تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - مطالب مطالب مدیریتی و جالب

جمله ای که میتونه زندگیتون رو متحول کنه

متن پایین را بارها و بارها بخوانید و بهش فکر کنید و قدم در راه دستیابی به آرزوهایتان بگذارید که قطعا موفقیت نزدیک است.

امن‌ترین جای استخر ، قسمت کم عمق آن است

اما نه برای کسی که شیرجه می‌زند . . .

نوشته شده در تاریخ شنبه 16 فروردین 1393    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

موفقیت به سبک ژاپنی ها ( ویژه کارآفرینان )

دوستان عزیز و همراهان آفرینش پویا خواندن این مطلب را به همتون توصیه می کنم فوق العادس.
بخونید و تامل کنید بی نهایت جالبه و البته شاید تعدادی از دوستان قبلا مطالعه کرده باشن اما این مطلب تکرار چندین بارش هم ارزش داره .
ما هم به همین دلیل در صفحه اصلی حتی یک کلمه هم قرار ندادیم تا با مراجعه به ادامه مطلب حتما حتما و حتما بخونید
موفق و پیروز باشید

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 بهمن 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

اگر می خواهید از نظر ذهنی و روانی قدرتمند باشید از این موارد اجتناب کنید

قدرت ذهنی بخصوص برای کارآفرینان و کسانیکه کسب و کاری را راه اندازی می کنند بسیار ضروری می نمایاند. خیلی ها تنها بر قدرت فیزیکی و جسمی و سلامتی تاکید دارند و این مورد بسیار ضروری را نادیده می نگرند.
از 13 مورد زیر اجتناب کنید :
1- وقت خود را با افسوس و تاسف خوردن هدر ندهید .
انسان های قدرتمند از نظر ذهنی مسئولیت اعمال خود را بر عهده می گیرند و می دانند اغلب زندگی عادلانه نیست ولی با خودآگاهی تلاش می کنند و از حوادث زندگی درس می گیرند ولی هرگز به گذشته و چرا و تاسف وقت خود را به هدر نمی دهند.
2- قدرت و اختیار خود را به دیگران ندهید .
انسان های قدرتمند از نظر ذهنی از اینکه به دیگران این قدرت را بدهند تا انها را شاد یا ناراحت کنند اجتناب می کنند و اعمال و احساسات خود را در کنترل خود دارند.
3- از تغییر خجالت نکشید .
انسان های قدرتمند از تغییر و چالش استقبال می کنند و بزرگترین ترس انها در زندگی اگر تنها یکی وجود داشته باشد از ناشناخته ها نیست بلکه ترس از این است انسانی راکد و غیرفعال باشند. محیط غیر راکد و پویا از افرادی که دائم در حال رصد محیط و پاسخگویی به تغییرات آن هستند انسان هایی قدرتمند می سازد.
4- انرژی خود را برای چیزهایی که کنترل پذیر نیستند هدر ندهید.
افراد قدرتمند ذهنی از ترافیک بد و این دست موارد شکایت نمی کنند چون می دانند این قضایا از کنترل آنها خارج هستند . در یک موقعیت بد آنها تشخیص می دهند که چیزیکه در کنترل دارند پاسخشان به شرایط و بهره بردن از بدترین شرایط می باشد.
5- نگران خوشنودی و رضایت دیگران از رفتارتان نباشید.
افراد قدرتمند ذهنی به عدالت و منصف بودن و مهربانی با دیگران تلاش می کنند اما هرگز از صحبت کردن و مقاومت دیگران در برابر رفتارشان نمی ترسند و این مورد به تمرینات ذهنی بسیار نیاز دارد.
6- از ریسک کردن نترسید .
فرد قدرتمند ذهنی از محاسبه ریسک نمی ترسد و ریسک های حساب شده را می پذیرد در حالیکه از ریسکهای احمقانه دوری می کند. در این شرایط وی مزایا ، معابا و نقاط قوت و ضعف را می سنجد و ریسک را محاسبه و اقدام می کند. 
7- در گذشته غرق نشوید .
افراد قدرتمند انرژی ذهنی خود را در ناامیدی و شکست های گذشته هدر نداده و انرژی را به تلاش برای ایجاد حال ایده آل و آینده بی نظیر سرمایه گذاری می کنند.
8- هرگز یک اشتباه را دو بار تکرار نکنید.
فرد قدرتمند ذهنی امسئولیت اعمالش را پذیرفته و حاضر به تکرار اشتباهات و اعمالی که نتیجه منفی داشته اند نیست . تحقیقات نشان داده است کارآفرینان و انسان های بزرگ توانایی گرفتن بازخورد از اطراف را دارند .
9- از موفقیت سایرین ناراحت نشوید و افسوس نخورید .
به جای افسوس خوردن و ناراحتی از اینکه چرا فلان کس موفق شد و من نه تلاش کنید فکر کنید و پشتکار داشته باشید و بر کمبود های موجود ناراحت نباشید و دنبال فرصت از شرایط باشید.
10- شکست را بپذیرید .
هر شکستی یک شانس موفقیت و پیروزی بعدی است. بزرگترین کارآفرینان دنیا اعتراف کرده اند که در اغاز کار تلاش هایشان به شکست انجامیده است اما از شکست استقبال کرده و راه بهتری را در رسیدن به پیروزی و موفقیت برگزیده اند.
11- از اوقات تنهایی نترسید .
افراد قدرتمند ذهنی از اوقات تنهاییشان نهایت استفاده را برده و به هرشکلی از آن لذت می برند . آنها از این زمان برای برنامه ریزی و انجام کارهای عقب مانده استفاده کرده و مهمترین نکته این است که انسان هایی وابسته نیستند و چه تنها باشند چه با دیگران در وجودشان شاد هستند.
12- هرگز فکر نکنید دنیا به شما مدیون است و باید به شما همه چیز بدهد.
خودتان را آماده کنید و با مسائل مواجه شوید و در دستیابی به موفقیت گام بردارید .
13- منتظر نتایج فوری نباشید.
در هر مرحله ای از فعالیت هستید به دنبال نتایج انی و زودرس نباشید و انرژی خود را برای تمام زمان ها ذخیره نمایید و برای هر دستاوردی جشن بگیرید .

حال بگویید چه میزان از نظر ذهنی قدرتمند هستید ؟ چه تعداد از این 13 عنصر را دارید ؟
توصیه نشریه آفرینش پویا به دوستان اینکه قدرت ذهنی خود را بالا ببرید و در هر مرحله از زندگی این مطلب را در ذهن داشته و از این موارد اجتناب کنید و ذهنی قدرتمند داشته باشید که ما مطمئنیم خوانندگان آفرینش پویا یا این قدرت را دارند یا توانایی ظهور آن را در خودشان دارند .

نوشته شده در تاریخ جمعه 27 دی 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: اخبار و گزارشات ویژه کارآفرینان، مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

آموزش کار تیمی از کودکی

در نوشته زیر فرق اساسی بین نظام اموزشی ما و ژاپن را در خواهید یافت آنان سعی دارند همه را با هم همدل کنند تا در کنار هم از زندگی لذت برده و به موفقیت برسند ولی از همان اغازین سالهای کودکی به ما یاد می دهند برای کوچکترین چیز نه چندان با ارزشی همدیگر را زیر دست و پا له کنید .
حالا اصل قضیه :
در مهد كودك های ایران 9 تا صندلی میذارن و به 10 تا بچه میگن هر كی نتونه سریع برای خودش یه جا بگیره باخته و بعد 9 تا بچه و 8 تا صندلی و ادامه بازی تا یك بچه باقی بمونه. بچه ها هم همدیگر رو هل میدن تا خودشون بتونن روی صندلی بشینن!
اما
در مهد كودك های ژاپن 9 تا صندلی میذارن و به 10 بچه میگن اگه یكی روی صندلی جا نشه همه باختین. بچه ها نهایت سعی خودشونو میكنن، جابجا می شن و همدیگر رو طوری بغل میكنن كه كل تیم 10 نفره روی 9 تا صندلی جا بشن و كسی بی صندلی نمونه. بعد 10 نفر روی 8 صندلی، بعد 10 نفر روی 7 صندلی و همینطور تا آخر!!

با این روش بازی ما از بچگی به كودكان خود آموزش می دیم كه هر كی باید به فكر خودش باشه!
با این بازی اونا به بچه هاشون فرهنگ همدلی و كمك به همدیگر و كار تیمی رو یاد میدن!

حداقل کاش فرهنگ کار تیمی در دانشگاه های ما به دانشجویان یاد داده می شد .
به امید چنین روزی

نوشته شده در تاریخ جمعه 6 دی 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

طرح تجاری خود را از شكست ایمن و مصون نماییم

برای انجام هرگونه فعالیت تجاری و اقتصادی، برنامه ریزی دقیق و مدون از اصل های ضروری و لازم است. به همین دلیل زمانی که قصد دارید تا کسب و کار جدیدی را آغاز کنید به یک «طرح كسب و كار » قابل اطمینان و جامع نیازمند هستید.

 بدون توجه به این مساله که کسب و کار شما در چه زمینه ایست، برخورداری از طرح تجاری برای دستیابی به اهداف و کسب موفقیت حیاتی است. به زبان ساده یک کسب و کار بدون برنامه ریزی نمی تواند توفیقی پیدا کند. این طرح و نقشه راه باید شامل تمامی اطلاعات ضروری و مورد نیاز مثل: بودجه بندی، اطلاعات بازار و بسیاری موارد دیگر باشد. اما این احتمال نیز وجود دارد که یک طرح تجاری آن چنان که باید خوب عمل نکند و با شکست مواجه بشود. این مساله معمولا هنگامی اتفاق می افتد که طرح مذکور به درستی مورد مطالعه و بررسی قرار نگرفته باشد و یا اصلا با ماهیت فعالیت تجاری و اقتصادی مورد نظر همخوانی نداشته است. علاوه بر اینها عوامل دیگری هم هستند که می توانند موجب شکست یک طرح تجاری شوند. برآورد بیش از اندازه یکی از عواملی است که می تواند یک طرح تجاری را با شکست مواجه سازد. در مراحل تعیین و برنامه ریزی یک طرح تجاری، فرد نیازمند برآورد و پیش بینی برخی مسائل است اما این به معنای آن نمی باشد که همه چیز را در بالا ترین سطح مورد ارزیابی قرار دهیم. طی این مراحل باید تا حد ممکن واقع نگر بود و از خوش بینی بیش از حد پرهیز کرد. زیرا تخمین و ارزیابی های سطح بالا به شدت می تواند یک فعالیت تجاری را در معرض خطر قرار دهد.

از سوی دیگر در رابطه با میزان بودجه و اینکه تا چه زمانی می تواند نیازهای فعالیت تجاری را تامین کند و اینکه چگونه می توان در کمترین زمان ممکن بیشترین سود را کسب کرد، نباید پیش بینی خاصی صورت بگیرد.  همچنین در شروع و طی فعالیت نباید بیش از اندازه هزینه کرد.  در فعالیت های تجاری و سرمایه گذاری همواره باید جانب احتیاط را رعایت کرد و در مدت زمانی کوتاه جنبه های مختلف آن را ارتقا نداد. خطر در بازارهای سرمایه همواره وجود داشته و این مسائل باید در طرح تجاری مورد توجه قرار بگیرند.

عامل دیگری که می تواند در شکست طرح تجاری موثر باشد به مکان و دفتر کار اصلی افراد باز می گردد. این مساله عاملی مهم در کسب موفقیت و توسعه فعالیت های تجاری محسوب می شود. در صورتی که در مکانی کم رفت و آمد و پرت قرار داشته باشید مسلماً مشتری های بالقوه کمتری را جذب خواهید کرد زیرا بسیاری از آن ها از حضور شما مطلع نخواهند شد. از این رو مکانی خوب و در دسترس همگان باید در یک طرح تجاری مورد توجه قرار بگیرد.

بودجه کم و دانش ناکافی در رابطه با بازار نیز می تواند موجب شکست کسب و کار شما شود. اگر از پول و سرمایه کافی برخوردار نباشید، نمی توانید به درستی فعالیت تجاری خود را اداره کرده و در نتیجه طرحتان با شکست مواجه خواهد شد. اگر می خواهید که از تجارت خود درآمد کافی و سود خوبی را به دست بیاورید باید نسبت به داشتن بودجه و سرمایه لازم برای این کار اطمینان حاصل نمایید. البته نگران نباشید. چون رقبای شما نیز همین مشکلات را نیز دارند. هر چه وارد شدن به یک کسب و کار سخت تر باشد رقابت در آن کمتر است. شما می توانید با بالا بردن دانش خود و یا استفاده از مشاورین حرفه ای و همچنین ارائه طرح کسب و کار خود به بانک جهت اخذ وام، به مزیت نسبی در برابر سایر افراد علاقه مند به حوزه مرد نظر شما دست بیابید.

علاوه بر این دانش کم، عدم داشتن اطلاعات کافی در رابطه با بازار نیز می تواند به شکست طرح تجاری منجر شود. در صورتی که این طرح با نیازهای واقعی فعالیت تجاری شما همخوانی نداشته باشد و از شرایط واقعی بازار و رقابتی که در آن جریان دارد، آگاه نباشید مسلما موفقیت چندانی به دست نمی آورید. این به معنای آن است که در صورت افزایش رقابت میان شرکت های مختلف، دیگر قادر به ادامه فعالیت های خود نخواهید بود.  بخش «مطالعه بازار» یکی از اساسی ترین قسمتهای هر طرح توجیهی است. این فصل قسمت عمده ای از اطلاعات مورد استفاده در بخش مالی طرح کسب و کار را فراهم می کند.

پس اگر می خواهید تا کسب و کار موفقی را تجربه کرده و به هر آن چه که مد نظر دارید دست یابید، بایستی نسبت به مواردی که شامل طرح تجاریتان می شود نهایت دقت را داشته باشید و حتما برای تدوین طرح کسب و کار خود از یک مشاور خبره کمک بگیرید. 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

چرا مدیران به مشاوره حرفه ای اعتقاد ندارند ؟ چرا اشتباه می كنند ؟

در بین کسب و کار های کوچک و متوسط و حتی گاهی بزرگ ، بسیارند مدیرانی که از اهمیت و تاثیرگذاری استفاده از مشاوران کسب و کار بی اطلاعند. در اینجا به برخی از دلایل این مدیران می پردازیم و قصد داریم آنها را نقد کنیم .

دلایل مدیران كه چرا به مشاور نیاز ندارند :

1- اوضاع کاری در حال حاضر خوب است و ما نیازی به مشاوره و کمک دیگران نداریم.

2- ما کار خود را بلدیم پس چه نیازی به مشاوره داریم ؟

3- مشاوران تنها حرفهای خوبی می زنند. اما در عمل برای ما کاری نمی کنند .

4- کار ما عملیست، چه نیازی به یک مُشت حرف های تئوری بدون پشتوانه اجرایی داریم.

5- مشاوران دستمزد زیادی به نسبت کاری که انجام می دهند می خواهند. ما توان پرداخت همچین پولهایی را نداریم.

دلایلی برای قانع كردن مدیران در اینكه اشتباه می كنند و نیاز به مشاوره دارند .

1- در ابتدا باید این نکته را یاد آور شد که تمام کسانی که در حال حاضر در کسب و کار خود دچار مشکل و عارضه هستد به احتمال زیاد زمانی به مانند امروزِ شما، هیچ مشکلی نداشته اند و بنگاه اقتصادی آنها در رونق بوده است. اما به مرور زمان اوضاع بد و بدتر شده است ، بدون این که آنها متوجه این مسئله باشند. عموماً این مدیران از گذشته های پر رونق به عنوان دوران طلایی یاد می کنند و همیشه آرزوی بازگشت به آن زمان را دارند. غافل از اینکه با توجه به سرعت روزافزونِ پیشرفت اطلاعات و تکنولوژی ، بالا رفتن دقت و سطح توقع مشتریان و وجود بازار رقابت کامل دیگر بدون تکیه بر علم روز دنیا و استفاده از تکنیک های بالا بردن بهره وری و ... نمی توان در دریای پر تلاطم تجارت و صنعت امروز جان سالم به در برد. به عبارت دیگر آن «دوران طلایی» هیچ وقت باز نخواهد گشت. به علاوه  باید توجه کرد که در زمانی که اوضاع یک شرکت، بد شد و به سمت بحران پیش رفت، یک مشاور هر چه قدر هم زبر دست و توانا باشد کمک چندانی نمی تواند برای رونق کسب و کار و یا حتی جلوگیری از وخیم‌تر شدن اوضاع کند

2- پیدا کردن بعضی مشکلات شرکت شما قطعاً نیاز به دانایی و تخصص خاصی فراتر از روال عادی و روتین کسب و کار شما دارد. شما ممکن است در زمینه تولید یک کالای خاص به زیر و بم کار آشنا باشید، اما آگاهی در مورد روش های بهینه سازی، كنترل كیفیت ، كنترل پروژه ، بازاریابی و یا برنامه ریزی تولید مسائلی هستند که دانش آن در اختیار مختصصان و دانش آموختگان در این زمینه ها می باشد. حتی اگر شما در داخل شرکت دارای نیروهای متخصص در زمینه های فوق باشید ، نگاه آنها  به درون شرکت ممکن است درگیر تعصبات و نزدیک بینی های ناشی از کار اجرایی باشد و لذا نمی تواند به اندازه یک مشاور متخصص برای شرکت شما مفید واقع شود. همچنین جدا از تشخیص مشکلات بالفعل و بالقوه و پیدا کردن راه حل برای آنها اجرای این راه حل ها فرایندی پیچیده و زمانبر است که معمولا مدیران اجرایی شرکت به دلیل فشار کارهای روزانه فرصت انجام آن را نمی یابند  و معمولا پرونده بهبود و رفع نقایص به بایگانی سپرده می شود.

 3این به شما و نوع فعالیتتان بستگی دارد که نظرات و ایده های مشاوران را خودتان عملیاتی کنید و یا در اجرا نیز از آنها کمک بگیرید. اگر چه در بعضی از کسب و کارها اجرای طرح های بهبود تنها به وسیله مدیران اجرایی داخلی امکان پذیر است. اما در بیشتر موارد بهتر است که از مشاوران در مرحله اجرا نیز کمک گرفته شوند. با توجه به اینکه آنها به دلیل تکرار پروژه بهبود در موارد مشابه و آشنایی با نحوه اجرای آن و همچنین نگاه از بیرون به شرکت، مجریان و یا مشاوران اجرایی خوبی نیز هستند قاعدتاً خواهند توانست منشا اثر و تحول در شرکت باشند.

4 - باید بگوییم که این ایراد تا حدودی منطقی به نظر می رسد. اما این موضوع بیشتر به آن خاطر است که تعداد زیادی از فارغ التحصیل رشته های مدیریت و مهندسی صنایع، بدون داشتن سابقه و تجربه کار اجرایی و در حالی که با فضای  صنعت در ایران آشنایی کافی ندارند وارد کار مشاوره می شوند و حاصل نظرات آنها – اگرچه به احتمال زیاد دارای پایه علمی قوی و درستی است- چون در عمل قابلیت اجرا ندارد موجب ایجاد بدبینی در مدیران شده است. برای رفع این مشکل توجه به چند نکته ضروری به نظر می رسد. اولا سعی کنید خدمات مشاوره را از شرکت ها دریافت کنید و نه افراد. ثانیا مطمئن شوید شرکت مشاوره مورد نظر قبلاً در پروژه های مشابه فعالیت کرده باشد. برای اطمینان، از مشاور رضایتنامه عملکرد آنها را بخواهید و در صورت احساس نیاز با بعضی از کارفرمایان قبلی تماس بگیرید. به علاوه بدون بستن قرارداد وارد عمل نشوید و در قرارداد مسائلی همچون مدت زمان اجرا پروژه، شرح دقیق کار، نحوه انجام و خروجی را ذکر کنید.

5- حق با شماست! ممکن است هزینه پرداختی به یک مشاور خوب بالا باشد. اما این هزینه در برابر پولهایی که به دلیل عدم بهره وری در شرکت شما هدر می رود و یا درآمدهایی که از دست می دهید واقعاً ناچیز است. در حقیقت استفاده از یک مشاور با سابقه و توانا نوعی سرمایه گذاریست نه هزینه.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

نكاتی جالب و مفید در آغاز و شروع یك كسب و كار جدید

۱- بزر گ بیاندیشید ولی با یک کار کوچک آغاز کنید .
۲-
بررسی امكان پذیری طرح ؛ قبل از آغاز یک کسب و کار باید مطمئن شوید که مفهومی که در ذهن دارید قابل اجراست. بهتر است ابتدا یک نمونه کار انجام دهید و نتیجه را ارزیابی کنید. بیندیشید که چگونه میتوانید تئوری خود را در یک مقیاس کوچک بیازمائید، قبل از اینکه متعهد کاری بزرگ از قبیل قرارداد رهن و یا خرید مکان شوید.
۳- شروع با حتی یك مشتری ؛ اگر حتی بتوانید حداقل یک مشتری پیدا کنید و به شما ثابت شد که طرح مورد نظرتان قابل اجراست این شانس را دارید که این موفقیت ،دفعات دیگری نیز برایتان تکرار گردد.
۴- صرفه جو و مقتصد بودن ؛ با بودجه محدود کار کنید. اگر تجهیزات قدیمی‌تان قابل استفاده هستند، تجهیزات جدید تهیه نکنید. معامله پایاپای بهترین روش تهیه تجهیزات مورد نظرتان است.
۵- داشتن یك بیزینس پلن و طرح كسب و كار جامع ؛ بدون داشتن یک طرح کسب و کار جامع که حاوی کلیه جزئیات باشد به آغاز یک کسب و کار جدید مبادرت نورزید.
۶- ضرورت و اهمیت مسایل مالی ؛ یک حسابدار می‌تواند به شما در مسائلی نظیر گردش نقدینگی، نقطه سربه سر و صورت سود و زیان کمک کند.
۷- تهیه منابع مالی از بهترین منبع ؛ بانکها به مراتب ارزان‌تر از شرکا هستند و مشکل کمتری نیز در مواجهه با آنها دارید.داشتن یک شریک مانند ازدواج بدون وجود عشق است. زندگی شما در اینصورت از آن خودتان نخواهد بود. البته به یاد داشته باشید که آغاز یک کسب و کار با یک شریک بی‌نهایت بهتر از عدم آغاز یک کسب و کار است.
۸- حس مشاركت و همدلی ؛ وقتی یک شریک دارید باید به نظرات او نیز توجه کنید. در شراکت بدون رسیدن به توافق لازم هر تلاشی به بن بست خواهید رسید.
۹- مدیر عامل بودن و داشتن رای اکثریت؛ این دلیل دیگری است که آگاه باشید هیچ‌گاه بیش از ۴۹ درصد از سهام شرکت خود را واگذار نکنید، البته اگر تمایل دارید که کنترل اوضاع به دست خودتان باشد!!
۱۰- بررسی و ارزیابی و اندازه گیری بازار و نیازهای مصرف كنندگان ؛ آیا برای کسب و کار شما بازار وجود دارد؟ وسعت این بازار چقدر است؟ تحقیقات بازار بسیار مهم و اساسی است. بهتر است به جای ایجاد بازار جدید، بازارهای موجود را پیدا کنید.
۱۱- شناخت رقبا و مساله رقابت ؛ اگر در این بازار رقیبی ندارید و یا رقابت محدودی وجود دارد، هوشیار باشید. ممکن است به واقع بازاری وجود نداشته باشد! به عبارت دیگر ممکن است روی یک محصول خاص دست گذاشته باشید که تا کنون شناخته نشده است.
۱۲- داشتن مشاور ؛ قبل از آغاز یک کسب و کار، با یک مشاور، وکیل، واسطه بیمه و یا مدیر بانک مشورت نمائید. مشاوره بانک مجانی است. مشاوره اولیه با مشاوران حرفه‌ای نیز مجانی است. اما قبل از هر اقدامی پرسش نمائید.
۱۳- مطالعه مستمر در زمینه تمام جنبه های كسب و كار 
۱۴- كسب تجربه پیش از شروع ؛ حتی اگر فکر میکنید که برای آغاز کسب و کاری که در ذهن دارید به تجربه عملی نیاز دارید میتوانید مدتی را برای یکی از رقبای خود کار کنید. حتی میتوانید نیمه وقت کار کنید. هرچه برایتان مفید است یاد بگیرید و در عین حال مزد نیز دریافت کنید. البته بهتر است قبل از امضای قرارداد مربوط به انجام فعالیتهای محرمانه از آنجا بروید زیرا ممکن است علیه شما شکایت کنند!
۱۵- داشتن استراتژی های لازم ؛ به همان سرعتی که دارایی شما افزایش می یابد، باید هدفتان این باشد که خود نیز توسعه پیدا کنید و از یک صاحب کسب و کار/ مجری به یک صاحب کسب و کار/مدیر تبدیل شوید.
۱۶- هدف گذاری مناسب ؛ هرگز نباید کسب و کاری را با این هدف که کلیه امور را خود رتق و فتق کنید آغاز نمایید. این کار درست مانند این است که کار خود را با پول بخرید.
۱۷- تفویض اختیار ؛ اگر بخواهید هر کاری را خودتان انجام دهید عملی نیست. باید یاد بگیرید که تفویض اختیار کنید. باید افراد با انگیزه ای را بکار بگیرید که حتی از شما باهوشتر و زیرک تر باشند. به آنها استانداردهای بالای خود را بیاموزید و در حالیکه آنها اغلب کارها را انجام میدهند بر آنها نظارت داشته باشید.
۱۸- اهمیت و نكاتی در بازاریابی و برندینگ ؛
 *انتخاب یک نام تجاری مناسب، برای موفقیت شما بسیار حایز اهمیت است. بعد از سالها تجربه در تبلیغات و بازاریابی، پیشنهاداتی که در این مورد به شما ارایه میکنم به شرح زیر میباشد:
* نام شما نباید مشابه نام رقبایتان و یا نزدیک به آن باشد زیرا اولا مشتریان سردرگم میشوند و به آسانی شما را پیدا نمیکنند و ثانیا ممکن است مورد شکایت شرکتهای رقیب واقع شوید.
* هرچقدر اسم شرکت کوتاهتر باشد، به یاد ماندنی تر خواهد بود.
* اسم باید به آسانی هجی شود و به وضوح قابل تلفظ باشد.
* اسم شما باید تبلیغی باشد برای آنچه میخواهید انجام دهید. کسب و کارهایی که نام صاحبان خود را دارند تنها در صورتی موفقند که این اسم برای دیگران آشنا باشد و یا مرادف یک محصول و یا خدمت شناخته شده باشد.
* نباید نام شما به نام شرکت ثبت شده دیگری تجاوز کند.
* نام شما باید متمایز و در ارتباط با تصویری باشد که مایلید از کسب و کار خود ارایه دهید. برای نمونه اگر شما خدمات نظافت منازل را انجام میدهید انتخاب نام سویس منازل APHRODITE (به معنای عشق وزیبایی) کاملا نامناسب است و در عوض نام خدمات منازل Spicand Span ( به معنای نو و ترو تمیز) بسیار مناسب خواهد بود.
* با توجه به ثبت اسم شرکت شما در کتاب زرد اگر اسم شما با اولین حروف الفبا آغاز شود در صدر لیست شرکتها قرار خواهید گرفت.
* شاید شما دوست داشته باشید نام شهر و یا شهرستان خود را بخشی از نام شرکت خود قرار دهید.
* دلیل دیگری که نام کوچک خود را در نام کسب و کارتان مورد استفاده قرار ندهید، این است که در اذهان مشتریانتان تبعیض ایجاد میکنید و آنها به دنبال شما میگردند و در حالیکه سایر همکارانتان بیکار نشسته­اند کار فراوان روی سر شما ریخته میشود.
* همچنین زمانی که تمایل به فروش و یا واگذاری کسب و کار خود دارید در صورتی که نام کسب و کارتان، اسم کوچک شما باشد، به قیمتی پایین تر از زمانی که یک نام تجاری مناسب داشته باشد به فروش میرسد.
* تعیین نام مناسب به این روش انجام میشود:
یک جلسه هم اندیشی با روش طوفان مغزی (brain storming) تشکیل دهید. نام های مناسبی را که به ذهنتان می­آید بنویسید، حتی اگر مسخره به نظر آیند. در این مرحله کمیت بیش از کیفیت اهمیت دارد. این رویه باید منجر به تولید حداقل ۱۰۰ اسم گردد.
* در این مرحله به تسویه فهرست اسامی و حذف نام های نا مناسب بپردازید تا به ۶ الی ۷ نام برسید. به ارتباطات فکری مردم نیز بیندیشید و اینکه اغلب انها کدام اسم را ترجیح میدهند. این لیست را به دوستان و انجمن­های حرفه­ای که به قضاوت آنها اطمینان دارید نشان دهید و نظر آنها را بخواهید. همچنین دلیل انها را از انتخاب این اسم بپرسید. در نهایت، خودتان تصمیم بگیرید زیرا شما رییس هستید و تصمیم نهایی با شماست چون کسب و کار متعلق به شماست.
* سپس به کتاب راهنمای آنلاین و آفلاین مراجعه کنید تا ببینید که آیا اسم منتخب شما وجود دارد یا خیر.
* همچنین در اینترنت شناسه های ".com" را جستجو کنید تا بدانید که آیا نام مورد نظر شما در اینترنت وجود دارد؟ به یاد داشته باشید که ".com" به ".net" ارجحیت دارد.
* قبل از هزینه کردن هر مبلغی برای تبلیغات، توضیح مختصری در مورد کسب و کار جدیدتان بنویسید و برای رسانه­های معتبر بفرستید.
* نهایتا هر کارآفرین باید به یاد داشته باشد که اغلب کالاها و خدمات به خودی خود به فروش نمیروند. شاخص ویژه­ای برای این مطلب وجود دارد. اقتصاد دانی با نام ویافردو پارتو قاعده­ای را به عنوان یک اصل ارایه داده است که به قانون ۲۰-۸۰ معروف است. این اصل بیانگر این مطلب است که اگر ۲۰% از کسب و کارها به ارایه خدمات مشغول باشند، ۸۰% دیگر درگیر خدمات فروش و تبلیغات هستند.
* بنابراین بهتر است به مطالعه موردی در مورد روش­های تبلیغات و فروش برای کسب و کار خود بپردازید.

نوشته شده در تاریخ شنبه 20 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

بیست قانون طلایی موفقیت در كسب و كار و تجارت

1- حتی رئیس هم باید آستین هایش را برای كار كمی بالا بزند. رئیس باید سرمشق و الگو و پیشرو باشد .
2- اندکی شـانـس و اقبال، بهتر از كوهی از دانش و خردمندی است. هیچگاه اهمیت زمان و مكان مناسب انجام كارهایتان را دست كم نگیرید.
3- در ازای هر سخنی كه می گویید، اجـازه دهید دشمنتان (یا رقبایتان) دهها سخن بگویند.
4 - پول نقد، پول نقد است حتی اگر از شكم فیل بیرون بیاید.چك همیشه در معرض بـرگـشـت خـوردن است و كـارت اعتـباری هـم مختص آدم های زودباور ولی پول نقد نقد است و اما و اگر ندارد .
5 - هیچگاه 100% هیچ چیز را برای هیچكس برملا نكنید. ناگفته ها حتی ده درصد باشد از شما حفاظت خواهد كرد و همچنین ضمانت می کند كه آن ایده متعلق به شماست .
6 -هنگام خشم و عصبانیت، تصمیم نگیرید. زمانی كه عصبانی هستید تهدیدهایی می كنید كه قادر به عملی كردن آنها نیستید یا تصمیماتی اتخـاذ می كنید كه در آیـنده پشیمانی به بار خواهند آورد. احـسـاسـات و هیـجـانات خـود را كنترل كنید.
7- مرد است و قولش . وقتی كه طرف مقابل اعتمادش را به شما از دست بدهد همان لحظه است كه او را از دست داده اید.
8- دهانتان را بسته نگه دارید و اطلاعات اضافی ندهید و در حرف زیادی زدن اشتباهات نمودار می شود .
9- بهترین روش برای جاخـالی دادن از تیرهای رقبا آن است كه هیچگاه در تیررس آنان قرار نگیرید.
10- همواره حواستان حسابی جمع باشد: گاهی اوقات رقبای شما وقتی می بینند که توان مقابله منصفانه با شما را ندارند ، قوانین بازی را به نفع خود تغییر می دهند یا کلاً آنها را نقض می کنند.
11 - هرگز خیانت و خائن را به آسانی نبخشید.
12- هـرگـاه مـردد بـودید كـه آیا بهتر است دشمنتـان از شـمـا هراس داشته باشد یا آنـكـه مـورد احـترامش باشید همیشه گزینه ترس را برگزینید.
13- كنار هر مرد موفقی یك زن موفق وجود دارد.
14- هیچ چیز پایدار و همیشگی نیست پس هرلحظه در حال بررسی تغییرات و محیط درونی و بیرونی باشید .
15- هرگاه به نبرد كسی می رویــد، همیشه ضربه اول را شما بزنید ، و چنان محكم و با قدرت هم بزنید كه به ضربه دیگری نیاز نداشته باشید.
16- هـرگـاه خـواسـتید اقدام به انجام كاری كنید، همواره مدت زمان مـحـقـق گشـتن آن را بیشتر، و پاداش و ثـمـره آن را كمتر برآورد كنید.
17- دوستانتان را نزدیك خود نگاه دارید، دشمنانتان را نزدیكتر. باید از نقاط قوت و ضعف رقبایتان آگاهی كامل داشته باشید .
18- برای « پول درآوردن » باید پول خرج كرد. شما هنگامیكه یك مشاور عالی بهره میگیرد علی رغم مبلغ بالا ولی شما سود بسیاری در بلند مدت كسب خواهید نمود .
19- داشتن پشتكار و تمركز دو عنصر حیاتی موفقیت هستند.
20- هیچكس شكست ناپذیر نیست.

نوشته شده در تاریخ جمعه 19 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

قبل از سرمایه‌گذاری خودمان را بشناسیم

شما باید بدانید که تحمل چه میزان ریسک و نوسانات را در سرمایه‌گذاری‌هایتان دارید.اگر چه دانش مشخصی برای اندازه‌گیری میزان تحمل ریسک افراد وجود ندارد اما می‌توان به یک گفته قدیمی‌ در این مورد اشاره کرد که «اگر امکان خواب راحت از شما گرفته شود، بیش از حد معمول متحمل ریسک شده‌اید.» 

یکی‌دیگر از روش‌های شناخت شخصیت شما، علاقه‌تان به بازی کردن با اعداد و تحقیق درباره سرمایه‌گذاری‌هایتان است. بعضی از سرمایه‌گذاران برای خرید سهام هر شرکتی به داشتن اطلاعات کلی از آن شرکت اکتفا می‌کنند، ولی عده‌ای دیگر عاشق کندوکاو در صورت‌های مالی و ارقام مربوط به فروش و تولید و ریزه‌کاری‌های گزارش‌های حسابرسی هستند.

از آنچه که تا به حال گفته شد توجه دادن شما به این جمله طلایی بود که خوب یا بد بودن هر نوع سرمایه‌گذاری به میزان تحمل ریسک شما بستگی دارد، ولی در حقیقت تفاوت‌های افراد بسیار بیشتر از مواردی است که به آنها اشاره کرده‌ایم. بنابراین همواره در ذهن داشته باشید که افراد بازار را مثل شما نمی‌بینند، آنها از زوایای مختلفی به بازار نگاه می‌کنند، مشاوره‌ ها و راهنمایی‌ های آن مهم و مفید است اما فقط نشان دهنده تحلیل صرفا علمی‌ آنها نیست بلکه ده‌ ها عامل مختلف که فقط و فقط مربوط به خود او است در اظهار نظرهایش تاثیر دارند و شما باید نتیجه‌ گیری خودتان را بکنید.

شما می‌توانید برای شناخت میزان تحمل خودتان از احتمال وقوع نوسانات در سرمایه‌گذاری‌هایتان با مبلغ کمی‌شروع کرده و با بازار دست‌ و پنجه نرم کنید و یا با مقداری پول فرضی سرمایه‌گذاری‌های مجازی انجام دهید، مثلا با ده‌ میلیون تومان فرضی شروع کرده و اقدام به خرید و فروش سهام برای یک دوره مشخص بکنید تا در آخر دوره میزان سود و زیان شما مشخص شود. هر چند که به نظر می‌رسد چیزی بهتر از تحمل ریسک‌های یک سرمایه‌گذاری واقعی ویژگی‌های شخصیتی شما را نمایان نخواهدکرد.

جمله طلایی زیر را همیشه به‌خاطر داشته باشیم:

« موفقیت شما در امر سرمایه‌گذاری بستگی به این دارد که استراتژی‌های سرمایه‌گذاری شما چه میزان با ویژگی‌های شخصیتی شما منطبق است .»

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 15 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

كار در كنار زندگی ( كار از روی عشق و علاقه )

مارك البیون در كتاب خود تحت عنوان « ساختن زندگی و امرار معاش » ، درباره یك مطالعه آشكار كننده از سوداگرانی می نویسد كه دو مسیر كاملا متفاوت را پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی طی كرده اند .
وی چنین بیان می كند : یك بررسی از فارغ التحصیلان دانشكده بازرگانی، سابقه 1500 نفر را از سال 1960 تا سال 1980 مورد مطالعه قرار داده است. در آغاز، فارغ التحصیلان به دو گروه تقسیم شدند.

گروه اول : كسانی بودند كه گفته بودند می خواستند اول پول درآورند تا بعداً هر كار خواستند بكنند. یعنی اول مشكلات مالی خود را حل و فصل كنند، بعداً به امور دیگر زندگی بپردازند.
گروه دوم : شامل كسانی بودند كه ابتدا به دنبال علاقه واقعی خود بودند و اطمینان داشتند كه پول عاقبت خود به دنبال آن می آید.

نتایج جالب تحقیق از درصد گروه ها :
 از 1500 فارغ التحصیل در مطالعه مورد نظر، كسانی كه در گروه اول « اول پول » بودند 83 درصدكل یا 1245 نفر را تشكیل می دادند. گروه دوم « اول علاقه واقعی» یعنی خطر پذیرها ( ریسك پذیرها ) جمعاً 17 درصد یا 255 نفر بودند . پس از بیست سال 101 نفر میلیونر در كل این دو گروه به وجود امده بود كه یك نفر از گروه اول و 100 نفر از گروه دوم بودند …

شرح حکایت:
کاری را باید انتخاب کنیم که عشق ، علاقه و تفریح ما باشد.
کار اگر صرفاً برای انجام وظیفه باشد و درآمد پول، خسته کننده می شود. کم و زیاد شدن درآمد روی نحوه کارکردن تاثیر خواهد گذاشت. اگر کار از روی علاقه و عشق باشد درآمد هم به دنبال خواهد داشت.

نوشته شده در تاریخ جمعه 12 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

نكاتی عالی برای ایجاد شبکه ارتباطی کسب و کار

به ارتباطات شبکه ای مانند راهی برای بالا بردن سطح زندگی تان بنگرید! اجازه دهید با سرگرمی همراه باشد
بالا بردن سطح زندگی؟ سرگرمی؟ چه طور این اتفاق خواهد افتاد؟
برای شروع به خودتان به دید یک شخصی که همه دوست دارند او را بشناسند نگاه کنید. سپس برای آن برنامه ریزی داشته باشید و ببینید چه اتفاق می افتد؟
توجه کنید! این چیزی است که شما باید باشید: شما در جامعه قابل رویت هستید. همواره به دنبال شانسی برای ملاقات با مردم هستید. از مردم می خواهید که درباره خودشان صحبت کنند و شما شنونده ی بسیار خوبی برایشان هستید
ببینید با چند نفر در طول یک هفته و حتی یک ماه ارتباط برقرار می کنید. شما در دانش و تجربه توانمند هستید و البته پول، و به جستجوی یک فرصت شغلی هستید
شما فرد توانمندی هستید. می توانید وعده ها و قرار ملاقات هایی که بعضی افراد در طول یک سال دارند را در عرض یک ماه داشته باشید
حالا، چه قدر طول می کشد تا بتوانید سطح زندگیتان را بالا ببرید؟جوابش زیاد سخت نیست

 کارت ویزیت خود را همه جا همراه خود ببرید  و آنچه که می خواهید به خاطر بیاورید را در پشت آن یادداشت کنید
افرادی که نسبت به کار خود جدی هستند کارت ویزیت دارند. اگر شما ندارید، لازم است که داشته باشید. اگر کار تجاری انجام نمی دهید نیز می توانید کارتی همراه داشته باشید. فقط نام و اطلاعاتی برای چگونگی برقرای ارتباط با خودتان را روی آن بنویسید. حتی می توانید یک نقل قول که دائما آن را تکرار می کنید و ملکه ی ذهنتان است را روی کارت بنویسید. خلاق باشید. از افرادی که کارت ویزیت دارند کمک بگیرید و از نمونه های کارت ویزیت ایده بگیرید و اطلاعاتی را که لازم دارید به خاطر بیاورید را پشت کارت بنویسید. شاید این اطلاعات رنگ چشم مخاطبتان، لباسی که پوشیده اند، عینک دارند و یا ندارند و هر اطلاعات مفید دیگری باشد.من شخصاً نام کنفرانسی که در آن با افراد جدید آشنا می شوم را یادداشت می کنم

 کارت های ویزیتی که خیلی خوب نباشند، امکان ایجاد رابطه تجاری را با دارنده ی کارت کاهش می دهند؛ بنابراین، ایجاد رابطه کنید
مانند خانه، رابطه تجاری بر روی فوندانسیون و پی بنا می شود. مردم با افرادی وارد رابطه تجاری می شوند که او را بشناسند، دوست داشته باشند، به او  احترام  بگذارند و اعتماد داشته باشند. ممکن است که به هر چهار مورد نیاز نداشته باشید؛ از طرفی، شاید به موارد بیشتری نیاز داشته باشید. آیا خانه ای که بر روی پی های سست بنا شود می تواند تحمل باد و طوفان شدید را داشته باشد؟ مطمئنا نه. بنابراین، پایه های روابط خود را به درستی و در زمان مناسب بنا کنید. اگر بتوانید زمان خود را سرمایه گذاری کنید، می توانید روابط تجاری خوبی را ایجاد کنید

 پیش از آنکه به شبکه ارتباطی نیاز داشته باشید،  به فکر ایجاد آن باشید
آیا شبکه ارتباطی اجتماعی دارید؟ آیا اگر دچار بحران شوید کسی به یاری تان می شتابد، اگر شغلتان را از دست دهید، اگر به مساعدت و یاری نیاز داشته باشید، اگر ماشینتان خراب شود؟ برای ساختن شبکه ارتباطی به زمان و انرژی نیاز است و پیش از آنکه به روابط اجتماعی نیاز پیدا می کنید، باید آن را شکل دهید. به هر حال، اگر صبر کنید تا زمانی که نیاز دارید رابطه اجتماعی ایجاد کنید، تقریبا دیر است. اگر رابطه ی خود را در زمان مناسب برقرار کنید، مردم در زمانی که به آنها و کمکشان نیاز دارید به یاریتان می شتابند. بنابراین، الان زمان ایجاد روابط  اجتماعی است

 سر حرف خود باشید. اگر می گویید که می خواهید کاری را انجام دهید......پس انجام دهید!
آخرین باری که فردی به شما قول انجام کاری را داده است، و در دقایق آخر با شما تماس گرفته و گفته است که نمی تواند آن کار را انجام دهد و شما را نا امید کرده است و یا بدتر، حتی به خود زحمت تماس گرفتن با شما را نداده است ، چه زمانی بوده است؟
تا به حال چند بار پیش آمده که با شخصی قرار ملاقات داشته باشید، و آن شخص دیر سر قرار حاضر شود؟ اگر یکی از این موارد را نجربه کرده باشید، ممکن است دیگر به آن شخص اعتماد نکنید. با خوش قول بودن و سر حرف خود بودن، نشان می دهید که شخص درست و امانت داری هستید

خیلی از شما ها هنوز به حرف های خودتان در کودکی هم جامه عمل نپوشانیده اید
کی بود می گفت ثروتمند شوم از مستمندان دستگیری می کنم؟
کی بود می گفت پولدار شوم یک توپ بادی برای بچه های محله می گیرم ؟ همه را یک بستنی دعوت می کنم؟
شما نبودید می گفتید ماشین بخرید پیاده ها را سوار می کنید؟
فریبا علومی یزدی

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

کلیدهایی برای موفقیت مدیریت ریسک

شرکت و سازمان شما باید یک برنامه مدون برای مدیریت ریسک داشته باشد و برای موفق بودن این برنامه باید بر یک سری موارد تکیه نمود که ما این موارد را در ارتباط با مدیریت ریسک فناوری اطلاعات در سازمان بیان می نماییم و در سایر موارد نیز مشابه می باشد .

1 – تعهد مدیریت ارشد

2 – حمایت و مشارکت کامل تیم فناوری اطلاعات

3 – صلاحیت تیم ارزیابی ریسک که باید در بکار بردن روش ارزیابی ریسک برای یک سیستم و مکان خاص تخصص داشته باشد ، ریسک های ماموریتی را شناسایی نماید و حفاظت موثر که با نیازهای سازمان جور در بیاید را تامین نماید

4 – آگاهی و همکاری اعضای جامعه کاربری ، کسانیکه راهکار ها را دنبال می نمایند و از کنترل های اجرا شده برای حفاضت و صیانت ماموریت سازمانشان تبعیت می نمایند

5 – ارزیابی و براورد مداوم ریسک های مرتبط با فناوری اطلاعات

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 28 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

ارزیابی ریسک

تعاریف مختلفی از ریسک بیان می شود و بطور کلی می توان ریسک را یک تابع احتمالی یک ضعف بالقوه خاص از یک منبع تهدیدی مشخص و نیز تاثیر نتیجه ی رویدادهای مغایر در سازمان دانست . ارزیابی ریسک اولین دستور العمل و یکی از مهم ترین فرآیند های مدیریت ریسک می باشد و ارزیابی ریسک به منظور مشخص نمودن خطرات احتمالی و ریسک های مرتبط می باشد و خروجی این فرایند به تشخیص دستگاه های کنترلی مناسب جهت کاستن یا حذف ریسک می باشد .نه گام برای این فرایند در نظر گرفته شده است که در هر گام ورودی و خروجی داریم که در ادامه این نه گام را بیان می نماییم :

گام اول : تعیین مشخصات سیستم قدم اول می باشد که ورودی ما در این مرحله داده هایی چون سخت افزار ، نرم افزار ، تعاملات سیستم ، داده ها و اطلاعات ، افراد و ماموریت سیستم می باشد که بطور کلی می توان ورودی را در محیط اطراف جستجو نمود . نتیجه یا خروجی این گام تعیین و مشخص نمودن مرز سیستم ، ماموریت و عملکرد سیستم ، اهمیت سیستم و داده ها و حساسیت سیستم و داده ها می باشد .

گام دوم : شناسایی تهدیدات می باشد که هدف از این گام شناسایی منابع تهدید و یا تهدیدات بالقوه می باشد . منابع تهدید می توانند طبیعی ، انسانی و محیطی باشند و این منبع در سازمان ممکن است تروریست ها و جاسوسان صنعتی و یا حتی افراد خود سازمان ( افراد ناراضی ، بدخواه و متقلب ) باشند .

گام سوم : شناسایی آسیب پذیری ( نقاط ضعف ) ، در این قدم نقاط ضعف را شناسایی می نمایند که در درون خود سازمان است و ورودی ها گزارشات ارزیابی های قبلی ریسک و سایر گزارشات و مدارک و نیازمندی ها میباشد و خوروجی این مرحله لیستی از آسیب پذیری های سیستم می باشد که می تواند توسط منابع تهدیدی بالقوه بکار گرفته شود .

گام چهارم : تجزیه و تحلیل کنترل های انجام گرفته یا طراحی شده جهت اجرا می باشد و همانطور که از تعریف مشخص است ورودی همان کنترلهای فعلی و جاری و تحت طراحی می باشد و خروجی این گام نیز لیستی از کنترل های جاری یا تحت طراحی می باشد که برای حداقل کردن آسیب پذیری ها یا نقاط ضعف بکار برده می شود .

گام پنجم : تعیین سطح و میزان احتمال از اینکه یک نقطه ضعف در داخل ساختار محیطی تهدید مرتبط توانایی صدمه زدن داشته باشد و ورودی ها در این مرحله انگیزه منبع تهدیدی ، قابلیت تهدیدی ، ماهیت آسیب پذیری ، کنترل های احتمالی می باشد و خروجی هم میزان برآورد شده احتمال می باشد .

گام ششم : تجزیه و تحلیل اثر مغایر حاصل شده از استفاده موفقیت آمیز یک تهدید از یک آسیب پذیری می باشد و ورودی ها تجزیه و تحلیل تاثیر ماموریت و ارزیابی حساسیت سرمایه و اهمیت و حساسیت داده ها می باشد و خروجی این گام تعیین میزان اثر می باشد .

گام هفتم : تعیین سطح ریسک می باشد و ورودی ها احتمال بهره گیری تهدید از یک آسیب پذیری ، میزان اهمیت تاثیر و کفایت کنترل های فعلی و طراحی شده می باشد و می توان جدول درجه بندی ریسک و یک ماتریس تعیین سطح ریسک را تشکیل داد .

گام هشتم : در این مرحله کنترل های لازم و مناسب فراهم شده و راه حل های جایگزین برای کاهش ریسک پیدا می شود

گام نهم : گزارش ارزیابی ریسک که تهدیدات و آسیب پذیری ها را شرح داده و ریسک را اندازه گیری نموده و توصیه هایی برای اجرای کنترل ها ارائه می دهد .

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

فرآیند کاهش ریسک

کاهش ریسک یکی از فرایند های مدیریت ریسک می باشد و با این دلیل که در اکثر مواقع حذف ریسک معمولا غیر عملی یا تقریبا غیر ممکن است ، این وظیفه ی مدیریت ارشد و مدیران اجرایی و عملیاتی می باشد که از روشهای کم هزینه در اجرای کنترل های مناسب و ایده آل برای کتهش ریسک استفاده نمایند تا ریسک به سطح قابل قبول با حداقل تاثیر مغایر بر روی منابع و ماموریت سازمان برسد . کاهش ریسک یک روش سیستماتیک می باشد و برای کاهش ریسک می بایست از میان گزینه های زیر یکی را انتخاب نمود :

1 – قبول کردن ریسک : برای قبول کردن ریسک بالقوه و ادامه عملکرد سیستم یا اعمال کنترل ها برای پایین بردن ریسک تا سطح قابل قبول

2 – پرهیز از ریسک : اجتناب از ریسک توسط حذف علت ریسک و یا نتیجه آن

3 – محدودسازی ریسک : محدود کردن ریسک با اجرای کنترل ها که اثر تهدید محتمل از یک آسیب پذیری را حداقل می نماید

4 – برنامه ریزی برای ریسک : مدیریت ریسک با فراهم نمودن برنامه کاهش ریسک که کنترل ها را الویت بندی و اجرا و نگهداری می نماید

5 – جستجو و اعلام : پایین آوردن خسارات ریسک توسط اعلام آسیب پذیری یا نقص و جستجو برای کنترل ها به منظور بر طرف کردن آسیب پذیری

6 – انتقال ریسک : انتقال ریسک توسط استفاده از گزینه های دیگر در جهت جبران خسارات مانند بیمه کردن

توجه به این نکته ضروری می باشد که انتخاب گزینه مناسب باید با در نظر گرفتن اهداف و ماموریت سازمان باشد .  

نوشته شده در تاریخ جمعه 25 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

خلاقیت ویژه مدیریت

برخی از ویژگیهای سازمان خلاق عبارتند از :
رقابت کامل و فشرده است: در یک سازمان درصورتی خلاقیت صورت می‌پذیرد که رقابت کامل در آن حاکم باشد.

فرهنگ : یکی از عوامل عمده ای که به بالندگی مدیریت کمک می کند فرهنگ مردم است . بر پایه یک فرهنگ خوب ، اتلاف وقت گناه محسوب می شود. بدیهی است در چنین بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمانهای پویا بهتر شکل می‌گیرد

دسترسی به مدیران : سازمانهای خلاق بر این اعتقاد هستند که دانش در سطح سازمان به وفور پراکنده شده است و مدیران به راحتی می توانند افکار و نظرات دیگران را مستقیم و بدون واسطه دریافت کنند.
احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند که می توانند همگام با نیازهای سازمان ، رشد کنند.
ارائه خدمات مردمی : هدف نهایی در این سازمانها توجه به نیازمندی های جامعه وجلب رضایت آحاد مردم است . در سازمان خلاق افراد دارای یک تخصص ویژه نیستند و این امکان را دارند که برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند .
کارگروهی : روابط دائمی و بلند مدت کارکنان با این نوع سازمانها و در نتیجه برخورداری آنها از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمانهاست.
استقبال مدیران از عامل تغییر: در این سازمانها تمامی مدیران ، مسئله تغییر را به عنوان تنها عامل ثابت و گریز ناپذیر می دانند و با خشنودی آن را پذیرفته و در برابر آن مقاومت نمی کنند. طبیعی است در چنین سازمانی ضرورت ندارد که مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص دهد زیرا همه به این باور رسیده اندکه تغییر یک ارزش مثبت است .
نقش مدیر در پرورش خلاقیت : نقش مدیریت در مجموعه هایی که خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عامل اصلی است بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت می تواند توانایی و استعداد خلاقیت ونوآوری را در افراد ایجاد ، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد آنها میتواند مانع این امر حیاتی شود.هنر مدیر خلاق عبارت است از استفاده از خلاقیت دیگران و پیداکردن ذهنهای خلاق . مدیرخلاق باید فضایی بیافریند که خود بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را نیزبرای خلاقیت تحریک کند و این فضا ، فضایی است که از کار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار می‌کند تا هر کسی خود مشکل خود را حل کند .
برای اینکه افراد در سازمان به تفکر بپردازند باید محیطی ایجاد شود که در آن به نظریات و اندیشه ها امکان بروز داده شود. یکی از شیوه های بسیار مهم و پرجاذبه پرورش شخصیت انسانها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آنان که اهل آن نیستند از این امتیاز بهره ای ندارند . یک سازمان خلاق تا اندازه زیادی به خود کنترلی کارکنانش وابسته است . خودکنترلی خود را درخواستن و تمایل برای ارائه ابتکار و خلاقیت به نمایش می‌گذارد .
‌مدیران‌ می‌ توانند هر سه‌ مولفه‌ خلاقیت‌ یعنی ‌تخصص ، مهارتهای‌ تفکر خلاق‌ و انگیزش‌ را تحت‌ تاثیر قرار دهند. اما واقعیت‌ آن‌ است‌ که‌ تاثیرگذاری‌ بر دو مولفه‌ اول‌ بسیار دشوارتر و وقت‌گیرتر از انگیزش‌ است . انگیزش‌ درونی‌را می‌توان‌ حتی‌ با تغییرات‌ جزئی‌ در محیط‌ سازمان‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظه‌ ای‌ افزایش‌ داد. این‌ بدان‌ معنا نیست‌ که‌ مدیران‌ باید بهبود تخصص‌ و مهارتهای‌ تفکر خلاق ‌را فراموش‌ کنند. اما زمانی‌ که‌ اولویت‌ بندی‌ در اقدام‌ مطرح‌ می‌شود، آنها باید بدانند که‌ اقدامات‌ موثر بر انگیزش‌ درونی، نتایج‌ فوری‌ تری‌ را موجب‌ خواهند شد .

خلاقیت گروهی
سازمانها می توانند از انواع تکنیک های توسعه خلاقیت گروهی به شکل جدی و مستمر استفاده کنند این تکنیک ها از این قرارند :
تکنیک تحرک مغزی ( طوفان فکری ): یکی از تکنیک های متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه‌ ها به صورت گروهی، تکنیک تحرک مغزی است. در این تکنیک مسئله‌ای به یک گروه کوچک ارائه شده و از آنان خواسته می‌شود فی‌ البداهه و به سرعت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. پاسخ‌ ها بر روی تابلویی نوشته می‌شوند به طوری که همه اعضای جلسه می‌ توانند آنها را ببینند. این امر باعث می‌شود تا ذهن اعضا به فعالیت بیشتری پرداخته و جرقه‌ ای از یک ذهن باعث روشنی ذهن دیگری شود. اولین دلیل اثر بخشی تحرک مغزی افزایش قدرت خلاقیت در گروه است ، افراد در حالت گروهی بیش از حالت انفرادی قدرت تصور خلاق بروز می‌‌‌‌‌دهند. رقابت نیز عامل دیگری است که در جلسات تحرک مغزی موجب افزایش اثربخشی می‌گردد. همچنین عدم وجود انتقاد و یا ارزیابی‌های سریع باعث می‌شود تا اعضای جلسه با فراغت خاطر به اظهار نظر بپردازند و محیطی مساعد برای خلاقیت ایجاد گردد. نکته دیگری که در موثر بودن تحرک مغزی قابل ذکر است فی‌ البداهه بودن نظرات است .
تکنیک خلاقیت شش کلاه تفکر : «ادوارد دوبونو» پدر تفکر خلاق ‌در کتاب‌ شش‌ کلاه‌ تفکر یک‌ روش‌ خلاقانه ‌ارایه ‌می‌کند و از طریق‌ آن‌ می‌ کوشد نشست‌ افراد به‌ دور یکدیگر را به‌ اقدامی‌ثمر بخش‌ و کارا تبدیل‌ کند.
دوبونو سعی‌ می‌ کند به‌ کسانی‌ که‌ به‌ دور هم جمع‌ می‌شوند ، بیاموزد که‌ به‌ تفکر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در این‌ میان‌، به‌ راههای‌ خلاقانه بیندیشند و با یک‌ هماهنگی‌ مدبرانه‌ نتایج ‌را طبقه‌ بندی‌ و اولویت‌ بندی‌ کرده ‌و در تصمیم‌ گیریها از آن استفاده‌ کنند .
گردش تخیلی: در سال 1691 روانشناسی به نام گوردون نتایج پژوهش‌ های 10 ساله خود را در مورد افراد خلاق منتشر کرد و ضمن آن اعلام داشت که ذهن آدمی به هنگام ابراز خلاقیت و ابتکار در یک حالت خاص روانی است که اگر بتوانیم آن حالت را ایجاد کنیم خلاقیت امکان وجود می‌یابد. او در گروه های ایجاد خلاقیت اعضای گروه را از طریق بکارگیری یک جریان تمثیلی و استعاره‌ای به گردشی تخیلی ترغیب می‌ کرد و در این حالت ایده‌ ها و نظرات بدیعی را کشف می‌ کرد. ذهن افراد در این گردش خیالی با دستاویز استعاره‌ ها به نکاتی نو که هدف جلسه خلاقیت بود می‌ رسید و روابط تازه‌ ای را بین پدیده‌ ها پیدا می‌کرد. آنان پدیده‌ هایی را که چندان تجانسی با هم نداشتند تلفیق و ترکیب می کردند و به ایده‌ های جدیدی دست می‌ یافتند. در جلسات خلاقیت به کمک استعاره و تخیل کار تلفیق و ترکیب در ذهن افراد انجام می‌ گرفت و از این رو روش گوردون را شیوه تلفیق نامتجانس‌ها نیز نامیده اند .
تهییج‌ ذهنی‌ یا تکنیک‌ گوردون روشی‌ است‌ بسیار مناسب‌ جهت ‌یافتن ‌راه‌ حلهای‌ جدید برای‌ مسئله‌ و نیز برای‌ اکتشافات‌ علمی ‌و فنی. این‌ روش‌ فرایندی‌ خاص‌ و منحصر به‌ فرد و در عین‌ حال‌ موثر دارد. فرایند به کارگیری این رویکرد عبارت است از: الف ) شناسایی و تجزیه و تحلیل مشکل به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره آن‌; ب ) کشف راه حلهایی برای آن جوهره از طریق دیدگاه غیر مرتبط با موضوع ; ج ) تلاش برای تبدیل راه حلهای به دست آمده به راه حل نهایی . در جلساتی که از این روش استفاده می شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعی که مطرح می شود دقیقا اصل موضوع نیست بلکه موضوعی نزدیک به آن است .
تفکر موازی: واضع این شیوه روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می کند که با افزایش اطلاعات فرد همان گودال را عمیق تر می‌ سازد و از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می ماند درحالی که تفکر موازی نگاه فردرا به نقاط جدید معطوف می‌ سازد و اطلاعات و تجربه‌ های جدید صرفا به اندیشه‌ های قبلی افزوده نمی‌ شود، بلکه آنها را تغییرداده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می کند. یکی از راههای تحقق تفکر موازی ،ایجاد یک اندیشه واسطه غیرممکن است. این اندیشه موجب طیران فکر و ذهن‌ شده و با تعدیل آن می‌توان به اندیشه نو وعملی دست یافت. راه دیگر در تفکر موازی پیوند تصادفی است. فرض کنید کتاب فرهنگ لغت را می‌ گشایید و لغاتی را می‌ خوانید و می‌ کوشید تا آن را با موضوع مورد نظر پیوند داده و به نتیجه‌ ای برسید. در این کار شما از روش پیوند تصادفی استفاده کرده‌ اید .
ارتباط اجباری : یکی دیگر از شیوه‌ های آشکار ساختن خلاقیت ها و ظاهر ساختن توانایی ‌آفرینندگی موجود در افراد است .دراین شیوه همان طور که از نام آن استفاده می‌ شود باید بین دو گروه از پدیده ها ارتباطی اجباری ایجاد کرد .

نتیجه گیری
گسترش و سرعت تغییرات در سراسر جهان باعث شده که خلاقیت بیش از پیش اهمیت یابد ، کشور ها فقط با ابتکار و نوآوری می توانند خود را با شرایط جدید وفق داده و همگام با دگرگونی ها به پیش روند . بدیهی است در دنیای پیچیده کنونی ، سازمان هایی در رقابت با سایرین موفق ترند که بتوانند از فرصتهای پیش‌ رو ، به بهترین نحو استفاده کنند و این امر جز با افزایش خلاقیت و نو آوری امکان پذیر نیست. از مهمترین راهکار های ایجاد و افزایش خلاقیت در کارکنان که باید توسط مدیران به کار بسته شود یکی افزایش انگیزش در میان کارکنان است‌‌، انتصاب متناسب افراد با تخصص آنها و عدم اجبار شغل نا مناسب به افراد ، ایجاد هماهنگی مناسب با کارکنان ، دادن آزادی عمل و تفویض اختیار نیز از عوامل افزایش انگیزش درونی به شمار می‌ روند همچنین در اختیار قرار دادن منابع مهمی چون زمان و تخصیص منابع مالی نیز انگیزش را در افراد افزایش می‌دهد ، ایجاد گروه‌ های کاری و حمایت متقابل اعضای گروه و نیز ترکیب اندیشه‌ های متفاوت می‌تواند اشتیاق افراد را به کار و دستیابی به هدف افزایش داده و در نتیجه تجربیات و مهارت های تفکر خلاق را ارتقا می‌بخشد‌، پاداش و تشویق ، ارتقای شغلی ، اعتنا و اعتماد ، عدم ارزیابی های بی مورد و وقت گیر و ایجاد فضای کاری آرام و بدون ترس و بیم ، حمایت سازمانی‌، تقویت همکاریهای متقابل و احساس هدف مشترک بین کارکنان و مدیران و ایجاد جذابیت کاری برای کارکنان ، همه از جمله عوامل مهمی هستند که مدیران با تأثیر بر آنها و نیز اثرگذاری بر روی دو مؤلفه دیگر یعنی تخصص و تفکر خلاق ، می توانند به ارتقا و پیشرفت سازمان خود و در نتیجه ترقی جامعه کمک کنند.
نویسنده : ناهید محمدی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

خصوصیات و ویزگی های یك مدیر خلاق

مدیر خلاق و نو آور کسی است که از هیچ چیز ،همه چیز می آفریند. مدیر نوآور با استفاده از نیروی ذاتی و تخیل خلاق خود ،امکانات بالقوه را به بالفعل تبدیل می کند. 
ویژگی ها عبارتند از : 
1- اعتماد به نفس دارد و مقاوم و مصمم و سمج است.
2- قدرت تحمل ابهامات را دارد و دیرتر خسته و کلافه و سردر گم می شود.
3- به پدیده ها نگاهی غیر مرسوم دارد.
4- قدرت اطلاعات تخصصی و عمومی زیادی دارد.
5- در مدیریت خود از سبک رهبری تفویضی استفاده می کند وبسیار انعطاف پذیر است.
6- ثبات فکری دارد و ساده ا نگار نیست.
7- تجربه پزوهشی اش او را به دنبال فکر های بکر و دست نخورده می کشاند.
8- جسارت برخورد با مسایل پیچیده را دارد.
9- علاقه وافری به کار و تلاش و کوشش دارد.
10- دقیق و ریز نگر است و به دقت به اطراف نظر می افکند.
11- در ضمن استقلال رای و قضاوت ،حوصله وتوانایی شنیدن و هم جوشی افکار را دارد.
12- خطر پذیر ( ریسك پذیر ) است.
13- مهارت های ادراکی وانسانس زیادی دارد.
14- سریع الانتقال است و قدرت حل مسائل را دارد.
15- برای پیشبرد اهداف خود ،از ارتباطات گروهی و شخصیتی استفاده می کند.
16- برنامه ریزی او بلند مدت و راهبردی است.
17- فرصت طلب و موقعیت جوست و قبل از دیگران طرح های خود را ارائه می دهد.
18- سنت شکن و نو گراست.
19- گیرنده های قوی و حساسی دارد.
20- هوش های چند گانه او از متوسط جامعه بالاتر است.

نوشته شده در تاریخ جمعه 18 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

ویژگی رهبران برتر قرن بیست و یك

الگوهای سنتی کسب و کار در دنیای امروز به کار نمی آیند. امروزه همزمان با فرسایش الگوهای عصر صنعتی، قدرت ازفروشندگان به خریداران منتقل شده است. رهبری کسب وکار امروزه به یک استاد شعبده بازی و یک شنونده دلسوز نیاز دارد.رهبر باید در امور کسب وکار فهیم ، دارای قدرت درک شهودی باشد .
رهبران باید بتوانند انرژی انسانی را به حرکت درآورده،آن را تنظیم کنند و به سوی یک هدف مشترک که همانا ایجاد ارزش بیشتر برای مشتری است جهت دهند تا یک شرکت سودده ایجاد کنند. شرکت هایی که مراتب بالا تری از رضایت مشتری و کارمند را دارا هستند .

۱-تفکر خلاق دارند : انیشتین گفت : جهانی که خلق کرده ایم حاصل طرز تفکر ماست . هیچ چیز در آینده بدون روش های بنیادی نو اندیشی تغییر نخواهد کرد . اگر بخواهیم دنیای جدیدی خلق کنیم ابتدا باید تفکر خود و زمینه های فکریمان را تغییر دهیم ٪٨٠ مردم واکنشی فکر می کنند. آن ها زحمت می کشند تا چیزی را برطرف کنند. (معمولاً یک مشکل را ! ) ٪٢٠ دیگر متفکران خلاق هستند آن ها عمل می کنند تا چیزی را به وجود آورند. متفکران خلاق از پرسش" چه امکانی وجود دارد ؟ "ترقی می کنند . متفکران واکنشی می پرسند " چه چیزی اشتباه است ؟ یا "چه کسی را باید سرزنش کرد؟ " متفکران واکنشی در واکنش و پاسخ به محیط زندگی می کنند . متفکران خلاق فراتر از محیط می روند.


۲-آمادگی برای تحول دارند : شخصی که آمادگی تغییر دارد، از تحول استقبال می کند. آن­ها مراحل تغییر و چگونگی اثرآن را بر اغلب کارکنان می دانند و در دخیل کردن کارکنان درآن، مهارت دارند . برخی از کارکنان در برابر تغییر مقاومت می­کنند زیرا آن­ها را مجبور می­کند از گوشه دنج خود بیرون آیند. یک راهبر می داند چگونه کارکنان را از کنج راحت خود با بزرگی و احترام بیرون آورد. او به افراد کمک می­کند به درک مشترکی از گذشته برسند و علت تغییر را دریابند. سپس با ارائه تصویری مثبت از آینده، از طریق فعالیت هایی که همه با آن موافق باشند، آن ها را در جهت درست حرکت می دهد


۳-معمار چشم اندازهای دور و استراتژیست هستند : این وظیفه ابتدایی اوست تا محیط پویایی را بسازد که فرهنگ نامیده می­شود. فرهنگ روح تعهد است. راهبر یک فرهنگ پیشه­ ی ماهر است . او پیکره محیطی را می­تراشد. کارکنان را تحریک ، تشویق و دعوت می کند تا بهتر از آنچه می توانند باشند . راهبر معمار می داند که توانایی خلق محیطی چالش بر انگیز برای رشد کارکنان بسیار مهم تر از هر توانایی تکنیکی دیگری است .


۴-در جست و جوی پیشرفت مداوم هستند : راهبر امروزی به طورمنظم با عقاید کهنه به چالش برمی خیزد و نسبت به یادگیری و اعمال آن آموخته ها در دنیای واقعی پر شور و با حرارت است. او معمولاً سؤال مورد می کند" چه کسانی چیزی را متفاوت از آنچه که برای من معمول است، انجام می دهند و چه چیزی می توانم از آن ها بیاموزم ؟ "


۵-راهبر جدید با اصالت است : این که شما چه کسی و چگونه هستید به اندازه آنچه می دانید مهم است. خودتان را در بالاترین استاندارد ها نگه دارید. چیزی را که از خود انتظار ندارید از دیگران توقع نداشته باشید. دوستدار حقیقت باشید و حقیقت را بگویید. محترم ترین راهبران آنانی هستندکه در تمام کارهایشان راستگو، بی­پرده و شفاف اند .


۶-مربی و هدایتگر است : یک رهبر باید مربی باشد و نه یک توصیه گر . او باید فضا را برای اتفاقاتی که می افتد باز بگذارد. گفته می­شود وقتی رهبران به وظیفه خود به درستی عمل کنند کارکنان باور می کنند که کار را خودشان انجام داده اند. رهبران باید به کارکنان کمک کنند تا به مسائل از زاویه دیگری نگاه کنند، سؤالاتی را مطرح نمایند که کارکنان به یادگیری تشویق شوند.


۷-رهبر یک انسان دور اندیش است : به وضوح مستند است که رهبران دور اندیش در بسیج پتانسیل بشری موفق هستند. یک دوراندیش برای جهت­مندی انرژی ها، مرکزیت ایجاد میکند. اهداف واضح با چارچوب معین کارکنان را به تصمیم گیری و تلاش وا می­دارد. امروزه نیاز به شیوه ی جدید در رهبری به طور مشخص احساس می شود . به سبک وسیاق خودتان به دقت بنگرید و ببینید آیا برای زندگی و راهبری در قرن بیست و یک آماده هستید یا نه .

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

ویژگی های یك فروشنده ی موفق و ممتاز

1- بیان این پیام كه اعتماد به شما كار درستی است.
2- با تمام وجود به كار بپردازید.
3- حواس خود را جمع كنید.
4- برنامه های روزانه داشته باشید.
5- با ظاهری آراسته در محل كار و ملاقات حضور یابید.
6- در حین انجام وظیفه از خود شور و شوق نشان دهید.
7- راست بگویید (به خاطر سپردن آن آسانتراست).
8- دقت كنید وسائل كیف شما مرتب و منظم باشد.
9- خودتان را به اعتبار بفروشید (قائل شدن اعتبار مناسب برای خودتان).
10- به حرفه و شغل خود افتخار كنید.
11- سعی كنید همیشه در جریان آخرین اطلاعات قرار داشته باشید.
12- مطالعه بروشورهای مربوط به كالای خودتان و كالاهای سایر رقبارا در سرلوحه کارتان ببینید .
13- با دید منفی و ناامیدانه پا به میدان نگذارید.
14- روحیه رقابت و خطركردن را در خود تقویت كنید.

برای مشاهده سایر موارد به ادامه مطلب رجوع بفرمایید 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 16 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

21 قاعده طلایی ویلیام هینک

ویلیام هینک, مدیر عامل "ماینر گروپ " در تایلند است. وی 21 قاعده طلایی ارایه نمود که مدیران سازمانهای کارآفرین در سراسر جهان می توانند آنها را به اجرا در آورند. به نظر می رسد که اگر هر یک از 21 قاعده طلایی یاد شده به تنهایی مورد توجه قرار گیرد, کار آمدی چندانی در پی نداشته باشد ولی این مجموعه بر روی هم می تواند ساختاری پایدار و منسجم ایجاد کند:

1- هر گونه خلا بازار را شناسایی و برطرف کنید. در غیر این صورت رقبای شما فعال خواند شد.
2- سعی کنید وظایف خود را درست انجام دهید.
3- توجه به جنبه های تفریحی در کار, عامل ایجاد انگیزه به شمار می آید.
4- سخت بکوشید تا نقش خود را با تمام توان ایفا کنید .
5- تلاش کنید با رهنمودها و مغز دیگران کار کنید و از ایده های آنان استفاده کنید .
6- هدفها را تعیین کنید و با توجه به رسالت سازمان, مسیر مشخصی را طی کنید . به خاطر داشته باشید که هدفها باید متمرکز بر مشتری, مشخص, قابل اندازه گیری, مورد توافق, واقعی و بهنگام باشد.
7- بر قضاوت شهودی خود اعتماد کنید .
8- باید به آسمان رسید و عروج کرد حتی شده فقط برای یک بار
9- شیوه فروش را بیاموزید .
10- به یک رهبر تبدیل شوید .
11- نقاط ضعف و شکست را به سرعت شناسایی کنید .
12- از رویداد های ناشی از شانس به بهترین نحو بهره برداری کنید .
13- از تغییر به عنوان یک راه زندگی استقبال کنید .
14- ارتباطات خود را قوی کنید .
15- از وقت خود به شیوه ای معقول استفاده کنید .
16- الگویی را در نظر بگیرید و برای ارزیابی عملکرد و سنجش کیفیت کار, از استاندارد های مشخص استفاده کنید .
17- به انجام کارهای عادی و روزمره قناعت نکنید .
18- برای کیفیت اهمیت بسیار قائل شوید .
19- در بحرانها به سرعت عمل کنید .
20- پس از افتادن باید به سرعت برخاست و دوباره روی زین نشست .
21- باید از کار خود لذت ببرید .

نوشته شده در تاریخ جمعه 11 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

هفت عادت برای كسب و كار موفق

برای كسب و كار موفق باید هفت عادت كلیدی ایجاد كنید. نبودن یا فقدان هر یك از این عادتها می تواند گزاف باشد.زمانی كه شما صلاحیت و لیاقت در هر یك از این سطوح را پیدا كنید سریعتر و راحتر از سایر رقبایتان می توانید به نتایج فوق العاده ای برسید.

1- برنامه كامل و سراسری: اولین نیاز برای كسب و كار موفق عادت برنامه ریزی می باشد. بطور كاملتر و با جزئیات بیشتری كه شما برای پیشبرد فعالیتهای خود برنامه ریزی می كنید باعث می شود كه خیلی سریعتر و آسانتر بتوانید برنامه های خود را پیاد ه سازی كنیدو به یك نتیجه مورد دلخواه خود برای شروع كسب و كار خود برسید.
شش مخفف
 pوجود دارد كه می گوید: (proper prior planning prevents poor performance)
برنامه ریزی درست اولیه از عملكرد ضعیف جلو گیری می كند" اگر 20% از وقت خود را برای برنامه ریزی كار خود اختصاص دهید با 80% با قی مانده به مجموع اهداف خود در كسب و كار می رسید. برای برنامه ریزی بهترو پیش برد عادتها این سوالها را از خود بپرسید و جواب دهید:
دقیقاً محصولات و خدمات من چه چیزهایی هستند؟
مشتریان من چه كسانی هستند ؟
علت خرید مشتریان من چیست؟
مشتری برای كار من به چه مقدار ارزش قائل است؟
چه چیزهائی باغث منع خرید مشتریان من در آینده می شود؟
چه چیزی باعث برتری تولیدات و محصولات من نسبت به سایر رقباء می باشد؟
چرا مشتریان بالقوه من از رقبای من خرید می كنند؟
چه چیز ارزشمندی را در خرید از رقبای من مشاهده می كنند؟
چگونه می توانم مشتریان رقبای خود را به خرید از محصو لات خودم ترغیب كنم؟
 چه چیزی باید مشتریان من را متقاعد كند كه خرید كردن از من را به سایرین ترجیح دهند؟
یكبار دیگر شما باید این سوالها را از خودتان بپرسید و جواب دهید، مرحله بعدی از برنامه ریزی آماده كردن هدف های خاص برای فروش و سود آوری می باشد.
شما باید دقیقاً افراد خود، پو ل، آگهی، بازاریابی، كه شما برای رسیدن به اهداف خود نیاز دارید را تعیین كنید.
برنامه ریزی كاملی كه شما برای هر مرحله از فعالیتهای كسب و كار خود قبل از شروع آن می كنید باغث می شود كه شما به یك موقعیت عالی در هنگام شروع آن عملكردها برسید.

2- سا زماندهی كنید قبل از اینكه شروع كنید:
یكبار دیگر شما یك برنامه كامل برای شروع كسب و كار خود توسعه می بخشید، شما باید عادتهایی از سازماندهی كردن مردم و منابع مورد نیاز قبل از شروع كسب و كار خود را ایجاد كنید. در یك سازماندهی تمام منابعی را كه تشخیص می دهید در فرایند برنامه ریزی به آن نیازمندید می آورید. گفته ای وجود دارد كه می گوید:
" غیر حرفهای ها از روی احساس سخن می گویند اما حرفای ها با منطق سخن می گویند" كاملاً ضروری است كه تمام عواملی كه قبل از شروع یك كسب وكار بدان نیازمندید را تشخیص دهید و آنها را جمع آوری كنید ، چرا كه حتی یك اشتباه كوچك در ابتدای راه می تواند باعث شكست كل كسب و كار شود.

3- پیدا كردن افراد مناسب:
سومین عادتی كه شما باید ایجاد كنید، استخدام كردن افراد مناسب می باشد كه شما را در رسیدن اهدافتان كمك می كند. 95% از موفقیت شما به عنوان یك كارآفرین و مدیر اجرائی می تواند به وسیله كیفیت وتوانمندی افرادی كه شما آنها را برای كار كردن یا كار كردن روی آن تیم استخدام می كنید بستگی دارد. حقیقت اینست كه بهترین موسسات بهترین افراد را دارند و بهترین موسسات درجه 2 افراد درجه 2 و بهترین موسسات درجه 3 میانگین یا حد واسط افراد را دارند، پس هر چقدرتوانمندی افراد بیشتر باشد كسب و كار نتیجه بهتری خواهد داشت.

4- عاقلانه وكالت دادن :
چهارمین عادتی كه شما برای پیشبرد كسب و كار درست می باشد. شما باید تواناییهای خود را در جهت محول كردن یك شغل درست،با یك شخص درست در یك مسیر درست توسعه بخشید، ناتوانی در یك وكالت بطور موثر می تواند باعث شكست یا اجرای نادرست شخصی شود و حتی می تواند شكست در كسب و كار را به همراه داشته باشد. با گسترش كسب و كار مسئولیت فرد بیشتر شده و در بعضی از مواقع بطور شخصی نمی توان از عهده همه اموربرآید، بنابراین یك وكالت عاقلانه می تواند به او در پیشبرد امور و موفقیت بیشتر كمك كند.

5- بررسی كردن اینكه شما چه انتظاراتی دارید:
پنجمین نیاز برای یك كسب و كار موفق عادت نظارت درست می باشد. شما باید یك سیستم نظارت درست برای كسب و كار خود ایجاد كنید و از انجام شدن آن مطمئن باشید. ضروری است كه شما نحوه اجرای كار خود را كنترل كنید و مطمئن شوید آن بر طبق زمان بندی و كیفیت سطوح مورد نیاز انجام می شود. همیشه گزارشی مبنی از جزئیات و كلیات كار خود را تهیه كنید و نظارت كامل برروی آن را اتخاذ كنید و همیشه از چگونگی انجام شدن آن مطلع باشید .

6- سنجش كارهای انجام شده :
ششمین عمل كارآفرینان موفق و مدیران اجرائی عادت اندازه گیری میزان كارائی می باشد.
شما باید به طور خاصی استانداردهای قابل اندازه گیری و بر گه های امتیاز را برای نتایجی كه شما بدان نیاز دارید را تعیین كنید.شما باید زمان شروع وموعد كارهای خود را با توجه به انتظارات خود مد نظر گرفته و آنها را زمان بندی كنید. یك مدیر موفق همیشه زمان بندی درست و كارآمدی نسبت به كسب و كار خود داردو انجام امور خود را ما بین آن زمان بندی از پیش تعین شده قرار می دهد. اهمیت انتخاب و مشخص كردن اهداف خاص، اندازه گیریها و سنجش آنها بسیار مهم می باشد.

7- مطلع ساختن مردم از كسب و كار:
هفتمین عادت برای افراد دارای یك كسب و كار موفق تهیه گزارش منظم و به دقت از نتایج كسب و كار برای مردم می باشد. مردم اطراف شما احتیاج بدان دارند كه بدانند چه چیزی در كسب و كار شما اتفاق می افتد، بانكدارها احتیاج دارند از نتایج مالی شما با خبر باشند، كارمندان شما احتیاج دارند موقعیت و شرایط شركت شما را بدانند. افراد كلیدی شما در همه سطوح نیازمند به آن هستند كه بدانند شركت شما به چه نتایجی خواهد رسید. با مطالعه برروی چندین هزار كارمند مشخص شده است كه مهمترین عاملی كه منجر به خرسندی از كار می شود " دانستن كار" می باشد. مردم در هر سازمانی به طور عمیق نیازمند این هستند كه بدانند و بفهمند چه چیزی در اطراف آنها و در رابطه با كار آنها اتفاق می افتد. بطور كاملتر و با دقت بیشتر مردم را از نحوه عملكرد خود مطلع سازید این امر باعث بهبود كسب و كار شما می شود و باعث می شود كه به نتایج بهتری در رابطه با كسب و كار خود برسید.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 29 اسفند 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()

ده استراتژی برای شروع عالی قرار ملاقاتهای كسب و كار

در زندگی هر شخص صاحب کسب وکار، یک روز ، با یک سری از ملاقاتها واحترامات تحت الفظی پرشده است .وقتی شما اولین برخورد با مشتری یا هم قطار خود را داشته باشید می خواهید که در مسیر درستی گام بردارید . انجام این عمل ، اولین برخورد وملاقاتهای پس از آن را به خوبی وآسانی میسر می سازد. قدمهای نادرست ، تلاش سختی جهت جبران احتیاج دارد. انرژی خود را برای بعد حفظ کنید واین استراتژی های آسان را جهت یک شروع موفق بکار برید .

1- هر گاه شخصی را ملاقات می کنید، بایستید.

این مورد به شما اجازه می دهد که با شخص مخاطب در یک حد برابر قرار بگیرید. با باقی ماندن در صندلی خود ، پیغامی با مضمون اینکه " تصور نمی کنید که شخص مقابل به اندازه کافی توجیهی جهت زحمت ایستادن داشته باشد " انتقال می دهید .اگر خود را در موقعیتی می بینید که نمی توانید بایستید ، ( مانند زمانی که پشت گلدانی با شاخه های بزرگ هستید !!) عذر خواهی کنید وتوضیح دهید .برای مثال می توانید بگویید : مرا ببخشید نایستادم . برگهای این گلدان مانع دید من می شوند .

2- لبخند بزنید .

احساسات ظاهری شما گویا تر از کلمات می باشند . به نحوی نگاه کنید که شما از ملاقات دیگران ، بدون توجه به آن چیزی که در ذهن دارید خرسند هستید . برای شخصی که زودتر از شما می ایستد ، لبخندی روی صورت بیاورید .

3- تماس چشمی داشته باشید .

نگاه کردن به اشخاصی که شما ملاقات می کنید ، بیانگر توجه وجلب نظر شما به آنهاست . اگر نگاه شما در جای دیگری باشد ، بیان می کنید که به دنبال شخص دیگری جهت پیشبرد میل تان هستید .

4- بی درنگ خودرامعرفی نمایید .

5- وقتی لازم است ، شرحی شامل اینکه که هستید بیان کنید .

کافی نیست که به فرض بگویید: " سلام .من ماری جونز هستم ." اطلاعات بیشتری بدهید :"سلام من ماری جونز هستم .من برای شرکت ... فعالیت می کنم ."

6- استوار دست بدهید .

بعنوان احترام دستخود را دراز کنید. شخصی که ابتدا دست خود را دراز می نماید احساس آسودگی واطمینان  می نماید . مطمئن باشید که بخش احترامات فیزیکی شما حرفه ای است . به نحوی دست ندهید که استخوان مچ خرد شود یا خیلی شل دست ندهید . اگر در دست دادن با خانمها وآقایان دستپاچه شدید از آن صرفه نظر کنید .

7- یاد بگیرید که چگونه یک معارفه روان داشته باشید .

در کسب وکار شما همیشه اشخاص با اهمیت کم را به اشخاص مهم معرفی می کنید . روش این کار به این ترتیب است که ابتدانام افراد مهم را ذکر کنید ، به دنبال آن با کلمات :" میل دارم معرفی کنم ..." وسپس نام افراد دیگر را ذکر کنید. مطمئن شوید که مطالبی درباره هر شخص بگویید تا دیگران بدانند چرا آنها رامعرفی می نمایید ومقداری اطلاعات خواهید داشت که با کدام شخص شروع به گفتگو نمایید .

8- تشخیص دهید که کدام شخص مهمتر است .

مشتری یا دورنمای کسب وکار مهمتر از رئیس شماست .فقط به خشنودی رئیس خود چشم نداشته باشید .

9- به اسامی در ملاقاتها توجه نمایید .

بسیار متعارف است که فکر کنید چه چیزی می خواهید بگویید وبه دیگران تمرکز نکنید . اگر شما تمرکزداشته باشیدوهنگامی که نامی را می شنوید ، تکرار کنید شانس بالاتری از قبل دارید .

10- اسامی کوچک اشخاصی را که برای دفعه دوم می بینید با اجازه خودشان بکار برید .

همه اشخاص نمی خواهند در جلسات ابتدایی به صورت غیر رسمی نامیده شوند .بهتر است در مسیر رسمی اشتباه کنید تا اینکه دیگران را با چوب وچماق بزنید .هدف شمادر بین چند دقیقه ابتدایی ملاقات با اشخاص دیگر دادن احساس راحتی به آنها وسهولتی است که آنها بخواهند با شما کار کنند .

 

وقتی شما برای آن برخوردهای بحرانی ابتدایی قوانین دلگرم کننده ای را رعایت کنید شما یک شروع محکم برای یک ارتباط سود بخش در دراز مدت را خواهید داشت .  

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 28 اسفند 1390    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()