اگر نیازها، خواسته‌ها و انتظارات مشتریان را برآورده نکند، ایده‌آل محسوب نمی‌شود.
در این نگرش جدید، بازاردانان باید ترکیبات مناسب، عملکرد مناسب، دوام مناسب و قیمت مناسب را در مورد هر محصول در نظر بگیرند. مشتریان به ما کمک می‌کنند تا مناسب‌بودن را شناسایی کنیم و تنها کاری که ما باید انجام دهیم، این است که از آنها نظرخواهی کنیم، به‌علاوه مسوولان برخی از شرکت‌ها متوجه شده‌اند که کل سازمان باید نسبت به کیفیت محصول متعهد باشد. کار هرکدام از کارکنان بر کیفیت تاثیر دارد.
● یک تعریف ساده از کیفیت
تعریف جدید کیفیت در چارچوب این مفاهیم چنین است. درجه‌ای که یک محصول با انتظارات مشتری و مشخصات ارائه‌شده تطبیق دارد. وسیله‌ای خانگی که طوری طراحی شده که ۳۰ سال دوام بیاورد، اگرچه مطلوبیت زیادی دارد، باید با انتظارات مشتری در مورد ترکیب، سبک، قیمت و عملکرد منطبق باشد. کیفیت بهینه عبارت است از آن سطح کیفیت که علاوه بر برآورده‌ ساختن انتظارات مشتریان، بدون اضافه‌شدن ارزش محصولات از افزایش هزینه‌ها جلوگیری نماید.برخی از مشتریان به کیفیت و خدمات بسیار عالی در همه موارد خرید توجه ندارند زیرا در بسیاری از موقعیت‌ها قیمت مهم‌تر است. مفهوم جدید کیفیت مستلزم استراتژی‌های جدید در سازماندهی، اجرا و کنترل است. امروزه توجه به کیفیت دیگر تنها برعهده گروه کوچکی از افراد که عملکرد را تحت‌نظر می‌گیرند و محصولات معیوب را از خط مونتاژ جدا می‌کنند، نیست. تمام وظایفی که در سازمان انجام می‌گیرد، از قبیل نوشتن نامه‌ها، رنگ‌کردن ماشین‌ها و پاسخگویی به مراجعه‌کنندگان حتی وظایف نظافت‌چی‌ها و نگهبانان، عناصری موثر در کیفیت محسوب می‌شود.
● اندیشه مدیران عاقل
شاید روشن‌ترین عبارت درباه استراتژی مشتری‌گرایی، عقیده‌ای باشد که اظهار می‌دارد: «مردم برای حل مسائل خود حاضر به خرید راه‌حل‌های آن می‌باشند».این عقیده بر این نکته تاکید دارد که چه نوع محصولی تولید شود تا نیازهای گوناگون مشتریان تامین شود. از این رو، سازمان‌ها به ویژه در بخش خدمات به طور روزافزونی، تجربه ارائه شده به مشتریان خود را مورد توجه و بررسی قرار می‌دهند.در عرصه رقابت، مهم‌ترین منبع کسب برتری نسبت به رقبا برای هر سازمانی منابع انسانی و فرهنگ سازمان است. سازمان‌های بزرگ و موفق درباره کسب برتری در عرصه رقابت تنها به قلم فرسایی نمی‌پردازند. برتری یافتن در ارائه خدمات به مشتری مستلزم داشتن تعهد کامل به مشتری است. کارکنان سازمان باید فلسفه خدمت به مشتری را دائما تقویت کرده و برای بهبود مستمر آن کوشش کنند.چنانچه مدیران عالی، ارزش‌های مشتری‌گرایی را به زور به کارکنان خود تحمیل کنند و کارکنان هم اهمیت این ارزش‌ها را در بهبود کیفیت زندگی کاری خود درک نکنند، می‌توان گفت که ارزش‌های مشتری‌گرایی، معنا و مفهومی نخواهد داشت. از دید هر یک از کارکنان هرگونه برنامه مشتری‌گرایی باید با این سوال آغاز شود که «برنامه جذب مشتری چه سودی برای ما به دنبال خواهد داشت؟»
● چند پرسش، پرسش‌ برانگیز
موفقیت یک سازمان نیز به برقراری روابط بلندمدت با مشتریان بستگی دارد. تلاش یک سازمان در برقراری این روابط به «بازاردانی رابطه‌مند» معروف شده که به مبادله دوجانبه منافع بین‌ سازمان و مشتریان گوناگون اشاره دارد.
برای این منظور سازمان باید مشتریان خود را از مزایای منحصر به فرد محصولات خود آگاه کند و پاسخگوی سفارش‌های انبوهی از مشتریان گوناگون باشد.ایجاد روابط قوی، بلندمدت و مستمر با مشتریان به کسب آسان‌تر وفاداری آنها کمک می‌کند. به علاوه ایجاد وفاداری در مشتریان از طریق برقراری روابط بلندمدت با آنها مزایای اقتصادی بسیاری را برای سازمان به دنبال خواهد داشت. چنانچه یک مشتری، کاملا به سازمان وفادار گردد، نسبت به آن تعهد نیز پیدا خواهد کرد. در واقع تعهد دقیقا منعکس‌کننده این واقعیت است که رابطه بین یک سازمان و مشتریان بایستی رابطه‌ای دائمی باشد تا اینکه خدمت به مشتری به حداکثر میزان خود برسد.
سازمان‌ها به طور نمونه از طریق سوال‌های زیر می‌توانند نگرش خود نسبت به روابط‌شان با مشتری را ارزیابی کنند: ـ آیا شما با مشتریان مثل یک دوست رفتار می‌کنید ـ آیا ارتباط شما با مشتریان مودبانه است و با آنها همدل هستید؟ آیا شما با آنها رفتاری انسانی دارید؟
ـ آیا تعهد شما نسبت به مشتریان بلندمدت است؟
ـ آیا شما سعی دارید با صرف وقت و کار بیشتر پایه و اساس روابط با مشتریان خود را بر رضایت بیشتر آنها بنا کنید؟
ـ آیا شما واقعا خواهان موفقیت در روابط با مشتریان خود هستید؟
سوال‌های بالا به طور واضح اشاره به این باور دارد که جهت‌گیری استراتژی مشتری‌گرایی باید متوجه آینده باشد. در واقع شاید مهم‌ترین مطلبی که یک سازمان می‌تواند از خود بپرسد این باشد که: «چگونه می‌توانیم دائما با خلاقیت‌ها و نوآوری‌های خود در آینده مشتریان را به حیرت واداریم؟»
برای مشتری‌گرایی لازم است ویژگی‌های مشتریان و نیازهای آنها شناسایی شوند اما این نیازها کدامند؟
این پرسشی است که باید هر مدیری عاقلانه و جدا از سودجویی به آن پاسخ دهد.
● فلسفه یک بازاردان دانا
همان‌ طور که قبلا اشاره کردیم تمرکز بر نیازهای مشتریان عامل اصلی فلسفه بازاردانی است. امروزه در غرب بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌های خدماتی مفاهیم جدید بازاردانی را پذیرفته‌اند و طبق آن عمل می‌کنند. آنها متوجه شده‌اند که تمرکز بر نیازهای مشتریان به معنی توجه به کیفیت و ارائه خدمات به مشتریان است، در نتیجه این موضوعات از جدیدترین مفاهیم بازاردانی است و هر سازمانی که کوشش می‌کند مشتری‌گرا باشد باید با این مفاهیم آشنا شود.۸۱ درصد مدیرانی که در تحقیقات انستیتو بازاردانی ایرلند مورد پرسش قرار گرفته بودند، باور داشتند که بهبود کیفیت و ارائه خدمات برتر، کلیدهای کامیابی و موفقیت شرکت‌ها در رقابت آینده هستند.
● مفاهیم جدید خدمت به مشتری
مفهوم خدمت به مشتری شامل تعاریف جدیدی شده و فقط بخش کوچکی در ساختمان مرکزی شرکت به ارائه خدمات اختصاص ندارد، بلکه کل سازمان از مدیران عالی تا کارکنان عادی، همگی در برآورده ساختن نیازهای مشتریان موجود و بالقوه نقشی برعهده دارند.
حتی اگر فردی در موقعیتی نباشد که به طور مستقیم از مشتری حمایت کند، می‌تواند از کارمندانی که به مشتریان خدمت می‌کنند، پشتیبانی کند.براساس این نگرش، خدمت به مشتریان شامل کلیه اموری است که شرکت به منظور جلب رضایت مشتریان و کمک به آنها برای دریافت بیشترین ارزش از خدماتی که خریداری کرده‌اند، انجام می‌دهد.این تعریف جامع همه چیز را در بر می‌گیرد. هر چیزی که اضافه بر خدمت هسته‌ای عرضه و موجب تفکیک آن از خدمات رقبا می‌شود خدمت به مشتریان محسوب می‌گردد.واژه ارزش افزوده در بازاردانی نشان‌دهنده موارد اضافه شده به خدمت است که ارزش آن خدمت را برای مشتریان بالاتر می‌برد.در مثال زیر نشان داده شده است که چگونه می‌توان با ارائه خدمات به مشتریان ارزش افزوده ایجاد کرد.برای مثال در کار خدمات، هر مدیری موظف است به مشتریان خدماتی با حداکثر ایمنی ارائه دهد. این کار خدمت به مشتریان نیست، بلکه محصول ابتدایی است.اما فروشنده‌ای که در محیطی دوستانه و به‌طور سریع و راحت خدمات خود را ارائه می‌کند می‌تواند ادعا کند که خدمات عالی به مشتریان ارائه می‌دهد و به‌طور قطع از رقبای خود پیشی می‌گیرد. برخی از سازمان‌های بسیار موفق بخش ویژه‌ای برای ارائه خدمت به مشتریان ندارند، بلکه تمامی سازمان برای جلب رضایت مشتریان تلاش می‌کند.مدیران این سازمان‌ها خدمت به مشتریان را مهم‌تر از آن می‌پندارند که فقط بخشی در سازمان مسوول آن باشد. اگرچه برای بسیاری از شرکت‌ها ضروری است که بخشی را به پاسخگویی به سوالات یا حل مشکلات اختصاص دهند، اما مدیران باید اطمینان یابند که این بخش‌ها واقعاً به مشتریان کمک کند.در بیشتر مواقع بخش ارائه خدمات به مشتریان سپری محافظ در مقابل مشتریان ناراضی محسوب می‌شود، درحالی که ثابت شده این کشنده‌ترین زهر سازمان است.
● «یک خطر پر خطر»
در سال‌های اخیر، توجه زیادی به نیازهای مشتریان در رابطه با سطوح کیفیت خدمت شده. سطوح بالای ارائه خدمت به مشتریان به عنوان ابزاری در جهت نیل به مزیت‌های رقابتی استفاده می‌شود. به موازات افزایش آگاهی مشتریان از خدمات قابل ارائه توسط فروشندگان و استانداردهای مرتبط با خدمات، انتظارات آنها از خدمات نیز افزایش می‌یابد. در نتیجه مشتریان و سایر موسسات به‌طور فزاینده‌ای نسبت به کیفیت خدمات دریافتی حساسیت نشان می‌دهند. به منظور حفظ رابطه بلندمدت توام با رضایت با مشتریان، کارآفرینان باید بدانند که چگونه می‌توانند خدماتی باکیفیت بالا ارائه دهند. تعریف کیفیت خدمت آن است که خدمتی دارای کیفیت است که بتواند نیازها و خواسته‌های مشتریان را برآورده سازد و مشتریان خواهان آن هستند و به آن علاقه دارند و این با آنچه که احساس می‌کنند ارائه دهنده خدمات باید به آنها عرضه کند در ارتباط است. بنابراین کیفیت را مشتری قضاوت و تعیین می‌کند.اگر خدمتی انتظارات مشتریان را برآورده سازد و یا فراتر از آن باشد، دارای کیفیت است. بنابراین کیفیت نسبت به آنچه که مشتری انتظار دارد ارزیابی می‌شود.کارآفرینان (ارزش آفرینان) می‌توانند انتظارات مشتریان را به وسیله تبلیغات بالا ببرند، اما اگر نتوانند به وعده‌هایشان عمل کنند، مشتریان ناامید و سرخورده می‌شوند، هنگامی که تقاضا برای محصولات افزایش یابد و تولید‌کنندگان قادر به برآورده ساختن بموقع درخواست‌های مشتریان نباشند، خدمات باکیفیت ضعیف به وجود می‌آیند.عموماً انتظارات مشتریان منطقی است، اما این انتظارات بسته به شرایط و تجربیات خاص مشتریان متفاوت است.
هر مشتری دارای یک «حد تحمل» است که نشان می‌دهد مشتری تا چه حد انحرافات و تفاوت موجود در خدمت دریافتی از خدمت مورد انتظار خود را می‌پذیرد.  بابک بهی

نوشته شده در تاریخ شنبه 24 تیر 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مراحل چرخه عمر كارآفرینی

چرخه عمر كارآفرینی در تمام كسب و كارها در كلیه مقیاسها خودش رانشان می‌هد، از یك كسب و كار در حال آغاز در یك گاراژ كوچك گرفته تا یك شركت كارآفرینی كه عضو ۵۰۰ شركت برتر جهان است.
این چرخه با یك كارآفرین آغاز می‌شود كه یك فرصت را كشف می‌كند، سازمانی را جهت پیگیری این فرصت ایجاد می‌كند، منابع مورد نیاز را جمع آوری می‌كند، یك طرح عملی را پیاده می‌سازد، ریسكها و نتایج مثبت كار را محاسبه می كند و تمام اینكارها را در یك بازه زمانی معین انجام می‌دهد. در این مقاله، ۷ مرحله ای كه در یك چرخه عمركارآفرینی وجود دارد ارائه شده است:
كارآفرینان در روابط بین مدیریت مالی و تدوین استراتژی كسب و كار نقش فعالی دارند. این مسئله اختلاف عمده بین مدیریت كارآفرینانه با مدیریت در سایر كسب و كارها می باشد. تقریباً در تمامی موارد، شخصی كه تصمیم می‌گیرد، با یك ریسك فردی مواجه است. برترین اتفاقی كه برای یك فرد كارمند در این حالت پیش می آید از دست دادن كارش خواهد بود اما برای كارآفرینان از دست دادن خانه، اعتبار فردی، زندگی و همچنین تخریب روابط خانوادگی می باشد.پیتر دراكر خاطر نشان می كند كه برای شركتهای بزرگ موجود، در عبارت "مدیریت كارآفرینانه" تأكید بر روی كلمه كارآفرینانه است. در هر كسب و كار جدید دارای ریسك، كلمه مورد تأكید "مدیریت" است. بنا بر این هدف ما در این مقاله تأكید برواژه "مدیریت" بعنوان یك اصل برای كارآفرینان است. ما مدیریت كارآفرینانه را بمعنای كسب دانش كارآفرینانه و بكار بردن آن در جهت افزایش تأثیر گذاری یك كسب و كار كوچك و یا متوسط و یا یك ایده دارای ریسك تعبیر می‌كنیم. قلب مدیریت كارآفرینانه برخورد دائم با موضوعات مدیریتی زیر است:
• ایده متهورانه شما چیست؟ (مأموریت و ارزشها)
• قرار است این ایده به كجا برسد؟ (اهداف و مقاصد)
• روش رسیدن به اهداف چیست؟ (استراتژی رشد)
• چه چیزهایی مورد نیاز است تا بتوان به این اهداف رسید؟ (افراد و منابع مالی)
• چه ساختاری برای آن بهتر است؟ (ظرفیتهای سازمانی)
• چه مقدار سرمایه و چه زمانی نیازمند است؟ (استراتژی مالی)
• چه زمانی به مقصد نهایی می رسد؟ (چشم انداز موفقیت)
چرخه كارآفرینی
این موضوعات مهم مدیریتی در چرخه كارآفرینی اهمیت زیادی ندارند.
بعضی اوقات گفته می شود كه كارآفرینی مانند رانندگی سریع، بر روی یك جاده یخ زده است. ماترجیح می‌دهیم كه كارآفرینی را كم خطر تر و روشمند تر بیان كنیم.
كارآفرینی یك فرآیند حل مسئله مداوم است، درست مانند چیدن یك پازل بزرگ. در گذاشتن قطعه اول پازل ماگیج می‌شویم، راه را نمی‌دانیم و مسیر به خوبی قابل تشخیص نیست.
تمام فعالیتهای كارآفرینانه از یك فرآیند پیروی نمی‌كنند اما تحقیقات ما نشان می‌دهد كه مراحلی كه ماذیلاً ارائه می‌كنیم، تقریباً در اكثر كسب و كارهای روبه رشد به چشم می‌خورد. اندازه، سود دهی، تعهد، پیچیدگی، مقیاس، ساختار سازمانی، كاهش ریسك،افزودن ارزش و درگیری كمتر مؤسس در هر مرحله وجود دارد.
ما بر این باوریم كه با دانستن و درك این مراحل كارآفرینان ، مدیران كسب و كار، سرمایه‌گذاران و مشاوران قادر خواهند بود كه تصمیمات آگاهانه تر بگیرند و اغلب آنها خودشان را برای چالشهای پیش رو آماده می‌سازند.
مراحل چرخه عمر كارآفرینی به شرح زیر است:
۱- تشخیص فرصت
دوره شكل گیری تحت عنوان" قبل از آغاز" مورد تحلیل واقع می‌شود. این مرحله اغلب زمان قابل توجهی نیاز دارد كه از یك ماه تا ۱۰ سال متغیر است.
در این مرحله تحقیق و درك ابعاد فرصت و مفهوم آن و تعیین اینكه آیا این فرصت مناسب است یا خیر از اهمیت زیادی برخوردار است. اشخاصی كه قصد ایجاد یك كسب و كار را دارند باید از درون به كنكاش خود بپردازند تا بدانند كه آیا حقیقتاً آمادگی كارآفرینی را دارند؟ اكثریت غالب مردم از جمله مخترعین معمولاً از این مرحله عقب نشینی نمی‌كنند و امكان كارآفرینی را بررسی می‌كنند.
۲- تمركز بر روی فرصت مورد نظر
این مرحله برای كارآفرینان اهمیت زیادی دارد . این مرحله، مرحله شك و تردید است كه آنها ایده‌های مختلفی را در ذهن دارند و نمی‌دانند كدامیك را برگزینند.
یكی از سرمایه گزاران خطر پذیر Evgene Kleine می‌گوید: "تمركز بر روی یك فرصت بسیار مهم است. ممكن است بعدها این امكان وجود داشته باشد كه شاخه‌های دیگری از كسب و كار را نیز ایجاد نمود اما فاز اول در یك شركت باید دقیقاً بر روی یك فعالیت خاص متمركز شود" بهتر است اهداف كسب و كار خود را دقیقاً تعیین نمائید زیرا ممكن است اشخاص مختلف بر روی یك فرصت واحد سرمایه گذاری كنند ولی به نتایج كاملاً متناقضی برسند.
۳ - تعهد
اغلب كارآفرینان، تشكیل كسب و كار و ترك شغل روزانه خود را تعهد به كسب و كار جدید می‌دانند. ولی این مرحله، در حقیقت باید با تهیه طرح تجاری آغاز گردد. تفاوت بسیاری میان تشریح یك فرصت و تحقیق و نوشتن یك طرح تجاری(طرح كسب و كار) وجود دارد. نوشتن یك طرح موثر تجاری نیازمند سطح جدیدی از درك و معلومات و همچنین تعهد بسیار می‌باشد. این فرآیند بین ۲۰۰ تا ۳۰۰ ساعت زمان می‌برد بنا بر این اگر بعد از ظهرها و تعطیلات آخر هفته را نیز كار كنید این مرحله می‌تواند به سه تا ۱۲ ماه تقلیل یابد. اشتباهی كه معمولاً كارآفرینان مرتكب می‌شوند آن است كه طرح تجاری را نادیده می‌گیرند. و سپس سایر منابع را جمع آوری می نمایند، ایده مورد نظر را آغاز می‌كنند و سپس پیگیری نموده و تلاش می‌كنند نقطه تمركز فعالیت مورد نظر برای تبدیل ایده به یك كسب و كار تجاری را دقیقاً تعیین نمایند.
۴ - ورود به بازار
سود دهی و موفقیت، تعیین كننده این مرحله هستند: فرض كنید كارآفرین كسب و كار كوچكی را با سازمانی ساده ایجاد نموده است، منابع مورد نیاز خود را با توجه به طرح تجاری‌اش تخصیص داده است و اولین فروش محصولاتش نیز انجام شده است. چیزی كه موفقیت كسب و كار را در همان مراحل اولیه تعیین می‌كند این است: اگر مدل كسب و كار سود ده باشد، اهداف معقولی در نظر گرفته شده باشند و كسب و كار در راه كسب سلامت اقتصادی پیش برود، كارآفرین می‌تواند در این مرحله به رشد كسب و كار خود و یا كوچك ماندن این كسب و كار به حدی كه با سرمایه شخصی قابل تأمین باشد، فكر كند.
۵- راه اندازی كامل و رشد
در این مرحله، كارآفرین باید یك راهكار خاص با بیشترین میزان رشد را انتخاب نماید. معمولاً كارآفرین در این مرحله و بهنگام بررسی راههای ممكن، ترجیح می‌دهد كه كسب و كار مورد نظرش كوچك بماند و هیچگاه از این مرحله نمی‌گذرد و یا احتمالاً تنها مالك كسب و كار باقی می‌ماند. و یا ممكن است این ایده جدید در حد یك كسب و كار و فعالیت ساده بماند، كه البته تمام ایده‌های جدید نمی‌توانند و یا این ظرفیت را ندارند كه تبدیل به شركتهای بزرگ شوند. دلایل عدم رشد سریع ممكن است این باشد كه فضای كافی در بازار برای رشد وجود نداشته باشد و یا محصولات و سیستم های مدیریت مورد نظر مقیاس خاصی نداشته باشند و یا اینكه این رشد سریع برای مدیریت چالش بزرگی ایجاد كند كه نتواند از عهده آن برآید.
۶ - بلوغ و توسعه
اكنون كسب و كار شما تبدیل به رهبر بازار گردیده است. در این حالت رشد یك كسب و كار، در حقیقت گسترش طبیعی یك ایده خوب از طریق روشهای حرفه‌ای مدیریتی خواهد بود. این گروه حرفه‌ای مدیریتی، استراتژی رشد این ایده را از طریق توسعه در سطح جهانی،اخذ تسهیلات و یا ادغام شدن با سایر شركتها پیاده سازی می‌كند كه از این طریق نقدینگی افزایش و كمبودها رفع می‌شود.
۷ - ارزش
مرحله آخر مرحله بهره برداری از نتیجه كار است. در این مرحله ارزش ایجاد شده در طی مراحل قبلی از طریق ارزیابی خروجی كار مورد بهره برداری قرار می‌گیرد.
متأسفانه اغلب ادبیات كارآفرینی بر مراحل قبلی تأكید دارد و توجه كمی به خروجی كار معطوف شده است. ما از روی تجربه می‌دانیم كه خروج موفق از یك كسب وكار عامل مهمی در چرخه عمر كارآفرینی است، چه برای كارآفرین وچه برای فردی كه سرمایه گذاری نموده است.
مهمترین چالشی كه یك كسب و كار جدید با آن مواجه است این است كه كارها در جای خود انجام شوند. دانستن اینكه چه كار باید كرد و در چه مرحله ای، بسیار مهم است. به ویژه اینكه كارآفرین معمولاً زمان و منابع محدودی دارد.
آقای كریگ. دبلیو جانسون، رئیس گروه Venture Law ، در جایی گفته است كه ایجاد یك شركت بیشتر شبیه به موشك هوا كردن است. اگر به هنگام پرتاب موشك شما فقط به اندازه كمتر از یك درجه خطا داشته باشید ممكن است هزاران مایل از مسیر منحرف شوید. درك چرخه عمر كارآفرینی به كارآفرین كمك می‌كند كه در مسیر صحیح پیش برود و موفق شود.
نوشته شده توسط رابرت- دبلیو- پرایس   ترجمه: مهتاوزوایی                                  

نوشته شده در تاریخ جمعه 23 تیر 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

ویژگی های كارآفرینان را بشناسیم

بطور ساده کارآفرین به شخص حقیقی یا حقوقی گفته می شود که توانایی تحمل ریسک - اغلب مالی - را دارد و می تواند یک ایده اولیه را به یک فعالیت اقتصادی تبدیل کند. همه ما می توانیم یک کارآفرین باشیم، چه کارمند، چه کشاورز و ... در هر پست و مقامی که باشیم در راه انجام فعالیت های خود می توانیم کارآفرین بوده و ایده های خود برای بهبود انجام کارها را به واقعیت تبدیل کنیم. یک کشاورز می تواند با راه اندازی روشهای جدید کاشت، آبیاری، نگهداری و ... کمیت یا کیفیت محصولات خود را بالا ببرد. یک کارمند می تواند برای انجام فعالیت های روزانه و البته در چهارچوب اختیارات خود روشهای جدیدی را اختیار کند تا انجام کارها برای خود و ارباب رجوع سریعتر و با کیفیت بالاتری صورت پذیرد. یک مهندس یا شرکت می تواند با قبول هزینه های تولید آزمایشگاهی، نمونه ای از یک محصول را تولید کرده و در صورت مفید بودن آنرا تولید انبوه نماید و به جامعه خود خدمت کند. یک مربی تیم فوتبال می تواند با اتخاذ روشهای مدیریتی و چیدمان یک تیم به موفقیت های بسیار دست پیدا کند و .... همانطور که مشاهده می کنید در تمام مثال هایی که آورده شد نوعی ریسک وجود دارد. این ریسک ممکن است باعث از بین رفتن محصول کشاورز شود یا باعث شود تا کارمند توبیخ یا اخراج شود و یا سرمایه گذاری آن مهندس یا شرکت به هدر رود. و دست آخر آنکه آن مربی تیم ممکن است سمت یا اعتبار خود را از دست دهد. بنابراین مشاهده می کنید که بسادگی می توان این نتیجه را گرفت که کارآفرینی بدون ریسک امکان پذیر نمی باشد.

کارآفرین چه ویژگی هایی دارد
1- خود اتکایی از اولین خصوصیات یک کار آفرین می باشد. با کمک این نیرو کارآفرین می تواند به مبارزه با سختی ها بپردازد. بنابراین اگر می خواهید کار آفرین باشید باید این توانایی را در خود تقویت کنید.
2- نیاز به انجام دادن و بدست آوردن از دیگر خصوصیات یک کارآفرین می باشد. اینگونه اشخاص بصورت دائم نیاز به آن دارند که محصول یا خدمتی را ایجاد کنند. از ساده ترین نوع آن مثلا" در فعالیت های خانگی گرفته تا پیچیده ترین کارهایی که ممکن است در تولید یک محصول یا خدمت به آن لازم باشد.
3- استفاده از نهایت بهره وری از دیگر ویژگی های یک کارآفرین هست. یک کارآفرین همواره می خواهد از وقت خود بهترین استفاده را کند.
4- تحمل ریسک از دیگر ویژگی های اینگونه افراد می باشد. یک کارآفرین می تواند ریسک ناشی از شکست را پذیرفته و تحمل کند. این ریسک ممکن است مالی یا حیثیتی باشد و یا از دست دادن بسیاری چیزها که مردم عادی در زندگی آنها را داراند، باشد.
5- آنها شکارچی فرصت ها هستند. کارآفرین بسادگی می تواند میان یک اتفاق بدون خاصیت با دیگری که در دل آن فرصت شکوفایی نهفته است، تمایز قائل شود و دومی را شکار کند.
- نیاز به پیشرفت دائمی از دیگر ویژگی های این افرا می باشد. حتی هنگامی که کارآفرین فعالیت اقتصادی را راه اندازی کرد متوقف نمی شود او علاقه دارد که همه روزه به پیشرفت های جدیدی دست پیدا کند.
6- کارآفرین توانایی بالایی در کنترل خود دارد. تحقیقات نشان می دهد که اغلب کارآفرینان بیشتر از آنکه بتوانند محیط بیرون را کنترل و مدریت کنند بر خود تسلط دارند. اثر جنبی این خاصیت می تواند همان قدرت کنترل بر محیط نیز باشد.
7- آنها همواره به هدف نگاه می کنند و شب و روز فکرشان رسیدن به هدف می باشد. دقت کنید که تمرکز بر هدف برای بسیاری از مردم دشوار است اغلب به کاری که در حال انجام دادن آن هستند فکر می کنند نه هدف.
7- کارآفرین توانایی تشخصی اولویت ها را دارد. خوب می داند چه کاری، چه موقع باید انجام شود و حاضر است بر سر آن با دیگران مبارزه کند.
8- خوش بینی از ویژگی های مهم و بارز یک کارآفرین است. برای همین بسیاری از کارآفرینان جوان هستند چرا که آنها معمولا" به هر کاری خوشبین می باشند. کارآفرین در برخورد با مشکل بدون آنکه ذهن خود را مخدوش کند مبارزه می کند تا آنرا از میان بردارد. حتی اگر مشکل بزرگ باشد به خود می گوید "الان که نمی شود آنرا حل کرد به کار دیگری می پردازم و بعد سراغ آن می آیم".
9- شجاعت از دیگر ویژگی های یک کارآفرین می باشد. دقت کنید که تحمل ریسک با شجاعت تفاوت بسیاری دارد، به این مثال توجه کنید. یک مدیر کارآفرین یک شرکت را در نظر بگیرید. او هموراه در حال ایجاد تغییر در شرکت می باشد تا به هدف های خود نزدیک شود. اگر شکست بخورد باید ریسک - یا همان هزینه - آنرا بپردازد فرض کنید که پول و امکانات هم دارد و می پردازد. چیزی که این فرد نیاز دارد صفتی است بنام "شجاعت" او باید دل انجام این تغییرات و به نوعی بازی با سرنوشت خود، کارمندان و شرکت را داشته باشد.
10- کارآفرین معمولا  قدرت تحمل بالایی دارد. این قدرت تحمل از مسائل کاری شروع شده و یقینا" به مسائلی که در اجتماع یا خانواده او بدون شک رخ خواهد داد کشیده خواهد شد. قدرت تحمل جاذبه ایجاد می کند در حالی که عدم داشتن آن فرد را مجذوب می کند. مثال ساده آنکه فردی که قدرت تحمل بالایی ندارد معمولا" در یک شرکت دولتی - که قدرت تحمل و زنده بودن بالا دارد - مشغول بکار عادی و بدون جنبیش می شود.
11- کارآفرین انگیزه داخلی بالایی برای انجام کار دارد. دقت کنید که اگر فردی دارای انگیزه بسیار قوی برای انجام کاری باشد و آن انگیزه در درون آن نباشد در هر لحظه ممکن است که فرد آن کار را رها کند. اما نیروی انگیزشی در کارآفرین در درون خود او وجود دارد و تا زنده هست به کار و فعالیت ادامه می دهد. تفاوت گرمای زمین و خورشید را مقایسه کنید، اگر خورشید برود زمین سرد خواهد شد اما اگر زمین برود خورشید همچنان گرم خواهد ماند.


گرد آورنده-سهیلا کیاسی

نوشته شده در تاریخ شنبه 10 تیر 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

فرهنگ كارآفرینی سازمانی

کارآفرینی، مفهومی است که همراه با خلقت بشر وجود داشته است. به تعبیری دیگر، کارآفرینی، کانون و مرکز ثقل کار و تلاش و پیشرفت بشر در عصر مدرنیته، تلقی می‌شود. به زبان ساده، ”کارآفرینی“ همان فرایند تاسیس و یا توسعه کسب‌وکار، برمبنای یک فکر و ایده نو است. کارآفرینی، به منظور رشد و نمو در جوامع، نیازمند وجود فرهنگ خاصی است. با توجه به اهمیت کلیدی کارآفرینی در اقتصادهای نوین (ایجاد شرکتهای کوچک و متوسط)،‌ کشورهای مختلف، برنامه‌های مفصلی را برای بسط چنین فرهنگی در جامعه خود تدارک دیده‌اند تا بتوانند همچنان مسیر رشد و پویایی‌شان را ادامه دهند. بنابراین، شناسایی عوامل موثر بر ایجاد و توسعه فرهنگ کارآفرینی در جامعه و نیز ویژگیهای منحصر به فرد کارآفرینان در سازمان شغلی یک فرد در دنیای امروزین به عنوان عنصر رشد و توسعه از ابعاد مختلف اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی محسوب می­شود؛ به گونه­ای که عنصر کارآفرینی به عنوان موتور حرکتی تولید و توسعه اقتصادی و از سویی پرورش‌دهنده و تقویت کننده روحیه سرمایه­گذاری و بهره­وری در نیروی انسانی تلقی می­شود. از همین رو مقاله حاضر نیز با دیدگاه توصیفی- تحلیلی، مؤلفه­ها و عوامل تأثیرگذار بر ایجاد و توسعه فرهنگ کارآفرینی در سازمانها را برشمرده و به تشریح هر یک از آنها می­پردازد.

● مقدمه

فرهنگ را می‌توان مجموعه‌ای از باورها، آیین ها، اندیشه‌ها، آداب و رسوم، و ارزشهای حاکم بر یک جامعه دانست. به دیگر سخن، فرهنگ مقوله‌ای است که در سطح جامعه، گروه و در تعامل میان آنها معنا می‌یابد و شیوه برقراری ارتباط و تعامل میان افراد آن جامعه را بیان می‌کند. از سوی دیگر اگر از دیدگاه ” شیوه زندگی “ به فرهنگ بنگریم، نمی‌ توانیم آن را از مقوله کار و نحوه کسب درآمد نیز جدا بدانیم. کار و فرهنگ همواره و در تمام جوامع بر یکدیگر تاثیر متقابل داشته‌ اند. روشهای رایج کسب درآمد تا حد زیادی بر نحوه رفتار افراد و تعامل آنها با یکدیگر موثر است. گسترش کارآفرینی نیز به عنوان عامل ایجاد اشتغال و تولید ثروت در جامعه، نتایج فرهنگی ویژه‌ای را در پی خواهد داشت که قابل تامل و بررسی است. در واقع بدون توجه کافی به مقوله «توسعه فرهنگ کارآفرینی» نمی‌توانیم به شـاخصهای رشد و توسعه که از طریق تغییر در رونــد تولید،‌ بهره‌وری و توان­افزایی فنی و صنعتی در عرصه اقتصاد حاصل می‌شود، دست یابیم.

نوشته شده در تاریخ شنبه 6 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مهارت های مدیریتی مورد نیاز كارآفرینان

برنامه‌ریزی : مدیر از قبل درباره هدف‌ها و اقدامات مورد نظر می‌اندیشد و كارها و اقدامات وی بر اساس یك روش، برنامه یا منطق قرار دارد. برنامه باعث می‌شود كه سازمان دارای هدف‌های بلندمدت شود و مدیر برای دستیابی به این هدف‌ها بهترین رویه‌ها را اتخاذ كند. 

تصمیم گیری : فراگرد گزینش شیوه عمل خاصی برای حل یك مسأله یا یك مشكل ویژه است. تصمیم گیری دو نوع است: تصمیم گیری معمول و با برنامه كه مطابق با عادات، قواعد و یا رویه‌های مشخص اتخاذ می‌شود و تصمیم‌گیری غیرمعمول و بی برنامه كه تصمیم گیری با مسائل و مشكلات غیرعادی سر و كار دارد. تصمیم گیری، برای یك مدیر یا كارآفرین فعالیتی حساس و پر اهمیت است. 

مدیریت منابع و روابط انسانی :بر پایه پژوهش‌های قابل ملاحظه در دهه های ‌٣ و ‌٤ قرن حاضر، این نتیجه‌گیری حاصل شد كه محیط‌های كار در واقع زمینه‌های اجتماعی پیچیده‌ای هستند كه درك و فهم رفتار در آن‌ها از طریق توجه به نگرش‌های كاركنان، روابط اجتماعی، ارتباطات غیررسمی و متغیرهای دیگر امكان‌پذیر است. ماری پاركتر فالت معتقد بود در هر كار جمعی، مسأله مهم ایجاد و حفظ روابط انسانی پویا و هماهنگ است. توجه به روابط انسانی در محیط كار برای كارآفرینان و اداره یك كسب و كار موفق، لازم و ضروری بوده و باید در آموزش كارآفرینان مورد توجه قرار گیرد.

بازاریابی : در فرهنگ واژگان بنت(Bennett) بازاریابی، فرآیند برنامه‌ریزی، طراحی ، قیمت گذاری ، ترفیع و  توزیع ایده‌ها و كالاها و خدمات به منظور خلق مبادله است كه اهداف فردی و سازمانی را برآورده می‌سازد. مهارت بازاریابی یكی دیگر از  مهارت‌های مورد نیاز برای كارآفرینان است. 

اگر چه نظام‌های آموزشی از اهمیت ویژه‌ای در این زمینه برخوردارند، ولی افراد در راه اندازی كسب و كار در زمینه‌هایی كه قبلاً كار كرده و تجربه دارند موفقیت بیشتری كسب می‌كنند. به طور كلی نباید فراموش كرد كه خصلت‌های كارآفرینان ذاتی نیست، بلكه آنها تربیت می‌شوند و این مهارت را می‌توان در آن‌ها بوجود آورد. 

كنترل : توجه به نتایج كار (بازخورد) و پیگیری آن برای مقایسه فعالیت‌های انجام شده با برنامه‌ها و اعمال اصلاحات مقتضی در مواردی كه انحرافی در انتظارات، صورت گرفته است. كنترل به كارآفرینان كمك می‌كند كه بر اثربخشی، برنامه‌ریزی، سازمان دهی و هدایت كردن فعالیت‌ها نظارت نمایند. 

مذاكره : یك فرآیند ارتباطی بسیار پیچیده و مهارتی مهم برای موفقیت كارآفرینان است. در تجارت، مثل بخشی از زندگی، مذاكره بر اساس این واقعیت شروع می‌شود كه مردم یا اشخاص به یكدیگر نیاز دارند: خریداران به فروشندگان، مدیران به كاركنان و كارآفرینان به سرمایه گذاران نیاز دارند. یك رابطه كاری در چهارچوب یكسری موافقت‌ها تعریف می‌شود و هر توافقی حاصل یك فرآیند مذاكره است. 

مدیریت نوآوری و تغییر : در گذشته مدیران در دنیایی نسبتاً تغییرناپذیر و قابل پیش بینی برای دستیابی به موفقیت تلاش می‌كردند اما امروزه با تحولات شتابنده‌ای مواجهند. آنان با نوآوری‌ های مستمر در رایانه و فن آوری اطلاعات روبرو هستند و دنیای پرآشوب، بازارهای متغیر و شیوه‌های زندگی غیرثابت مصرف كنندگان در برابرشان قرار دارد. برای مقابله با چنین نیروهای متغیری، مدیران امروزی باید توانایی دگرگون كردن و نوكردن را داشته باشند.

مدیریت توسعه و فرصت طلب : روش‌هایی را فراهم می‌آورد كه به طور منظم سبب تغییر سازمان و بهبود آن می‌شود. هدف از توسعه و بهبود سازمان اثربخش‌تر كردن آن و افزایش فرصت‌ها برای افراد است تا بتوانند نیروهای بالقوه خود را به فعل درآورند. 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

شش كلمه مهم و ویژه در كارآفرینی

زمانی كه شما به عنوان یك كارآفرین فعالیت خود را شروع می كنید ، كمی كه جلو می‌روید با چالش‌هایی برخورد می كنید كه حسابی كلافتان می‌كنند و حسابی پریشان می‌شوید. این حالت طبیعی و عادی است و هر كارآفرینی در مرحله‌ای از كارش با آن مواجه می‌شود. گاهی اوضاع آنقدر دشوار است كه اصلاً پشیمان می‌شوید و به خود لعنت می‌فرستید كه اصلاً چرا دست به كارآفرینی زده‌ اید! به خود می‌گویید كه فقط یك آرزو دارم. می‌خواهم كارمند كسی باشم.
من نشستم و فكر كردم كه من به عنوان یك كارآفرین چه چیزهایی را ارزش می‌دانم و چه چیزهایی در كار و زندگی شخصی برایم مهم هستند. پس از قدری تامل شش مورد پیدا كردم كه همه آن‌ها با حرف F شروع می‌شوند. پس از این كلمه به این لغات توجه كردم و در كار و زندگیم آنها را لحاظ نمودم، توانستم ازدواج كنم، به فرزندان و همسرم عشق بورزم و در عین حال كسب و كاری موفق هم خلق كنم. امیدوارم این شش لغت به شما هم كمك كنند.

1- ایمان (Faith ). من به خودم،‌ توانایی‌هایم و كارم ایمان داشته آنها را به تمامی باور دارم. علاوه بر این ایمان دارم كه برای موفقیت حتی در لحظات دشوار و پیچیده هم ابزار مورد نیاز را در دست دارم. اگر به هدفتان، خودتان و كسب و كارتان ایمان نداشته باشید، چطور می‌خواهید موفق شوید؟

2- خانواده (Family) ، همسر و دو دخترم تمامی زندگی من هستند و شروع یك كسب و كار مستقل باعث شد كه من بیشتر به آنها توجه كنم و در مركز زندگیم قرار گیرند. من سخت كار می‌كنم ولی با وجود این سه نفر كار و تلاشم هدفمند شده است.

3- دوستان ( Friends ). هیچ كارآفرینی نمی‌تواند به تنهایی موفق شود. تمامی شركت‌هایی كه در لیست ثروتمندترین‌های مجله Fortune قرار می‌گیرند، هیئت مدیره دارند و هرگز رئیس شركت به تنهایی تصمیم نمی‌یگرد. یك كارآفرین دوستان زیادی دارد. وقتی هیچ كس نمی‌خواهد حرفتان را گوش كند یا كالا و ایده شما را ببیند، دوستان شما این كار را می‌كنند و علاوه بر این هنگامی كه دچار مشكل شده‌اید و كار و كاسبیتان كساد شده، این دوستان بدون هیچ چشمداشت مالی، به شما مشاوره می‌دهند. 

4- مسایل مالی (Finances ). بیایید روراست باشیم و به این مقوله جدی هم بپردازیم. بیشتر ما كارآفرینان چون می‌خواهیم بیشتر پول دربیاوریم، از وظیفه كارمند بودن استعفا می‌دهیم و كسب و كاری از خودمان راه می‌اندازیم. اما باید توجه كنیم كه پول درآوردن كار راحتی نیست و موانع بسیاری سر راه وجود دارند. اگر به این لغت چهارم توجه داریم باید از خود بپرسیم : «امسال چقدر می‌خواهم پول در بیاورم؟» نمی‌توان هیچ پاسخی به این سوال داد بلكه باید پرسش دیگری پرسید : «چقدر می‌خواهم تلاش كنم و اصلاً چقدر كارم را دوست دارم؟»

5- تمركز (Focus ). خیلی قشنگ و خوشایند است كه دیگران بگویند كه فلانی یك كسب و كار از خودش دارد و آقا رئیس خودش است. اما تعیین هدف به تنهایی كافی نیست. مهم اینست كه این اراده و خواسته به عمل درآید و موفقیت خلق كند. باید به كارتان بچسبید و با تمام توان كار كنید. حتی در مواقع سختی و دشواری كه با تنش و چالش روبرو هستید هم تمامی قوایتان را بر این كار متمركز نمایید.

6- آزادی (Freedom ) . در اصل این بهترین و زیباترین هدیه‌ایست كه كارآفرینانی به خالق آن می‌دهد. اما به یاد داشته باشید كه این F آخر در صورتی نوشته می‌شود كه آن پنج F قبلی به درستی محقق شوند. بسیاری در جستجوی همین آزادی،‌ كارفرمایشان را ترك كرده به كارآفرینی روی می‌آورند اما نمی‌دانند كه ارزش‌هایشان كدام‌ها هستند و همین‌طور گیج و بی‌هدف كار می‌كنند كه مسلماً موفقیتی در پی نخواهد داشت. صد البته كه این شش لغت تمامی ارزش‌های كارآفرینی نیستند اما اگر در وضعیت گیج‌كننده و دشواری قرار گرفتید، یادآوری این شش F به شما كمك خواهد كرد تا بدانید كه اولویت‌های توجه در این لحظات چه چیزهایی هستند.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 11 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مقاله : نیاز به موفقیت در كارآفرینان

نیاز به موفقیت عامل بالقوه در کارآفرینی است و می تواند باعث رشد و توسعة اقتصادی شود. نیاز به موفقیت گونه ای ویژه از  انگیزه به شمار می‌ آید که شامل احساس درونی و قوی نسبت به موفقیت است. این نیاز برمبنای انتظار انجام کارهای بهتر و سریع تر از دیگران یا انجام بهتر این کارها نسبت به گذشته است. شواهد متعددی، وجود ارتباط بین سطح انگیزة موفقیت و قابلیت پیشرفت یک جامعه را نشان می دهند. این شواهد به این موضوع اشاره دارند که انگیزة موفقیت می‌تواند پیشرفت اقتصادی و تکنولوژیکی را تغذیه نموده و موجب گسترش آن شود.

برای مشاهده متن كامل مقاله به ادامه مطالب رجوع نمایید .

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 3 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

چك لیستی برای ارزیابی و انجام در شروع كسب و كار

  1. انتخاب کسب و کار بر اساس علاقه و توانایى‌ها
  2. انجام تحقیقات و بررسى‌هاى لازم در مورد ایده کسب و کار
  3. تهیه طرح کسب و کار و طرح بازاریابى
  4. انتخاب یک نام و برند ایده آل براى کسب و کار
  5. چک کردن حق استفاده از نام انتخاب شده و کسب اجازه براى استفاده از‌ آن نام
  6. ثبت کسب و کار با نام انتخاب شده
  7. تعیین مکان مطلوب براى شروع کسب وکار
  8. چک کردن و بررسى قوانین منطقه‌اى ( منطقه انتخاب شده براى احداث کسب و کار )
  9. تعیین نوع ساختار قانونى شرکت و مستندسازى
  10. اخذ اجازه ها و لیسانس‌هاى مورد نیاز
  11. ثبت حقوق انحصارى ( Copy right )
  12. در صورت کارآفرینى و یا خلق محصول جدید ، ثبت Patent
  13. انجام تبلیغات و نشر اعلامیه هاى لازم مبنى بر شروع کسب وکار جدید
  14. تهیه خطوط تلفن کارى و سایر تجهیزات موردنیاز
  15. انجام کارهاى مربوط به بیمه
  16. اخذ اطلاعات مربوط به مالیات شرکت
  17. بیمه‌کردن کارکنان و جمع‌آورى اطلاعات راجع به قوانین کار
  18. تعیین سیستم دستمزد حقوق و نحوه جبران خدمات کارکنان ( در صورت وجود )
  19. افتتاح یک حساب بانکى براى کسب و کار
  20. چاپ کارتهاى تجارى براى شرکت و ایجاد آرم براى شرکت
  21. خرید تمامى لوازم تجهیزات موردنیاز
  22. ایجاد E-mail و Website براى شرکت
  23. انجام تبلیغات وسیع‌ تر در نشریات و تلویزیون و...
  24. تماس با تمامى افراد ممکن اعم از خانواده و غیر هم ، مبنى بر شروع کسب و کار جدید
  25. سایر موارد مهم و مورد نیاز به دیدگاه خودتان با توجه به نوع كسب و كار

نوشته شده در تاریخ شنبه 30 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

همچون كارآفرینان فكر كنید

همواره این سوال وجود داشته  : چه چیز یك كارآفرین را كارآفرین كرده است؟

شخصی كه با موفقیت دست به ایجاد یك كسب و كار زده و پس از شروع در آن پیشرفت كرده چه خصوصیات ویژه‌ای دارد؟ پاسخ‌های متفاوتی به این سوال داده شده است. بعضی بر این باورند كه نمی‌توان كارآفرینی را آموزش داده بعضی دیگر مخالفند. عده‌ای می‌گویند كه یك كارآفرین ذاتاً‌ كارآفرین است. بعضی دیگر مهارت‌های آن را اكتسابی می‌دانند. بعضی دیگر می‌گویند كه كارآفرینان هنرمندند. اما گروهی آنان را دانشمند می‌خوانند عده‌ای آنها را با این صفات توصیف می‌كنند : احساس،‌ رهبری،‌ هشیاری ذهن،‌ تمركز، منظم،‌ با جذبه، وسواسی،‌ سخت‌گیر و خشك،‌ بعضی از كارشناسان آنها را افرادی می‌دانند كه وسواسی – اجباری هستند و گروهی از آنان كار آفرینان را برون گرا می‌خوانند. مخالفان این گروه آنها را برون گرا می‌نامند. بعضی افراد بر این عقیده‌اند كه آنها از ریسك كردن نمی‌ترسند و عده‌ای در تضاد با این گروه بر این عقیده‌اند كه آنها بسیار هم محتاطند.

حقیقت این است كه این صفات ویژگی‌های كارآفرینان را بیان می‌كند اما این ویژگی‌ها در مورد تمامی آنها صدق نمی‌كند. تمامی كارآفرینان یك ویژگی بنیادی،‌ یك خصوصیت و كیفیت اصلی،‌ یك مهارت پایه و یك علاقه مشترك دارند كه بدون آنها هرگز نخواهند توانست به موفقیت دست پیدا كنند. كارآفرینان دنیا را به چشم یك سیستم یكپارچه می‌ نگرند و از این رو به همین صورت نیز فكر می‌كنند. آنها تفكری سیستماتیك دارند. حال باید دریابیم كه این نوع تفكر چگونه تفكری است؟ و كسی كه این طور تفكری دارد دارای چه ویژگی‌هایی است : این چنین كارآفرینی همه چیز را به صورت یك كل واحد می‌بیند و به یگانگی اجزاء آن توجه می‌كند. او این‌طور در نظر می‌گیرد كه تمامی اجزای این كل با یكدیگر ادغام شده‌اند و آن را به صورت یك «سیستم» واحد در نظر دارد.
 یك متفكر سیستماتیك :
- از حد محیط و دنیا فراتر می‌رود تا بتواند آن را تغییر دهد.
- این متفكر به جای این كه مثل یك مهندس با ابزار روزمره كار كند،‌ به ابتكار و اختراع دست می‌زند.
- این كار آفرین در همه چیز یك هدف می‌بیند و كل سیستم را به عنوان تحقق این حقیقت این است كه این صفات ویژگی‌های بعضی كارآفرینان را بیان می‌كند اما این ویژگی‌ها در مورد تمامی آنها صدق نمی‌كند. تماس كارآفرینان یك ویژگی بنیادی،‌ یك خصوصیت و كیفیت اصلی،‌ یك مهارت پایه و یك علاقه مشترك دارند كه بدون آنها هرگز نخواهند توانست به موفقیت دست پیدا كنند. كارآفرینان دنیا را به چشم یك سیستم یكپارچه می‌نگرند و از این رو به همین صورت نیز فكر می‌كنند. آنها تفكری سیستماتیك دارند. حال باید دریابیم كه این نوع تفكر چگونه تفكری است؟ و كسی كه این طور تفكری دارد دارای چه ویژگی‌هایی است : این چنین كارآفرینی همه چیز را به صورت یك كل واحد می‌بیند و به یگانگی اجزاء آن توجه می‌كند. او این طور در نظر می‌گیرد كه تمامی اجزای این كل با یكدیگر ادغام شده‌اند و آن را به صورت یك «سیستم» واحد در نظر دارد. یك متفكر سیستماتیك :
- از حد محیط و دنیا فراتر می‌رود تا بتواند آن را تغییر دهد.
- این متفكر به جای این كه مثل یك مهندس با ابزار روزمره كار كند،‌ به ابتكار و اختراع دست ‌می‌زند.
- این كارآفرین در همه چیز یك هدف می‌بیند و كل سیستم را به عنوان تحقق این هدف در نظر خود مجسم می‌كند.
- در هر چیز معنایی را جستجو می‌كند و اگر معنایی را نیابد،‌ آن قدر موضوع را پیگیری می‌كند تا معنی نهفته در آن برایش روشن شود.
- تمامی معنای اجزا را تحت نفوذ خود دارد.
تمامی كارآفرینان بزرگ از چنین تفكری برخوردارند. كسب و كار شما شامل گروهی از افراد نیست كه مشغول كارند بلكه سیستمی است كه توسط این افراد به راه انداخته می‌شود یا حداقل باید این طور باشد. سیستم‌ها كار را انجام می‌دهند و افراد این سیستم را به راه می‌اندازند. كسب و كار شما نباید به كارمندانتان وابسته باشد بلكه باید به كل سیستم و اجزای آن به صورت یك كل واحد تكیه كند. تفكر سیستماتیك شما را آزاد می‌كند. وقتی كه سیستمی واحد در كار نباشد، كسب و كارتان به شما و افرادی كه برایتان كار می‌كنند وابسته خواهد بود. اگر شما یا كارمندانتان برای مدتی كوتاه از كار دست بكشید، هرج و مرج و بی‌نظمی در كار پدید می‌آید. اما اگر سیستم به عنوان یك كل واحد به خودش وابسته باشد و بر شخص خاصی تكیه نكند،‌ در غیاب شما هر كسی می‌تواند آن را اداره كند. و در كارتان سیستم درستی وضع كرده باشید حتی می‌توانید ناگهان به یك تعطیلات سه ماهه بروید و كمترین صدمه‌ای به كسب و كارتان نخواهد رسید. اگر سیستم را درست تدوین كنید،‌ حتی افراد كلیدی شركت نیز می‌توانند به یكباره شما را ترك كنند و به سادگی می‌توان افراد دیگری را به جای آنها جایگزین كرد. اگر كار درست پیش نرفت،‌ به جای این كه افراد و كارمندان را متهم كنید، خواهید توانست به سادگی كارها را رفع و رجوع كنید. اگر فرصت‌ها و موقعیت‌های جدیدی پیش آمد قادرید سیستم جدیدی تدوین كنید یا سیستم موجود را با تغییرات هماهنگ كنید. اگر از این روش پیروی كنید، می‌توانید بسته به خواست خود هر روز كار كنید یا اگر نخواستید چند روز در هفته سر كار بروید چون سیستم به خودی خود كارها را انجام خواهد داد. تفكر سیستماتیك در حقیقت راز اصلی موفقیت كارآفرینان است. تمام كسانی كه آرزوی موفقیت در كارآفرینی را در سر دارند باید نحوه این تفكر را بیاموزند. یا به عبارت دیگر باید به مسائل به عنوان یك كل واحد نگاه كرده و دیدگاهشان را قدری فراتر از محیط و دنیا بسط دهند. یا در یك كلمه : دنیای آنها،‌ دنیای ما، همه دنیا.
By : Micheal Gerber    مترجم : آذین صحابی

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 27 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

ده تا از مهمترین دلایل موفقیت كارآفرینان

شماری از کارآفرینان حتی با وجود داشتن ایده های بسیار عالی و بکارگیری تیمهای مجرب در کسب و کار شکست می خورند . 
چرا ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

یک کارآفرین زمانی که می خواهد کار خود را آغاز کند، در انتخاب بهترین شرایط برای شروع کاملا آزاد است. با در نظرگرفتن این شرایط، هر کارآفرین روش دستیابی به موفقیت در کسب و کار را انتخاب می نماید. در اینجا شما با 10 فاکتور مهم که در موفقیت کارآفرینان نقش بسزایی را ایفا نموده اند آشنا می شوید:

1- هدف گذاری مناسب و داشتن چشم انداز :
هدف گذاری  خوب اولین و پایه ای ترین بخش دستیابی به موفقیت است. مسلما هرگز بدون داشتن یک هدف یا رویای شخصی کاملا روشن نمی توان موفق شد.
2- سرعت بالا و ایده آل :
اجرای ایده ها و پشت سر نهادن مراحل تعریف شده در کار هر قدر با سرعت بالاتری انجام شود، در موفقیت طرح نقش بیشتری خواهد داشت. کسی که قصد داشته باشد در کار خود موفق شود، هیچگاه انجام مراحل کار را به تاخیر نمی اندازد و آنقدر به کار ادامه میدهد تا مرحله مورد نظر کامل شود. این موضوع در نهایت به تعریف و انجام کار سودمند در ساعات کاری ختم می شود.
3- مدیریت سرمایه و آشنایی با مسایل مالی :
هر کارآفرین باید دقیقا بداند پول و سرمایه خود را در هر مرحله از کار، چگونه و به چه اندازه خرج کند و تا آنجا که ممکن است از خرج اضافه و پیش بینی نشده پرهیز نماید. بیشتر کارآفرینانی که با شکست مواجه می شوند، قادر به کنترل گردش مالی خود نبوده اند و یا پول خود را در راه یک انگیزه ناگهانی وپیش بینی نشده صرف کرده اند. همیشه به یاد داشته باشید که پیش از انجام هر خرج، دوباره با خود فکر کنید و از خود بپرسید که آیا این هزینه می تواند تاثیر مثبتی در مخاطرات کاری شما در طولانی مدت داشته باشد یا خیر؟
4- مهارتهای اجتماعی و داشتن روابط بلند مدت :
ارتباط با افراد قدرتمند و تاثیرگذار در کار می تواند در موفقیت کارآفرین نقش چشمگیری داشته باشد. کسانی که در کار خود موفق میشوند، بر این باورند که "با هم" کار کردن همیشه سودمند است. به دست آوردن نتایج خوب در کار هم در سایه تبادل فکر و مشورت با دیگران حاصل می شود.
5- نظم و انضباط و دقت بالا :
برقرار کردن نظم و انضباط با اتکا به نفس آغاز می شود. در این شرایط شما به عنوان کارآفرین باید تمامی کارهای لازم را بر اساس استانداردهای تعریف شده خود به دیگر افراد تیم آموزش دهید و از آنان بخواهید تا کارها را به همان نحو انجام دهند و قبل از همه خودتان پیرو نظم و انضباط تعریف شده خود باشید. به این ترتیب کارها به صورت درست و تعریف شده پیش خواهد رفت و میزان خطا در سیستم کار کاهش می یابد.
6- اراده قدرتمند :
اراده قوی در کارآفرین باعث می شود که حتی اگر تمامی خواسته های وی در راه رسیدن به هدفش برآورده نگردد، او دست از تلاش برندارد و حتی به مقابله با شرایط سخت بپردازد. اگر به چیزی باور دارید از تلاش برای رسیدن به آن دست برندارید! روشن است که در صورت عدم وجود این عامل کسب و کار نمی تواند راه موفقیت را طی کند.
7- سازگاری با تغییرات محیطی و سوار شدن بر موج تكنولوژی:
کارآفرینان موفق همیشه درصدد هستند، خود را با فناوریهای روز وفق دهند. این موضوع می تواند در پیشرفت کار بسیار مفید باشد و حتی نقطه عطفی در راه موفقیت به حساب آید. 
8- مهارت فروش:
گردش پول در کار مانند گردش خون در بدن است و موجب ادامه حیات کسب و کار خواهد شد. بنابراین افزایش دارائی برای به جریان انداختن کسب و کار امری ضروری است و کارآفرین باید بتواند با استفاده از مهارتهای خود دارایی بیشتری را از طریق سرمایه گذاران، مشتریان و کارپردازان خود به دست آورد.
9- میزان تمرکز قوی و بالا :
شروع کار و تمرکز بر روند درست ادامه آن، درصد موفقیت در کار را افزایش چشمگیری خواهد داد. حتی کارآفرینان موفقی بوده اند که علاقمند بوده اند به طور همزمان چندین کار را شروع کنند،  اما برای تضمین موفقیت خود، تنها یکی را شروع کرده و بر آن متمرکز شده و بعدها افق دید خود را گسترش داده اند. مسلما عدم تمرکز و از شاخه ای به شاخه دیگر پریدن باعث شکست کسب و کار خواهد شد.
10- اعتماد به نفس فولادین و داشتن ریسك پدیری :
موفقیت کسب و کار به میزان اعتماد به نفس کارآفرین در معرفی تجارت خود و ریسک پذیری بستگی دارد. کارآفرین باید بتواند به موقع ریسک را بپذیرد و به انتخاب خود اعتماد کافی داشته باشد. 
به عبارت دیگر شما باید به خود و قابلیتها و امکانات خود باور داشته باشید. اگر قصد دارید محصولی را بفروشید که مردم نظیر آن را ندیده و با آن آشنایی ندارند، با اعتماد به نفس و زاویه دید باز به راه خود ادامه دهید و راههای خوب و تاثیرگذار برای ارائه آن در بازار بیابید.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 26 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

كارآفرینان باید ریسك را بپذیرند

شاید گاو صندوق خالی باشد اما كارآفرین... 

یک کارآفرین در یک حراجی ، گاو صندوقی را که به او گفته شده است ، سالهای سال است در آن باز نشده است ، می‌ خرد. او به سراغ یک قفل‌ ساز می‌ رود و می‌ گوید که صندوق را باز کند. قفل ساز به او می‌گوید که 40 دلار برایش آب می‌ خورد . پس از توافق شروع به کار می‌ کند ، ولی نمی‌ تواند گاو صندوق را باز کند ، از این رو به کارآفرین خریدار می‌ گوید که پولش را به دور ریخته است و این گاو صندوق باز شدنی نیست ... 
کارآفرین به دنبال قفل‌ساز دیگری می‌رود. این یکی قفل‌ساز نگاهی کامل به گاو صندوق می‌اندازد و سپس نام شرکت سازنده را یادداشت می‌کند و می‌رود به سمت ماشینش و پس از مدتی با قلم و مته باز می‌گردد. یه جا را علامت می‌زند و سپس شروع به مته‌ کاری می‌کند، نهایتا در گاو صندوق باز می‌شود.گاو صندوق خالی است و طبیعتا چیزی گیر کارآفرین نیامده است. او از قفل‌ساز می‌پرسد که هزینه چقدر است و قفل‌ساز می‌گوید صد و بیست دلار. فریاد خریدار بلند می‌شود که چرا انقدر گران و من ریز صورت‌حساب را می‌خواهم. قفل‌ساز به ماشین خود بازگشته و بعد از مدتی با یک تکه کاغذ کثیف بازمی‌گردد که روی آن نوشته شده است، هزینه مته‌کاری بیست دلار، هزینه اینکه کجا باید سوراخ شود صد دلار.
این داستان چندین نکته نهفته دارد. اول اینکه حتما قرار نیست شخص کارآفرین به پول برسد. همان طور که این گاو صندوق خالی بود، بیزنس شما هم می‌تواند به سودآوری نرسد و خیلی احمقانه است که فکر کنید کسی می‌تواند گارانتی کند که شما موفق می‌شوید.دوم ارزش راهنماها و مشاوران خبره است. اکثریت کارآفرین‌ها می‌خواهند لقمه را از راه طولانیش به دور سر بپیچانند، چون حاضر نیستند که هزینه پرداخت کنند ولی در گاوصندوق برایشان باز شود و مدت‌ها برای آنچه که در داخل گاوصندوق خالیست برنامه‌ریزی می‌کنند و خیال می‌بافند ! در دنیای کارآفرینی امروز المان سرعت بخشی در اجرای اهداف بسیار بسیار مهم است چراکه به راحتی می‌توان ایده شما را کپی کرد و روی آن کار کرد.

نوشته شده در تاریخ جمعه 22 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

دلایل شكست یك كسب و كار

موفقیت در یک کسب و کار هیچ گاه به صورت خود به خود یا بر اساس شانس و اقبال نیست و این موفقیت اصولاً به سازماندهی دقیق و بصیرت فرد بستگی دارد . شروع یک کسب و کار همیشه پر ریسک است ، با توجه به گزارش اداره کسب و کارهای کوچک در آمریکا، بیش از 50 درصد کسب و کارهای کوچک در سال های اول با شکست مواجه شده و 90 درصد آنها در پنج سال اول از بین می روند. 
برخی دلایل شکست کارآفرینی:

1- نداشتن تجربه
2- نداشتن سرمایه کافی
3- نداشتن جایگاهی مناسب
4- عدم وجود کنترل قوی
5- سرمایه گذاری بیش از اندازه در دارایی های ثابت
6- قراردادهای اعتباری ضعیف
7- استفاده شخصی از سرمایه های تجاری
8- رشد بدون انتظار
9- رقابت
10- فروش پایین.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 19 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

ارتباط بین كارآفرینی و میزان تحصیلات

آیا بین سطح تحصیلات و کارآفرینی رابطه‌ای وجود دارد؟ این سؤالی است که بسیاری اوقات مطرح می شود. تا حدود سال‌های 1970 میلادی بیشتر صاحب نظران اعتقاد داشتند که سطح سواد و تحصیلات بر روی کارآفرین شدن فرد اثری ندارد. این صاحب نظران معتقد بودند کارآفرینی بیشتر ذوقی و ذاتی است؛ به عبارت دیگر کارآفرینی بیشتر به خلاقیت‌های ذهنی و خدادادی فرد متکی است .
اما حداقل از دو دهه قبل، بسیاری اذعان نمودند که سطح تحصیلات رابطه‌ی مستقیمی با کارآفرینی دارد. اینان دریافتند که هر چه دانسته‌ها، آگاهی‌ها و دانش فرد بالاتر باشد زمینه‌ی بیشتر و بهتری برای کارآفرین شدن مهیا می‌شود. این اعتقاد نظریه‌ی اول را رد نمی‌کند بلکه براین باور است که دانش و میزان اطلاعات علمی افراد می‌تواند زمینه ساز خلاقیت‌های بیشتر و گسترده‌تر شود . با توجه به روند شتابان تولید علم و بالا رفتن سطح تحصیلات جوامع بشری و تغییرات بسیار شتابانی که براساس و مبنای علم، دانایی و تکنولوژی در جوامع نوین رخ می‌دهد، روز به روز این اعتقاد محکم‌تر و استوارتر می‌گردد که در این جامعه‌ی علمی برای کارآفرینی باید مجهز به دانش روز بود .
هر چند کسانی مانند توماس ادیسون در دوره‌ی دبیرستان ترک تحصیل کردند اما باید پذیرفت که دانش می‌تواند خلاقیت افراد را شکوفا سازد و بینش آنان را برای ایجاد کسب و کارهای نو، گسترده سازد. همانگونه که قبلاً نیز در بحث خلاقیت اشاره کردیم، همه‌ی افراد می‌توانند خلاق باشند و امروزه این اصل پذیرفته شده است که خلاقیت را می‌توان آموزش داد و به وسیله‌ی آموزش می‌توان آن را فعال نمود. بر همین اساس است که امروزه در اکثر دانشگاه‌های جهان بخش‌ها و دپارتمان‌های کارآفرینی تأسیس شده و به آموزش کارآفرینی به عنوان یک تخصص و رشته‌ی تحصیلی می‌پردازند. البته هر چه توانمندی‌های ذوقی، هوشی، ذاتی و هنری انسان بیشتر باشد آمادگی بیشتری برای کارآفرین شدن دارد. بدیهی است چنین افرادی با کسب آموزش و بالابردن سطح تحصیلات خود خیلی سریع‌تر کارآفرین می‌شوند

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 18 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

نگاه خاص كارآفرینانه

كارآفرینان افرادی هستند كه فرصت ها را درك  می كنند و خلاء ها را می بیند. درك فرصتها توسط این افراد ممكن است از طریق بازار گردی ( ارتباط با محیط زندگی، بازار و ... ) و یا ارتباط با افراد ( در جلسات ) یا نگاه به تلویزیون ، رسانه ها شبكه اینترنت و ... حاصل شود، كه به آن نگاه كارآفرینانه ( یا نگاه جستجو گرانه، نگاه فرصت گرایانه، شكار فرصت و... ) گفته می شود. در این مقاله برداشت جدیدی از كارآفرینی تحت عنوان ( نگاه كارآفرینانه ) را مطرح می نماییم.

 1-  مقدمه

باتغییرات شتابان درمحیط بین المللی و گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی و جایگاه جدید كه سه انقلاب اینترنت، دیجیتال و كارآفرینی  E.D.I  در حال تحول آن می باشند، برای دلسوختگان كشور و نظام سؤالات متعدد ذیل مطرح می باشد:جایگاه و سهم ما از تجارت جهانی درحوزه فناوری اطلاعات و بازاریابی چیست؟

چرا بعضی از كشورها مثل كره، سنگاپور، تایوان، مالزی و ... كه عقب تر از ما در توسعه اقتصادی بودند، گوی سبقت را از ما ربوده اند.

چرا در ده سال گذشته با ورود از گذر از جامعه صنعتی به جامعه اطلاعاتی كشورهایی مانند هند، فنلاند، ایرلند و ... جهش های میلیارد دلاری انجام داده اند.

 چرا شركتهای جدید در عرصه دیجیتال و اینترنت با كارآفرینی خود در كشورهای مختلف به سرعت بعنوان میلیاردهای    جدید معرفی شدند و چرا كشور ما از الگوهای كسب و كار جدید در حوزه EDI  بهره مند نمی شوند.

چرا خروجی دانشگاه های آمریكایی و ... مانند استانفورد، هاروارد، بابسون، و ... كارآفرینانی مانند بیل گیتس ( مایكروسافت )، جفری بزوس ( آمازون دات كام ) و ... است كه نقش كلیدی در موفقیت و توسعه كشور خود دارند و چرا ما ایرانیان از این قرصتهای طلایی خیلی خیلی كم بهره مند می شویم طبیعتاً پاسخ به سوالات را می توان به سیاستها و استراتژیهای توسعه، فضای رقابتی توسعه كسب و كار، امنیت سرمایه ، امنیت سیاسی و اقتصادی ،درونگرا بودن اقتصاد در بیست و چند سال گذشته نسبت داد. اما در كل نكته قابل طرح كه در توسعه از آن غفلت كرده ایم، وجود عامل تغییر Change agent است كه پیش برنده توسعه و موتور توسعه  بعنوان Directing force می باشد.

2-  عامل تغییر  

عامل تغییر چیست ؟ در گذشته طی قرون متمادی اقتصاددانان اصلی ترین افراد پاسخگو به این مسئله به طرق زیر بوده اند:

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 13 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

راهكارهایی برای داشتن كسب و كارهای بهتر و موفق تر

فرهنگ کسب و کار موفق چیست؟

1. توجه به نیاز های مشتری، اینکه مشتری دقیقاً به چه چیزی نیاز دارد. اکثر فروشنده‌ ها به‌ دنبال فروش محصول خود و به‌ دست آوردن سود بیشتر هستند نه اینکه مشتری چه می‌ خواهد و چه نیازهایی دارد.

2. در یک زمینه به افراد آموزش‌ هایی داده می‌ شود که چه باید بکنند اما آیا پس از آموزش همه به‌ خوبی هم خواهند بود؟

چرا همه مثل هم عمل نمی‌کنند با اینکه همه همان آموزش را دیدند. پاسخ برخی افراد این است:

1. مدیریت فرق می‌کند.

2. محل کار یا استان فرق میکند.

همه این‌ها درست است اما دلیل اصلی این که همه مثل هم عمل نمی‌کنند موارد زیر است:

1- دانش
برخی فکر می‌کنند برایشان کسر شأن است که در یک برنامه آموزشی شرکت کنند و همه چیز را کامل می‌دانند، در صورتی که این طرز تفکر اشتباه است. افراد باید دانش کامل داشته باشند. به کارمندانتان ، افرادی که برای شما کار می‌کنند بیاموزید که باید دانش کافی داشته باشند. 

2- مهارت
باید مهارت‌های لازم را در زمینه کاریتان داشته باشید. برخی افراد هنوز هم مهارت‌های قدیمی خود را که چندین سال پیش آن‌ها را به کار می‌بردند، استفاده می‌کنند. این مهارت‌ها دیگر منسوخ شده‌اند. باید مهارت‌های به‌روز را یاد بگیرند.  

3-  داشتن انگیزه و رویکرد مثبت
به‌ ندرت در مدارس و دانشگاه‌ها این مسئله را آموزش می‌دهند. درصورتیکه مهمترین مسئله‌ای که تفاوت بین افراد را به‌وجود می‌آورد رویکرد آن‌‌ها است. یک شخص ممکن است دانش و مهارت کافی را نداشته باشد، اما اگر انگیزه لازم و رویکرد مثبتی داشته باشد همواره موفق است. اما یک شخص ممکن است از دانش و مهارت خوبی  برخوردار باشد اما انگیزه لازم را نداشته و رویکرد منفی داشته باشد. این شخص هیچگاه موفق نمی‌شود. 

چطور می‌توانیم مشتری‌های خود را نگه داریم؟
اگر از هر شرکتی پرسیده شود که آیا خدمات خیلی خوبی را ارائه می‌دهید یا خیر، آن‌ها قطعاً به شما می‌گویند بله ما خدمات خیلی خوبی ارائه می‌دهیم. اما خیلی‌ها اینکار را نمی‌کنند.

خدمات خوب چیست؟
اگر محصولات خود را به مشتریان، درست و سر وقت و همیشه انجام دهیم به این نمی‌گویند خدمات خوب، چون مشتریان دارند پول اینکار را به شما می‌دهند، شما باید همواره سعی کنید کاری بیشتر از آنچه باید را انجام دهید. 

فرض کنید اتومبیل خود را برای تعمیر به تعمیرگاه برده‌اید. در زمان تحویل گرفتن اتومبیل مشاهده می‌کنید که نه‌تنها اتومبیل دقیق و طبق فاکتور تعمیر شده بلکه آن‌ها اتومبیل شما را شسته‌اند، داخل آن‌را جارو کرده‌اند و روی صندلی کنار راننده یک دسته گل یا یک بسته شکلات به‌عنوان هدیه قرار داده‌اند.

باید بین آن خدماتی که پولش را می‌گیرید و خدمات نگهداری از مشتریان یک تمایز خوب ایجادکنید.

شما نیازی نیست که بهترین محصول یا بهترین قیمت‌ها را داشته باشید،اما اگر بتوانید خدماتی کم نظیر ارائه کنید پیروز می‌شوید.

 پیدا کردن فرصت‌‌ها برای نگهداری مشتریان

دو روش هست:

1- روش‌های ملموس: روش‌هایی که هزینه‌بر است. همه کارها و خدماتی که برایشان پول خرج می‌کنیم، خدماتی که در قالب یک هدیه  مانند یک خودکار به مشتری می‌دهیم.

2- روش‌های غیر ملموس: روش‌هایی که زمان‌بر است. برای مثال فردی به دندانپزشکی می‌رود تا دندانش را پر کند. پس از اینکه به خانه برمی‌گردد دندانپزشک به او زنگ میزند و جویای احوالش می‌شود. در اینجا وقتی که دندانپزشک برای این بیمار قرار می‌دهد بین 2 تا 3 دقیقه است.

 چرا مشتریان خود را از دست می‌دهیم؟

1 درصد از مشتریان فوت می‌کنند.
3 درصد جابه جا می‌شوند.
5 درصد به خاطر اینکه تماس‌های دیگری را دارند می‌روند
9 درصد به خاطر دلائل رقابتی به یک شرکت دیگر می‌روند.
اما 68 درصد به دلیل بی تفاوتی کارکنان بوده

خیلی از افراد خصوصاً در ایران در کسب و کار به فکر رقیب هستند که رقیب چه می‌ کند، این اشتباه بزرگی است. شما باید کسب و کارتان بر اساس مطالبات مشتریان باشد.

هزینه بدست آوردن یک مشتری جدید 6  برابر هزینه نگهداری یک مشتری است.

 چند راهکار مناسب :

1- با کارکنان طوری رفتار کنید که انگار مشتریان شما هستند. به آن‌ها انگیزه بدهید، اگر شما با کارکنانتان خوب رفتار کنید آن‌ها هم با مشتریان خوب رفتار خواهند کرد.

2- اهمیت اسامی افراد، خیلی مهم است. از اسم افراد هنگامی که می‌خواهید صدایشان کنید استفاده کنید. افراد دوست دارند اسمشان را بشنوند.

3- تاکید کنید بر کارهایی را که می‌توانید انجام دهید نه کارهایی که نمی‌توانید انجام دهید، نگویید ما نمی‌توانیم این‌کار را انجام دهیم بگویید ما میتوانیم فلان کار را انجام دهیم.

4- ظاهر افراد اطمینان و اعتماد را جلب می‌کند، منظوراز ظاهر فقط لباس نیست.

5- همیشه بگویید خیلی ممنون، خیلی متشکرم از اینکه ما را انتخاب کردید.

6- کمی بیش‌تر از آن‌‌چه انتظار می‌رود کار انجام دهید.

7- اخبار بد را بگویید اگر نتوانستید کار مشتری را در وقت گفته شده انجام دهید با او تماس بگیرید و خودتان به مشتری بگویید قبل از اینکه او تماس بگیرد.

8- صد درصد صداقت داشته باشید

 هیچ‌ کس به خاطر دانشش پول در نمی‌آورد، به‌ خاطر کاری که با دانشش می‌کند پول در می‌آورد.

برگرفته از سخنرانی ریچارد دنی در ایران 

مدیر سبز - آذر جوزی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

چند نكته برای آغاز آسان یك کسب و کار

اگر شما هم شبیه اکثر کارآفرین‌ ها باشید احتمالاً ثروت عظیمی برای آغاز فعالیت ندارید بنابراین مجبور هستید با هر چه دارید یعنی سرمایه نسبتا اندک کار را آغاز کنید. برای موفقیت در این راه جذب منابع مالی بیرونی و صرفه‌ جویی معقول بهترین روش‌ ها هستند. در مقاله حاضر به هشت روش برای شروع موفق و کم هزینه کسب و کار اشاره میشود .

1- ارزان زندگی کنید: مطالعه خاطرات کارآفرین های موفق که تقریبا از صفر آغاز کردند نشان می دهد امکان صرفه جویی هم در هزینه‌ های زندگی و هم شرکت کاملا وجود دارد. خرید هوشمندانه ، ثبت موارد هزینه‌ های زندگی و کار، شناسایی اولویت‌ها برای هزینه کردن پول و برنامه‌ ریزی هزینه از مهم‌ ترین عوامل ارزان زندگی کردن هستند. اجازه ندهید تجهیزات یا اسباب لوکس و گران قیمت شما را وسوسه کند. مطمئن باشید پس از به سود رسیدن کسب و کار به تدریج توان خرید این اسباب و تجهیزات را پیدا خواهید کرد.

 2- از روش‌های خلاق تامین مالی بهره ببرید: امکان یافتن سرمایه‌ گذار یا گرفتن وام‌ها با بهره بالا وجود دارد اما هر چه کمتر از این نوع منابع مالی استفاده کنید، بهتر است. از سرمایه‌ ای که خود جمع کرده‌ اید یا کمک مالی اعضای خانواده یا دوستان استفاده کنید. در این حالت مجبور نیستید بهره بپردازید یا در مهلت مشخص پول را بازگردانید و نیز از جاه طلبی‌ های شما کاسته خواهد شد.

3- کوچک آغاز کنید: هر چه اولین خط تولید شما بزرگ‌ تر باشد پولی که برای راه‌ اندازی آن باید هزینه کنید، بیشتر است. هرگز تصور نکنید در آغاز کار باید با گستردگی تولید خود بازار را متعجب کنید. در آغاز کار بر تعداد قابل مدیریت کالاها و خدمات تمرکز کنید. منظور تعداد کالاها و خدماتی است که شما با پولی که نقدا در اختیار دارید، می‌توانید برای مدتی منطقی تولید کنید. آهسته بروید تا بتوانید همیشه به فعالیت خود ادامه دهید.

4- منابع مالی را صرف عناصر درآمدزا کنید: استفاده صحیح از منابع مالی محدود کلید راه  انداختن کسب و کار با بودجه محدود است برای مثال صرف هزینه برای کارکنان با ارزش و سودآور و خرید تجهیزات حیاتی جزء این موارد هستند.

5- از روش‌های ارزان اما موثر بازاریابی استفاده کنید. ترتیبی دهید که دیگران برای شما تبلیغ کنند. کار را با دادن آگهی در نشریات و بولتن‌ های محلی آغاز کنید. اولویت نخست تبلیغ در جایی است که مخاطبان اصلی شما حضور دارند. باید آن ابزارهای رسانه‌ ای را که هواداران زیادی بین مخاطبان اصلی شما دارند، بیابید. بسیاری از کارشناسان معتقدند شرکت‌ها باید بخش بزرگی از سود خود را صرف تبلیغ نمایند، این به معنای ولخرجی در تبلیغات یا تبلیغ در رسانه‌ های کم طرفدار نیست.

 6- هوشمندانه استخدام کنید: با توجه به ساختار فعالیت شرکت، اگر امکان دارد از نیروی کار نیمه وقت استفاده کنید. در این حالت نیروهای متخصص و ارزشمند مجبور نمی‌شوند تمام وقت خود را صرف حضور در محیط کار شما کنند. در بسیاری از موارد این اجبار آنها را از همکاری با شما بازمی‌دارد. همچنین به یاد داشته باشید که در آغاز کار در حوزه‌هایی که توانایی دارید برای انجام آنها از نیروی کار خارج شرکت استفاده نکنید. در حال حاضر بسیاری از شرکت‌ها در ایالات متحده دارای کارکنانی هستند که در خانه مسوولیت های شغلی خود را انجام می‌دهند. این روند رو به افزایش است و باعث کاهش هزینه زیرساخت برای کسب و کارها می‌شود.

 7- بهترین قراردادها را منعقد نمایید: آنچه بسیاری از کارآفرین‌ها نمی‌ دانند این است که درباره هر چیز می‌ توان مذاکره کرد. از هزینه تجهیزات تکنولوژیک گرفته تا صورتحساب‌ هایی که طراح سایت شما فرستاده است. صرفاً به این دلیل که روی صورتحساب نوشته شده قیمت مقطوع به این معنا نیست که نمی‌توان چانه زد و مذاکره کرد. بدترین حالتی که در پایان مذاکره ممکن است رخ دهد پاسخ منفی فروشنده است اما در بسیاری موارد مذاکره جواب می‌دهد. هرگز تصور نکنید چانه زدن ارزش‌اش را ندارد. رقم تخفیف چند خرید را جمع کنید،آنگاه متوجه خواهید شد با مذاکره چه میزان در هزینه‌ها صرفه جویی کرده‌اید به ویژه هنگامی که قصد دارید به طور نقد پول کالا را بدهید،در چانه زدن در موقعیت بسیار بهتری قرار دارید.

8- تجهیزات ارزان بخرید: از نرم افزار گرفته تا دستگاه فکس یا مرکز تلفن سانترال، بسیاری از تجهیزات فنی موردنیاز کسب و کارهای جدید در بازار وجود دارد فقط باید برای یافتن آنها تلاش کنید. برای آن‌که این ابزارها نقص نداشته باشند، هنگام خرید آنها را آزمایش کنید و از فروشنده ضمانت بخواهید. قیمت دستگاه‌های الکترونیک دست دوم گاه تا 50 درصد پایین‌ تر از دستگاه‌ های نو است. تصور نکنید فقط شرکت‌ های کوچک از این روش برای خرید استفاده می‌ کنند. همه شرکت‌ ها با اندازه‌ های مختلف طبق نیازی که دارند به خرید چنین دستگاه‌ هایی می‌ پردازند.  منبع: سرمایه

نوشته شده در تاریخ جمعه 8 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

آثار كارآفرینی بر جامعه

دامنه‌ی تاثیرات کارآفرینی بر جامعه بسیار وسیع است. از تغییر در ارزش‌های اجتماعی تا رشد شتابان اقتصادی، محققین تغییرات مختلفی را که رواج فرهنگ کارآفرینی در یک جامعه ایجاد می‌کند بررسی کرده و آثار آن را از دیدگاه‌های متفاوت مورد بحث قرار داده اند، برخی از تاثیرات ذکر شده عبارتند از:

• ایجاد ثروت

• اشتغال‌زایی

• ایجاد و توسعه فناوری

• ترغیب و تشویق سرمایه‌گذاری

• شناخت، ایجاد و گسترش بازارهای جدید

• افزایش رفاه

• ساماندهی و استفاده اثربخش از منابع

پیامدهای مثبت توسعه کارآفرینی در اقتصاد کشور بیش از سایر اثرات آن مورد توجه قرار گرفته است. به باور محققین، کارآفرینان از رسیدن نظام اقتصادی به تعادل ایستا جلوگیری می کنند و بواسطه رفتارهای فرصت جویانه خود، اقدام به فرصت سازی برای کلیت نظام اقتصادی می نمایند. تاثیرات دیگری نظیر ایجاد اشتغال و رشداقتصادی نیز مدنظر پژوهشگران بوده است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 25 اسفند 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

10 گام برای سازمانهای کارآفرین موفق

در مورد سازمان های کارآفرین چیزی تحت عنوان شانس وجود ندارد بلکه آنها باید نسبت به بقیه سریعتر عمل نموده و نسبت به رقیبان فرصتها را زودتر تشخیص داده و ده گامی که در زیر بر شمرده ایم آنهایی است که سازمان باید بردارد اگر می خواهد سازمان کارآفرین به معنای واقعی کلمه باشد .

1 – باور داشتن و اعتقاد به سازمان : سازمانی که چنین اعتقادی داشته باشد همواره برخود می بالد و آرزوی افراد این است که سازمان پیوسته راه رشد را بپیماید .

2 – چشم انداز : باید برای آینده ی سازمان مسیر روشن و مشخصی وجود داشته باشد و چشم انداز رویایی است که سازمان می کوشد به آن دست یابد . اهداف بلند مدت سازمان باید مشخص ، قابل اندازه گیری ، متمرکز بر مشتری ، مورد توافقی ، واقعی و دستیافتنی در زمان مشخص باشد .

3 - شناختن مشتری : موفقیت هر سازمانی در دست مشتریان آن سازمان می باشد و سازمان نه تنها باید نظر و رضایت مشتریان را جلب کند بلکه باید کاری کند از محصولات سازمان لذت ببرند تا مشتریان خریدهای خود را تکرار نمایند . برای شناخت مشتریان میزان زیادی وقت صرف نمایید و با آنان رابطه صمیمانه برقرار نمایید و شکایتهای مشتریان را همواره به عنوان منبعی از فرصت برشمارید .

4 – تجزیه و تحلیل محیط : عوامل موجود در محیط خارجی را به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار دهید تا از آن طریق بتوانید نقاط قوت و ضعف را از دیدگاه فرصتها و تهدیدات مورد ملاحظه قرار داده و نهایت استفاده از فرصتها را بده و اثر تهدیدات را حداقل نمایید .

5 – درک سازمان : سازمان کارآفرین باید خود را بطور کامل بشناسد و نقاط قوت و ضعفش را شناسایی نماید تا از انجام امور در سطح بالا اطمینان یابد و ضعفها را برطرف نموده یا حداقل نماید .

6 – محاسبه ریسک : سازمان کارآفرین سازمانی ریسک پذیر است ولی تنها زمانی ریسک ها را می پذیرد که به دقت آنها را شناخته و ارزیابی نموده باشد .

7 – تحمل شکست و گرفتن درس از آن : همواره باید در پی علت شکست برآمد و آن را بررسی و تجزیه تحلیل نمود نه به این منظور که مقصر و خاطی را شناسایی نمود بلکه به این دلیل که راهکارهایی اتخاذ نمود دیگر چنین اشتباهات و تجارب منفی تکرار نشوند و از این اشتباهات چه درسهای جدیدی می توان گرفت در عین حال که خاطیان نیز تنبیه خواهند شد و در کل سازمانهای کارآفرین سازمانهایی یادگیرنده می باشند .

8 – قائل شدن ارزش برای افراد و شاداب کردن محیط کار : اگر افراد و کارمندان از محیط کار لذت ببرند حتما آنان تلاش بیشتری خواهند نمود و وفاداری آنها به سازمان افزایش می یابد . سازمان کارآفرین به افراد این آگاهی را می دهد که هرکس از آنچه در سازمان می گذرد آگاه است .

9 – باید کارهای روزانه را انجام داد و از آنان که این وظیفه ها را انجام می دهند تقدیر نمود : سازمان باید به تمام کارکنان از یک زاویه بنگرد و خلاقیت و نوآوری مورد تشویق قرار گیرد و نباید در بین کارکنان گروه بندیهایی چون خودی و غیر خودی انجام گیرد .

10 – باید دانست تا چه زمانی باید ماند ، از چه بازاری باید خارج شد و در چه زمانی باید بدانگونه عمل کرد : در این مرحله ماتریسی چون ماتریس بوستون کارآمد میباشد و باید استراتژی را دانسته و نوع مناسب آن را اتخاذ نمود . 

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 16 اسفند 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

فرهنگ ترغیب کننده کسب و کار

یک فرهنگ ترغیب کننده شامل موارد زیر می باشد :


ترغیب جلسات و گفتگوهای غیر رسمی ؛ عقاید در هر زمان و مکانی مبادله می شوند

شناخت و مزیت قایل شدن برای روابط خوب

ترغیب تیم یا کارکنان به تبادل آزادانه اطلاعات

ارزش قایل شدن برای ریسک پذیری و تجربه کردن

تقویت رفتارهایی که روشهای مرسوم را به چالش می کشند

اجازه دادن به دیگران برای انجام کارهایشان به همان طریقی که فکر میکنند بهترین روش است ( اعتماد به تخصص آنان )

ترغیب تعامل با مشتریان و دیگر افراد خارج از سازمان

تمرکز بر تغییرات بیرونی و عملکرد بلند مدت

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 22 دی 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

شش نکته جهت یافتن بهترین مشاور برای کارآفرینان

کارآفرینان نیازمند مشاوره خوب هستند و در ابتدا و توسعه کسب و کار جدیدشان با سوالات متعددی روبرو می شوند که باید به آنها پاسخ گویند و در اینجا نیاز به یک مشاور خوب مشخص میشود و باید این نکته را دانست که تمام مشاوران کارآمد نیستند و باید راهکاری برای گزینش مشاوران مناسب استفاده نمود که بدین منظور شش نکته ارائه می شود :

نکته 1 : مشاوران را برای اهداف کوتاه مدت استخدام نمایید . کسب و کارهای جدید در محیطهایی بسیار متغیر هستند و بدین منظور مشاورانی مناسب هستند که توانایی ارائه مشاوره در ارتباط با اینکه برای تحقق اهداف کوتاه مدت به چه مهارتها اطلاعات و دانشی نیاز دارید .

نکته 2 : مشاوران می توانند به ایجاد اعتبار شما کمک نمایند . یکی از نیازهای شما برای کسب و کار جدیدتان اعتبار است که مزایایی چون جذب مشتریان ، شرکا ، تامین کنندگان مالی را دارند .

نکته 3 : به دنبال مشاوران در مکانهای نامعمول نباشید . از خودتان خلاقیت به خرج دهید . از رقبای خود سوال کنید از خویشاوندان یا دوستانی که کسب و کار مشابهی دارند یا از عرضه کنندگان بالقوه اطلاعات بگیرید .

نکته 4 : شروع رایگان اغلب انگیزه ای بهتر از سهم مالکیت است . تجربه این قضیه را اثبات کرده است و در عین حال شما باید با توجه به پیشرفتی که در نتیجه کمک مشاور خواهید داشت به آنان سهم مالکیت بدهید البته در این کار عجله نکنید و برای مشاوران معروف حقوقی فصلی تعیین نمایید . باید به مشاوران انگیزه بدهید .

نکته 5 : با مشاوران همانند کارکنان یا عرضه کنندگان برخورد نکنید . باید در مشاوران مسئولیت گذیری ایجاد نمایید زیرا آنان همچون کارمندان نیستند و حقوق ثابت ندارند و این کار برای آنان یک کار پاره وقت به حساب می آید و باید توقعات آنان را برآورده نمایید .

نکته 6 : برای مشاوران دوره یا سقف کاری تعیین نمایید . قراردادی با آنها ببندید 12 یا 24 ماهه که این امکان برای شما وجود دارد تا آنانی که بکار شما نیامده فسخ همکاری نمایید و در آنان ایجاد انگیزه و وفاداری به کسب و کارتان ایجاد نمایید .


نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

ذهنیت کارآفرینانه

ویژگیها و عناصر مشترک ذهنیت کارآفرینانه :

رشد مداری

تمایل به اتخاذ خطرات محاسبه شده

شکیبایی و تحمل در مقابل ابهامات

درس گرفتن از شکست ها

توسعه انعطاف پذیری ، خلاقیت ، نوآوری و احیا

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

ویژگی های مشترک میان کارآفرینان

در یک بررسی که از میان تعداد بسیار زیادی کارآفرین به عمل آمد ویژگیهای مشترک میان کارآفرینان به ترتیب زیر مرتب شدند .

 ابتکار

داشتن اعتقاد به کار

بینش

اراده

جرات

استقامت و پشتکار

توانایی الویت بندی

حرکت به سمت کارآیی

توانایی گرفتن بازخورد

شکیبایی در برابر استرس

قاطعیت

توانایی مواجهه با شکست

حرکت برای رسیدن به اهداف

گرایش به استفاده از فرصتها

توانایی پرداختن به ابهامات

توانایی درس گرفتن از اشتباهات

توانایی ترغیب دیگران و رهبری آنان

توانایی پنهان کردن خوشحالی

توانایی برنامه ریزی

توانایی تشکیل دادن تیم

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 دی 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()

مهارت های کارآفرینان

در یک بررسی از میان تعداد زیادی کارآفرین ، مهارتهای کارآفرینان به ترتیب میزان اهمیت لیست شدند .

مهارتها به ترتیب :

1– توانایی ایجاد یک تیم کامل

2 – رهبری و توانایی ایجاد انگیزه در کارکنان

3 – پشتکار

4 – انگیزش و بلند پروازی

5 – صداقت

6 – توانایی برقراری مناسب ارتباط

7 – اعتماد به نفس

8 – توانایی اجرایی

9 – داشتن اعتقاد به کار

10 – داشتن طرح یا ایده ای خوب

11 – دانش بازاریابی

12 – مهارتهای خوب ارتباطی

13 – داشتن مشاوران خوب

14 – دانش مالی و حسابداری

15 – مدرک دانشگاهی

نوشته شده در تاریخ شنبه 3 دی 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: كارآفرینی،     | نظرات()