تبلیغات
"/> "/> آفرینش پویا - مطالب همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت

یک مدل برای شناسایی فرصت های کارآفرینی

شناسایی فرصت

این مدل برگرفته از مقاله ای با عنوان Advances in Entrepreneurship, Firm Emergence and Growth می باشد که توسط Professor Jerome   Katz and Professor Andrew C. Corbett ارائه شده است.
در زیر ترجمه کلمات ارائه شده است:
Risk taking : ریسک پذیری
recognize opportunity : تشخیص فرصت
environmental factors : عوامل محیطی
 innovativeness : نوآورانه
proactiveness : فعالانه
 organizational factors : عوامل سازمانی
autonomy : استقلال
competitive aggressiveness : رقابت تهاجمی
exploit opportunity : بهره برداری از فرصت
mission : ماموریت
effectiveness : اثربخشی
risk reduction : کاهش ریسک
agility : زیرکی
efficiency : کارایی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 آبان 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

مدل شناسایی فرصت آردیچویلی

بر طبق این مدل تعدادی عوامل که با شناسایی فرصت مرتبط می باشند و توسط کارآفرینان بکار گرفته می شوند شناسایی شده اند که عبارتند از:

هوشیاری کارآفرینانه :

 اولین بار این واژه توسط کرزنر برای بیان تشخیص فرصت کارآفرینانه استفاده شد. ری و کاردوزو (1996) بر این اعتقادند که هر نوع تشخیص فرصت توسط یک کارآفرین بر پایه نوعی هوشیاری کارآفرینانه است که توسط اطلاعات تقویت شده است. آنها این حالت را آگاهی کارآفرینانه خوانده اند و به این شکل تعریف نمودند: توجه و حساس بودن به اطلاعات درباره اهداف، رویداد ها و الگوهای رفتاری در محیط و توجه خاص به مشکلات تولید کنندگان و مصرف کنندگان، نیاز های برآورده نشده و ترکیب های تازه از منابع موجود. به این نکته نیز توجه ویژه شده است که هوشیاری افزایش یافته احتمال تشخیص فرصت را افزایش می دهد. هوشیاری کارآفرینانه با هوشیار و آگاه بودن از اطلاعات بیان می شود و آگاهی کارآفرینانه نیز عنوان می شود که نسبت به بسیاری از مسایل از جمله اطلاعات اشیا و مسایل ، الگوهای رفتاری در محیط، حساسیت نسبت به مشکلات سازنده و مصرف کننده، نیاز ها و علایق شناخته نشده حساس و هوشیار می باشد.

دسترسی به اطلاعات و دانش قبلی :

دانش با اطلاعات متمایز است و از ترکیب دانش قبلی با اطلاعات فرصتها شناخته می شوند و هر کارآفرین فرصتی را شناسایی می نماید که مرتبط با دانش قبلی وی می باشد. فان هیپل (1994) معتقد است که افراد تمایل دارند که به اطلاعاتی توجه کنند که به اطلاعات پیشینشان مرتبط است. بر پایه همین اعتقاد او شین (1999) این نظر را مطرح نمود که کارآفرینان فرصت ها را کشف می کنند زیرا دانش قبلیشان آنها را در تشخیص ارزش اطلاعات جدید کمک می کند. به باور او هر کارافرین تنها فرصت هایی را شناسایی می کند که به دانش پیشین او مرتبط باشد. شین بیان نمود که دانش پیشین خاص هر فرد یک دالان دانش ایجاد می کند که به او اجازه می دهد فرصت های خاصی را شناسایی نماید که دیگران نمی یابند.

سه بعد عمده از دانش قبلی برای فرآیند اکتشاف کارآفرینانه اهمیت دارند که عبارتند از دانش پیشین از بازار ها، دانش قبلی از شیوه خدمت رسانی به بازار و دانش قبلی از مشکلات مشتریان.

شبکه روابط:

هیلز و همکاران (1997) نشان دادند که شبکه های کارآفرینان در تشخیص فرصت مهم هستند. آنها بر این باور بودند که آشنایی های اتفاقی به احتمال بیشتر اطلاعات منحصر بفردی ارائه می کنند تا دوستان، زیرا بیشتر افراد گره های ضعیف بیشتری نسبت به گره های قوی دارند. یک ازمون این فرضیه، مطالعه ای است که به هیلز و همکاران اجازه داد تا ادعا کنند که کارآفرینانی که شبکه های گسترده تری دارند نسبت به کارآفرینان منزوی فرصت های بیشتر و با اهمیت تری را شناسایی می کنند. هیلز و همکاران این فرضیه را در نظر گرفتند که کیفیت شبکه تماس ها می تواند سایر ویژگی ها، از قبیل هوشیاری و خلاقیت را تحت تاثیر قرار دهد.

ویژگی های شخصیتی :

دو ویژگی شخصیتی در ارتباط با تشخیص فرصت موفقیت آمیز مرتبط دانسته شده است. اولی، ارتباط بین خوش بینی و تشخیص فرصت بالاتر توسط بسیاری از محققین دیده شده است. مطالعات انجام شده توسط کروگر و دیکسون (1994) و کروگر و برازیل (1994) نشان می دهد که خوش بینی کارآفرینانه با باور های خود اتکا مرتبط است. شایان ذکر است که خوش بینی درباره توانایی یک فرد در دستیابی به اهداف ویژه و دشوار( خوداتکایی) ربطی به خوش بینی در زمینه خطر پذیری بیشتر ندارد. گوث و همکاران (1991) دریافتند که خوش بینی کارآفرینانه یک نگاه به داخل به موفقیت بالقوه بنگاه است که عمدتا به ارزیابی کارافرینان از توانایی ها و دانششان مبتنی است. هنگامی که کارآفرینان مجبور به نگاه به بیرون می شوند در قضاوت برای نتایج احتمالی واقع بین تر عمل می کنند. تحقیقات در محیط های سازمانی همچنین نشان می دهد که خود اتکایی منجر به خوش بینی و تمایل بیشتر برای دیدن فرصت ها به جای تهدیدات در شرایط خاص می شود.

دومین ویژگی شخصیتی خلاقیت است. شومپیتر (1934) اولین کسی بود که این نکته را شناسایی نمود که کارافرین موفق فرصت هایی را شناسایی می کند که دیگران نمی بینند. وینسلو و سولومون (1993) این مفهوم را مطرح کردند که خلاقیت و کارآفرینی اگر یکی نباشند، مشابه هستند. کی (1986) نتیجه گرفت که عوامل خلاق نقش بزرگی را در تصمیم گیری کارآفرینانه ایفا می کنند. هیلز و همکاران (1997) دریافتند که 90 درصد از بررسی هایشان خلاقیت را در شناسایی فرصت بسیار مهم دانسته اند. با این حال این نکته را در کارآفرینان منزوی نسبت به کارآفرینان سریالی، بسیار مهم تر دیدند. کارآفرینان منزوی خود را خلاق تر می بینند و زمان بیشتری را صرف خلاقیت می کنند. هیلز و همکاران نتیجه گرفتند که کارآفرینان دارای منابع فرصت در ارتباطات شبکه ای، نیازمند خلاق بودن به اندازه آنهایی که ارتباط شبکه ای قوی ندارند نیستند.

نوع فرصت :

بر مبنای یک ماتریکس که از ادبیات خلاقیت (گتزل، 1962) تهیه شده است فرصت را بر پایه درجه رشد و توسعه، نیاز ها و ارزش هایی از بازار که ممکن است شناسایی شده یا نشده باشد متمایز می کنند. بررسی ارزش حاصله از فرصت و بررسی درجه و میزان قابلیت رشد فرصت و بطور کلی بررسی ریشه ای خود نوع فرصت کارآفرینی را شامل می شود( آردیچویلی، 2003)

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آبان 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

مدل تشخیص فرصت هیلز و همکاران

اخیرأ یك مدل فرایند تشخیص فرصت پیشنهاد شده كه بر پایه ایده دریافت و ارزیابی بنا شده است. بر پایه یك نظریه روانشناسی كلاسیك خلاقیت، مدل تشخیص فرصت به عنوان یك فرآیند مرحله ای به تصویر كشیده می شود كه شامل یك فاز اكتشاف شامل آماده سازی، پرورش و بینش و فاز شكل گیری شامل ارزیابی و به جزئیات پرداختن است. یك ویژگی كلیدی این مدل عمومی تشخیص فرصت، ماهیت تكرار پذیر آن است. تشخیص فرصت محدود یك فرایند تكراری است كه از طریق آن نگرش ها اندیشیده می شوند، اطلاعات جدید جمع آوری می شود و مورد مطالعه قرار می گیرد و دانش در طول زمان ایجاد می شود. در این مسیر یك ایده كسب و كار باید برای یك فرصت كه ارزش افزوده برای شركت ایجاد كند شكل بگیرد.

در این مدل بر پایه خلاقیت، تشخیص فرصت به چندین دلیل برای تشخیص فرصت كارآفرینانه تناسب یافته است. اول اینكه كارآفرینی به ویژه در مراحل اولیه آن یك فرایند معلولی است، ماهیت بازگشت پذیر خلاقیت، فعالیت‌های پس و پیشینی كه كارآفرین غالبأ در تلاش برای به چنگ آوردن یك مفهوم پدیدار شونده كسب و كار با آنها درگیر است را با هم جفت می‌كند. دوم اینكه این مدل از سایر مدل‌های خلاقیت در ادبیات سازمانی متمایز است زیرا اصولأ برای توصیف یك فعالیت در سطح انفرادی به كار می‌رود، در حالیكه سایر رویكردهای خلاقانه اساسأ استفاده از تكنیك ‌های خلاقیت در سطح گروهی در زمینه سازمان های تأسیس شده را مد نظر دارند.

 چندین محقق تصمیم گرفتند فرایند تشخیص فرصت را با ویژگی‌های آن توصیف كنند. بعضی مدل ها تشخیص فرصت را به عنوان یك فرایند مرحله‌ای به تصویر كشیدند. به شكلی كه حاصل این فرایند به عنوان "تشخیص" تعریف شد. بیشتر تلاش های محققین در مدل تشخیص فرصت، آن را  به عنوان محل تلاقی عوامل زیادی از قبیل زمینه كارآفرینی و تأثیر كسب و كار و محیط عمومی تعریف كردند. در تلفیق از این دیدگاه ها، هیل و همكارانش(1999) و لومپكین و همكاران(2004) مدلی را پیشنهاد كردند كه طی آن یك چهارچوب "مرحله خلاقیت" عناصر ضروری برای مدل سازی تشخیص فرصت را ارائه می داد. این مراحل شامل: 1)آماده سازی؛ 2) پرورش؛ 3) بینش، كه فاز اكتشاف را شكل می‌دهند؛ 4)ارزیابی؛ و 5) به جزئیات پرداختن كه فاز شكل گیری را شكل می دهند. در زیر هر كدام از این پنج عنصر با ارائه اینگه چگونه در فرایند تشخیص فرصت استفاده می شود مورد بحث قرار گرفته‌اند.

آماده سازی: تحقیقات قبلی بر این باور بودند كه آماده سازی و دانش قبلی برای فرایند تشخیص فرصت ضروری هستند( شین، 2000). آماده سازی به تجربه و دانشی رجوع می‌كند كه پیش از فرایند اكتشاف فرصت می آید. چنان آماده سازی اساسأ یك تلاش آگاهانه برای ایجاد تخصص در یك حوزه و ایجاد یك حساسیت برای موارد و مشكلات در یك زمینه سودآور است. اما آماده سازی همچنین شامل دانش و تجربه ای است كه غیر ارادی و بدون قصد اكتشاف فرصت جمع آوری شده است. در یك مجموعه سازمانی، ایده هایی كه به راه اندازی موفقیت آمیز كسب و كار منجر می‌شود، اغلب از زمینه شركت، خط جاری محصول یا خدمت، یا دانش فنی پدیدار می‌شود. با این حال، افراد مهارت ها و ایده های جدید را به شركت می آورند كه می تواند به ایجاد كسب و كار های جدید منجر شود.

پرورش دادن: پرورش دادن به بخشی از فرایند تشخیص فرصت گفته می شود كه كارآفرینان یا تیم كارآفرین به یك ایده یا یك مشكل ویژه می اندیشد. با این حال این مرحله به حل مسئله آگاهانه یا تجزیه و تحلیل سیستم‌ها ارجاع نمی‌شود. بنابر این پرورش دادن اساسأ یك سبك تكراری و جهت نیافته، از توجه كردن امكانات یا گزینه های متفاوت است. گاگلیو و تاوب(1992) پرورش دادن را به عنوان یك دوره كه "تشخیص، آماده جوش آمدن می‌شود" توصیف كرده است. این بخشی از فرایند تشخیص فرصت است كه تركیب جدیدی كه شومپیتر(1934)  به آن فكر می كرد، پدیدار می‌شود.

بینش: بینش به لحظه "یافتم، یافتم" یا "آها"ی جوینده یابنده اشاره می كند. در حالیكه پرورش دادن به یك فرایند جاری نظر دارد، بینش به لحظه تشخیص اشاره می‌كند(زیسكزنت میهایلی ، 1996). در بسیاری موارد، این نقطه‌ای است كه تمام جواب یا راه‌ حل اساسی به شكل ناگهانی و غیر منتظره به ذهن خطور می كند. این همگرایی ناگهانی نتیجه تغییر ادراكی است كه روابط وسیله-هدف موجود را به هم می ریزد. بینش ها ممكن است كاتالیزور های خنثی سازی برای ایجاد كسب و كار جدید یا دانش پوشش داده نشده ای كه فرایند جاری اكتشاف را به پیش اندازد، فراهم كنند. غیر محتمل است كه بینش یك "رویداد" منفرد باشد؛ بینش ها اغلب به صورت بازگشت پذیری از طریق فرایند تشخیص فرصت روی می‌دهند. بینش های كارآفرینی اساسأ با تشخیص ناگهانی فرصت كسب و كار، یعنی راه حلی برای مشكل كاملأ مطالعه شده و یا به دست آوردن یك ایده از همكاران، دوستان و سایر افراد مرتبط را شامل می شوند.

ارزیابی: ارزیابی شروع فاز دوم فرایند تشخیص فرصت، یعنی شكل گیری  را نشان می دهد. این مرحله شامل تحلیل این می شود كه مفاهیم ایجاد شده در فاز اكتشاف قابل اجرا باشند، اینكه آیا تیم/كارآفرین مهارت های ضروری برای انجام آن را داشته باشند و اینكه این ایده آنقدر جدید باشد كه بشود روی آن كار كرد. در زمینه تشخیص فرصت كارآفرینانه، مرحله ارزیابی شامل مطالعه امكان‌سنجی می شود، به شكلی كه ایده ها از طریق شكل های مختلف بررسی از قبیل آزمون مقدماتی بازار، تحلیل‌های امكان سنجی مالی و یا بازخورد هایی از شركای تجاری و سایر افراد در شبكه اجتماعی مورد آزمون قرار گیرند. ارزیابی همچنین شامل یك فرایند داخلی می شود كه در آن كارآفرین باید چشم اندازی برای بینش جدید جست و جو كند و بپرسد: آیا مفهوم این كسب و كار به اندازه كافی ارزشمند است كه آن را اجرا كرد؟

به جزئیات پرداختن: در محیط خلاقیت كارآفرینانه، پرداختن به جزئیات یعنی: "ارزش آفرینی از طریق كار خلاقانه" ( كائو، 1989). بر عكس جنبه های در جست و جوی اطمینان مرحله ارزیابی، این مرحله شامل جست و جوی مشروعیت است: شكل دادن كسب و كار از یك فرصت پایدار با موضوع قرار دادن آن در یك بررسی موشكافانه خارجی و ساختن یك سیستم حمایتی برای آن. این مرحله از آنجا كه نشان دهنده كار نسبتأ خسته كننده انتخاب گزینه ها، نهایی كردن انتخاب ها و سازماندهی منابع است، اساسأ وقت گیر ترین بخش فرایند است( زیسكزنت میهایلی، 1996). با فرض اینكه ایده كسب و كار بعد از مرحله ارزیابی هنوز پایدار ملاحظه می شود، این مرحله شامل فعالیت های برنامه ریزی جزئیات برای كاستن از عدم اطمینان می شود. با این حال خود فرایند پرداختن به جزئیات جنبه هایی از مفهوم كسب و كار را كه نیاز به توجه یا تحلیل های دقیقتری دارد و بنابراین باید بیشتر تحت ارزیابی قرار گیرد، آشكار می كند.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آبان 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

مدل شناسایی فرصت موریسون

از دیگر مدل های فرآیندی جهت تشخیص رسمی فرصت های کارآفرینانه مدل جیمز ال موریسون ( Morrison ) می باشد. وی ابزار های تحلیل و آنالیز محیطی را پویش محیط ، دیده بانی ، پیش بینی و ارزیابی می داند که بصورت یک مدل شناسایی فرصت های کارآفرینی معرفی می شود، زیرا موجب گسترش چشم انداز، تنظیم جهت و برنامه های استراتژیک و ارزیابی محیط پیرامون می گردد که ما را به شکل دادن آینده سازمان و مواجهه با چالش تغییر جهانی توانا می سازد.

در جمع آوری اطلاعات پویش محیطی، آگیولار(1967) چهار روش را شناسایی کرده است: 1) دیدگاه غیر مستقیم شامل خواندن نشریات مختلف بدون هدف مشخص یعنی صرفا جهت اطلاع 2) دیدگاه مشروط متشکل از واکنش نشان دادن به این اطلاعات در خصوص ارزیابی ارتباط آن با سازمان 3) جست و جوی غیر رسمی مشتمل بر جست و جوی فعالانه اطلاعات معین، اما عمل به ان با یک روش نسبتا غیر ساختار یافته 4) روش پویشگرانه مستلزم داشتن روش تحلیل رسمی برای کسب اطلاعات با هدف مشخص.عبارت پویش و دیده بانی اغلب به جای هم استفاده می شوند ولیکن باید دقت داشت که دیده بانی به دنبال پویش انجام می شود. هر تغییر احتمالی یا فرصت بالقوه در محیط کلان نمی تواند به یک میزان توجه شود. ما موارد را توسط مفروضات تعیین شده یا ایده هایی که در تصویر مورد دلخواه ما از آینده هستند، انتخاب می کنیم.

اگر نشانه های تغییر و دگرگونی شناسایی شده در پویش، به عنوان فرصت های دارای پتانسیل تاثیر گذار بر سازمان تعبیر شوند، باید مورد دیده بانی قرار گیرند. هدف از دیده بانی گردآوری داده های واجد شرایط برای تشخیص روند گذشته و آینده با توانایی ارزیابی شدت رخداد های بالقوه از نشانه های آن می باشد. بنابراین پویش قابلیت شناسایی روند های حیاتی و رخداد های بالقوه را دارد. در دیده بانی توصیف کننده یا نشانگر این روند ها و رخداد های بالقوه همانند کلید واژه هایی در دید سیستماتیک ما به سازمان می باشد. هنگام جمع اوری داده ها در فعالیت دیده بانی، در جست و جوی اطلاعاتی که شامل پیش بینی ها و گمانه زنی ها درباره شواهد روند و رویداد است، می باشیم. پیش بینی مستلزم اثبات روند های در راستای آینده یا احتمال وقوع رخداد های بالقوه ای که در یک مدت زمان معلوم ( به عنوان مثال ده سال) رخ خواهد داد، می باشد. رویه پیش بینی ممکن است با محاسبات ریاضی ( به عنوان مثال استفاده از تکنیک رگرسیون) یا قضاوت گونه باشد.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 آبان 1392    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

اهمیت ایده كارآفرینانه

كارآفرینی شخصی است كه بطور فعالانه در جستجوی ایده می باشد و ممكن است اولین كسی باشد كه فرصت را شناسایی می كند و در حقیقت محیط بطور مستقیم و غیر مستقیم منبع تمامی ایده هاست .
ایده های جدید و نو را نباید همواره بیش از حد مهم تلقی نمود بلكه در بسیاری از موارد فرصت های كسب و كار از ایده های قدیمی نشات می گیرند .
كارآفرینان موفق می گویند نباید به ایده بیش از حد توجه نمود بلكه ارزیابی ایده بسیار مهم است تا معلوم شوئد ایده تا چه میزان امكان پذیر و با ارزش است . 
ایده باید از لحاظ تجاری ارزیابی شود تا وقت ، انرژی ، پول و انگیزه بر اثر پرداختن به یك ایده كم اهمیت به هدر نرود . 
در بسیاری از موارد جمع آوری سرمایه و منابع مورد نیاز اهمیتی بیش از داشتن یك ایده صرف دارند پس از آغاز باید در جست و جوی آنها بود .
شناخت ایده كارآفرینانه تنها یك مرحله از فرآیند كارآفرینانه می باشد . 
كارآفرینی یكباره و ناگهانی نیست و یك فرآیند در گذر زمان است پس تا می توانید ایده های جالب ، جذاب و جدید داشته باشید و بررسی نمایید و خواسته های بازار و مشتریان را به دقت بررسی نمایید . 
منابع ایده : مشاغل قبلی - علاقه شخصی و سرگرمی - رخداد های تصادفی - آموزش / تحصیل - فعالیت های دوستان و آشنایان و اعضای خانواده - بازار - تامین كنندگان - مشتریان - متخصصین - نشریات - مجلات - سرمایه گذاران 

نوشته شده در تاریخ جمعه 13 مرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت، كارآفرینی،     | نظرات()

عوامل کلیدی و مهم برای موفقیت در نوآوری :

در این زمینه می توان چهار عامل عمده را مشخص کرد که به ترتیب عبارتند از :

1 – محیط تکنولوژیکی و اقتصادی که نوآوری به شدت به آن وابسته می باشد . مواردی چون : کمک های دولتی ، قوانین دولتی ، حجم و گسترش بازار بالقوه ، شدت رقابت ، بزرگی و کوچکی شرکت و سازمان نوآور و ... .

2 – سازماندهی نوآوری در شرکت : نحوه کنترل و مشارکت و تشویق به نوآوری ، انعطاف پذیری سازمان ، ازتباط بین تحقیق و توسعه و بازاریابی و ... .

3 – ویژگی های اصلی نوآوری : خصوصیات محصول جدید ، قیمت ، ارتباط ، توزیع و ... .

4 – اجرای پروژه نوآوری : برنامه ریزی موثر و اثر بخش ، حضور و نقش مدیر پروژه ، تعهد نسبت به مدت زمان مقرر ، هزینه ها ، اهداف ، مقدار منابع موجود و ... . 

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

موانع نوآوری

در این زمینه تحقیقات بسیاری انجام شده و از مهمترین این موانع به شرح زیر آمده است :

1- نبود منابع مالی مناسب 

2- سازماندهی نامناسب 

3- ریسک اقتصادی بیش از حد 

4- کمبود پرسنل متخصص 

5- کمبود اطلاعات در ارتباط با تکنولوژی 

6- کمبود اطلاعات در مورد بازار 

7- فشار قوانین ، مقررات ، نورم ها و استانداردها 

8- عدم تشریک مساعی مشتری در مورد محصولات جدید 

9- عدم همکاری مطئولان مربوطه 

10- هزینه سنگین نوآوری

نوشته شده در تاریخ شنبه 6 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

نمایی كلی از نوآوری

امروزه شرکت ها ابتکار ، توآوری و خلاقیت را به عنوان یکی از عوامل برتری در محیط رقابتی به حساب می آورند . در شرایط پیچیده امروزی همچون جهانی شدن ، کاهش طول عمر محصولات ، تسریع پیشرفت های تکنولوژیکی و سیستم های اطلاعاتی نقش نوآوری بسیار به چشم آمده و پر رنگ شده است .

مدیریت نوآوری عبارت از پذیرش همکاری و برخی اوقات نیز مواجهه منطق با تناقض های عقلانی که قضاوت های دقیق و ظریفی را ایجاد می کند . می توان گفت پروژه نوآوری شرط بندی روی آینده محسوب می شود . مدیریت یک پروژه نوآوری را در سه بعد تصمیم گیری ، اشاعه و اجرا بررسی می کنند .

نوآوری مفهومی چندبعدی و دارای چندین فرم و تقسیم بندی می باشد و از آنجمله می توان نوآوری طبیعی ( محصول ، فرایند ) ، نوآوری های اصلی ( ترجیح روی تکنیک یا بازاریابی ) یا نوآوریهای وسیع ( قابل افزایش یا رادیکال و عمیق ) را اشاره کرد .

نوشته شده در تاریخ شنبه 6 خرداد 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

تکنیک ppc

این تكنیك جهت تغییر و اصلاح واکنش افراد نسبت به ایده های جدید دیگران طراحی شده است . از این روش می توان برای ایجاد ، تقویت و رشد و توسعه استعداد و فرهنگ خلاقیت در فرد ، خانواده ، سازمان و جامعه استفاده کرد. این روش بیشتر برای افراد و سازمانهایی مفید است که یا بطور رسمی با ایده ها و پیشنهادات دیگران سر و کار دارند و یا برخورد آنان در سرنوشت ایده و انگیزه پیشنهاد دهنده تاثیر می گذارد. مانند مدیران ، والدین ، استادان دانشگاه و مدرسین حوزه ها ، معلمین و مربیان مدارس و دبیرستانها ، قضات ، روزنامه نگاران ، صدا و سیما و رسانه های عمومی ، مشاورین و ....

اما بکارگیری و تمرین این تکنیک از جهتی برای همه افراد مفید است، چون هر یک از افراد جامعه به نوعی با ایده های سایرین برخورد میکنند، مثلا در نقش دوست، همکار،همسایه، قوم و خویش، همسفر و ...چه بسا در بعضی مواقع گروههای غیر رسمی اثر بیشتری بر فرد میگذارند. لذا در هر مجموعه ای که اعضای آن بیشتر به سبک این تکنیک فکر و با یکدیگر برخورد نمایند جو و بسترمناسبتری برای خلاقیت ایجاد می شود. واکنش مثبت به نوآوری یا پیشنهادهایی که با آن موافقید آسان است. اما با مشارکت کننده مشتاقی که ایده ای را پیشنهاد می کند و شما با آن مخالفید چگونه برخورد می کنید؟ آیا تاکنون ایده جدید کسی را آنقدر سختگیرانه ارزیابی کرده اید که او و کسانیکه خبر به آنها رسیده دلسرد شده باشند؟ از طرف دیگر شما نمی توانید هر ایده و خلاقیتی را صرفا به دلیل حمایت از احساسات افراد بپذیرد. این تکنیک به ما می آموزد که در برخورد با ایده سایرین اول به نکات مثبت ایده توجه کنیم سپس به انواع کاربردهای محتمل ایده و امکان تعمیم و گسترش آن ( حتی اگر صاحب ایده، واقف به آن نباشد ) بپردازیم و نهایتا نگرانیهای خود را به شیوه ای صحیح با ذکر جملاتی از قبیل: (من نگران بعضی چیزها در رابطه با ایده شما هستم، آیا می توانید به من کمک کنید تا نگرانیهایم را از بین ببرم؟) ابراز نماییم. در واقع شما با اینگونه اظهار نظر و انتقال شرایط به شخص مربوطه، به او اجازه می دهید تا با ارایه یک طرح آزمایشی، ساختن یک مدل و یا با ارایه نمونه های دیگری از موقعیتهای مشابه که در آنها موفقیتی صورت گرفته است به نگرانیهای شما پاسخ دهد و یا بدون مقاومت و افت روحیه و با روحیه و انگیزه ای قوی تر، ایده خود را بازنگری و یا رد کند.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 23 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

توفان فكری

توفان فکری یا توفان مغزی یك روش برای برانگیختن خلاقیت در یک گروه‌است که برای تولید تعداد زیادی ایده در مورد یک مسأله به کار می‌رود . بعضی گفته اند طوفان مغزی موثرترین و احتمالا متداول ترین فرآیند گروهی است و به نقل از مدیر موسسه ای که اولین ماوس را برای اپل اختراع کرده است در موسسه آنها طوفان مغزی عملا یک مذهب است .

به نظر می رسد توفان فکری روش خوبی برای چند برابر کردن بهره وری خلاقیت افراد باشد . در این روش گروهی، افراد هر چه می توانند درباره موضوعی خاص، ایده تولید می کنند. تجربه آزبورن در شرکت تبلیغاتی اش نشان داده با این روش هر دقیقه می شود یک ایده تولید کرد. یعنی کارکنان به ماشین تولید ایده تبدیل می شوند. یعنی هر چه به ذهنشان رسید. حتی اگر به نظر مسخره بیاید. تمرکز اصلی بر کمیت است و کسی حق ندارد به ایده های دیگران بخندد. حتی انتقاد هم ممنوع است. چون ممکن است باعث شود افراد از بیان ایده هاشان بترسند و در نتیجه در فرایند طوفان مغزی اختلال ایجاد می شود. چون اگر افراد از بیان ایده شان ترسیدند دیگر هیچ چیز به درد بخوری نمی گویند. یعنی اعضای تیم باید به جای انتقاد، به توسعه و بهبود ایده ها فکر کنند. چون ممکن است ایده های خوبی از آنها بیرون بیاید.

دلایل  فراوانی  در مورد  پربار  بودن  جلسات  تحرك  مغزی  بیان  گردیده  است كه  به  برخی از  آنها  اشاره  می  شود.اولین  دلیل  اثربخشی  تحرك  مغزی  افزایش قدرت  خلاقیت  در  گروه  است  تجربیات  انجام  شده  نشان  داده  است كه افراد در حالت  گروهی بیش  از حالت انفرادی قدرت تصور خلاق بروز می دهند.

رقابت  نیز  عامل  دیگری  است  كه  در جلسات  تحرك  مغزی   موجب  افزایش   اثربخشی  می گردد.همچنین  عدم  وجود  انتقاد  و  ارزیابی  های  سریع  باعث  می  شود  تا  اعضاء جلسه  با  فراغت  خاطر  به  اظهار  نظر  بپردازند  و  محیطی  مساعد  برای  خلاقیت  ایجاد  گردد.نكته  دیگری  كه  در  موثر  بودن  تحرك مغزی  قابل  ذكر  است  فی البداهه بودن  نظرات  است .

افراد  در  مقابل مساله  ای  قرار  می  گیرند كه  باید  به  سرعت  نسبت  به  آن  واكنش  نشان  دهند  و این  حالت  موجب  خلاق  تر  شدن  ذهن  می گردد درست مانند  لحظاتی   كه  فرد  در مقابل  یك  واقعه  غیر  منظره  عكس  العملی  بدیع  نشان  داده  است  كه  بعد  ها  وقتی  به  آن  می  اندیشد  از  پاسخ خود  دچار  شگفتی  می گردد.

کاربردهای توفان فکری : توانمندسازی نیروی انسانی و آموزش - اولویت‌بندی مسائل و مشکلات (افزایش تولید، کاهش هزینه‌ها، افزایش کیفیت، انگیزه، فروش و... ) - انتخاب بهترین راه حل - افزایش قدرت ابتکار و خلاقیت در نیروی انسانی -افزایش انگیزه در کارکنان - ایجاد کار تیمی و مدیریت مشارکتی - بدست آوردن ایده‌های بزرگ

قواعدی در توفان فکری :

رعایت این قواعد، منجر به هم‌افزایی در گروه می‌شود که نهایتاً باعث بروز خلاقیت در اعضای گروه می‌شود. بر این اساس، محدودیتی برای مطرح کردن ایده‌ها وجود نخواهد داشت و طی یک فرآیند طبیعی و بدون دخالت بیرونی، جمع مستمراً به ایده‌های بهتر دست خواهد یافت.

تمرکز بر کمیت :هرچه تعداد ایده‌هایی که تولید می‌شوند بیش‌تر باشد، احتمال دست یافتن به یک راه‌حل اساسی و اثربخش بیش‌تر است.

اجتناب از انتقاد : اگر در مواجههٔ اولیه با یک ایده، به جای انتقاد از آن، به توسعه و بهبود آن فکر کنیم، یک جو مناسب برای تولید ایده‌های غیرمعمول فراهم می‌شود. و همچنین باعث باز شدن فکر افرادمی شود و استفاده از این متد سبب ایجاد دامنه زیادی از راه حل‌های باورنکردنی می‌شود.

استقبال از ایده‌های غیرمعمول : ممکن است ایده‌های غیرمعمول رویکردهای جدیدی را به مسأله فراهم کنند و منجر به راه‌حل‌های بهتری نسبت به ایده‌های معمول شوند.

ترکیب و بهبود ایده‌ها : می‌توان با ترکیب دو ایدهٔ خوب، به ایده‌ای بهتر رسید که از هر دو ایدهٔ قبلی کامل‌تر باشد.

سایر اصول : آزادی ذهن و بیان – ممنوعیت تمسخر افراد و ایده ها - انتقاد ممنوع - پرهیز از خود سانسوری - ایجاد حداکثر تعداد نظرهای ممکن - ثبت کلیه نظرها و عقاید بر روی تخته - اختصار در بیان نظرات و پرهیز از هرگونه شرح و بسط

 

مراحل روش توفان فکری :
الف) خلاقیت و تولید اندیشه ( شامل پنج مرحله ) :
فعالیت افراد گروه در جلسة توفان فکری ، با هدایت و راهنمایی مقدماتی مسئول جلسه شروع میشود. با این نوع سازمان دهی، افراد اندیشهها و نظریات خود را بیان میدارند و منشیها تمام نظریات را ثبت میكنند، رعایت قوانین هفت گانه در اجرای این قسمت ضروری است. در حقیقت فعال ترین بخش این روش، اجرا و كنترل همین جلسة خلاقیت است كه شخص اندیشهای تولید میكند و تولیدات خود را ضمن یك تفكر خلاق بیان میدارد.
راهبردهای مرحلة اول:
1 
ـ بیان و تفهیم موضوع جلسه، به وسیلة رئیس جلسه
2 
ـ اعلام وظایف اعضاء، منشیها و مشاهدهكنندكان به وسیلة رئیس جلسه.
3 
ـ بیان قوانین جلسه به وسیلة رئیس جلسه
4 
ـ شروع جلسه بارش مغزی و ارائه نظریات به صورت چرخشی و نوبتی
5 
ـ ثبت نظریات و آرای بیان شده در حین اجرای جلسه به وسیلة منشی
ب) قصاوت و ارزشیابی ( مرحله آخر ) : 
پس از این كه مرحلة تولید اندیشهها در مدت معین صورت گرفت طبیعی است كه تعداد زیادی نظریه و طرح به دست میآید. در مرحلة آخر این مجموعه پالایش و نظریات مشابه و نامناسب حذف میشود و مشاهده گران و اعضای اصلی جلسة توفان فکری این نظریات را مورد بررسی و ارزشیابی قرار میدهند و در نهایت، تعدادی نظریه یا طرح به صورت پیشنهاد و دستاورد اصلی جلسه، اعلام میگردد.


تشكیلات جلسة توفان فكری:
رئیس گروه : رئیس گروه برنامهریز و هدایت كننده گروه است و در ابتدای جلسه آموزشهای مقدماتی در خصوص اجرا را به اعضا میدهد و كنترل جلسه را بعهده دارد.
یك یا چند نفر منشی : منشی باید تمام نظریات و اندیشههای جدید را ثبت كند تا در پایان جلسه، فهرست كاملی به نام افراد ارائه دهنده تكمیل گردد. بهتر است منشیها خارج یا در كنار جلسه حضور داشته باشند و وظیفه خود را با آرامش كامل انجام دهند.
اعضای شركت كننده:
تعداد افراد شركت كننده در جلسه بارش مغزی، متفاوت و از 10 تا 400 نفر متغیر است. به نظر میرسد كه تعداد افراد براساس دایرة اطلاعات آنان از موضوع تعیین میشود. اعضاء  جلسه  با  یكدیگر  تقریبا  همسانی  داشته  و  یك  فرد  عالی مقام  سازمانی  به  همراه  زیردستانش در یك جلسه شركت نکند همانطور كه اشاره شد جلسات توفان مغزی باید در گروههای كوچك انجام پذیرد و تعداد 12نفر حد مطلوب برای اعضا یك جلسه تحرك مغزی می باشد.
مشاهده كنندگان : گاه عدهای در مقام مشاهدهگر، بر جلسه نظارت میكنند. برداشتهای خود را مینویسند و در صورت لزوم در مرحلة ارزشیابی ، عقاید خود را بیان میدارند، معمولاً در جلسات بزرگ، عدة این افراد زیاد است.
زمان و طول جلسة بارش مغزی : نظریات متفاوتی در مورد زمان و طول جلسات ارائه شده است. دكتر سیدنی.جی. پارنز ، استاد دانشگاه بوفالو، كه تبحر و مهارت خاصی در مدیریت جلسة بارش مغزی دارد، زمان را بین 20 تا 45 دقیقه اعلام كرده است.

از مزایای اصلی‌ که طرفداران این روش برای آن ذکر می‌کنند تقویت روحیهٔ کار گروهی‌ست و انتقاد عمده ‌ای که به آن وارد می‌شود وقت ‌گیر بودنش است.

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 17 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()

اصول لئوناردو داوینچی برای خلاقیت

به جرئت می توان گفت لئوناردو داوینچی یکی از خلاق ترین افراد قرون اخیر بوده است که همه مرزها را در نوردیده بود و بشترین تعداد خلاقیت و نوآوری ها را در طیف وسیعی داشته است.این بدین معناست که او از تمامی لحظات عمرش به نحو احسن بهره برده است.

لئوناردو داوینچی ( متولد ۱۴۵۲ - وفات ‌۱۵۱۹ میلادی) از دانشمندان و هنرمندان ایتالیایی دروه رنسانس است.داوینچی در رشته‌های معماری، موسیقی، کالبدشناسی، اختراع، مهندسی، تندیسگری، نقاشی و هندسه شخصی برجسته بود. وی طراح اولیه صدها اثر معماری و هم‌چنین طرح اولیه هواپیما و هلیکوپتر به‌شمار می‌رود. یکی از طرح‌های ابتکاری او لباس غواصی و زیر دریایی جنگی است. او همچنین مسلسل، تانک نظامی، ساعتی که به ساعت داوینچی معروف است، کیلومتر شمار و چیزهای دیگر را اختراع کرد. او شخصی بی‌نهایت کنجکاو و بی‌نهایت خلاق بود.معروفیت او بیشتربرای نقاشی‌های شام آخر و مونا لیزا است...

هفت اصل لئوناردو داوینچی برای خلاقیت:

کنجکاوی : کنجکاوی سیر نشدنی در برخورد با زندگی و تلاش بی‌امان برای یادگیری مستمر 

تجربه اندوزی : تعهد و آزمودن دانش از طریق تجربه ، مداومت و میل به درس گرفتن از اشتباهات 

تقویت حواس : پالایش پیوسته‌ی حواس و به خصوص حس بینایی به منظور جان بخشیدن به تجربه 

توجه به ناشناخته‌ها : توجه به روبه رو شدن با الهامات ، پیچیدگی‌ها و تردیدها 

نگرش سیستمی : تعادل علم و هنر، منطق و تصور 

توجه به جسم : پرورش زیبایی، وقار، مهارت، آمادگی جسمانی و حالت 

تفکر مرتبط : توجه به ارتباط متقابل میان همه اشیا و پدیده‌ها

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: همه چیز درباره خلاقیت و نوآوری و ایده پردازی و فرصت،     | نظرات()