برخی از ویژگیهای سازمان خلاق عبارتند از :
رقابت کامل و فشرده است: در یک سازمان درصورتی خلاقیت صورت می‌پذیرد که رقابت کامل در آن حاکم باشد.

فرهنگ : یکی از عوامل عمده ای که به بالندگی مدیریت کمک می کند فرهنگ مردم است . بر پایه یک فرهنگ خوب ، اتلاف وقت گناه محسوب می شود. بدیهی است در چنین بستر مناسبی جهت رقابت، خلاقیت یا سازمانهای پویا بهتر شکل می‌گیرد

دسترسی به مدیران : سازمانهای خلاق بر این اعتقاد هستند که دانش در سطح سازمان به وفور پراکنده شده است و مدیران به راحتی می توانند افکار و نظرات دیگران را مستقیم و بدون واسطه دریافت کنند.
احترام به افراد: ویژگی دیگر سازمان خلاق احترام به افراد است و آنها باور دارند که می توانند همگام با نیازهای سازمان ، رشد کنند.
ارائه خدمات مردمی : هدف نهایی در این سازمانها توجه به نیازمندی های جامعه وجلب رضایت آحاد مردم است . در سازمان خلاق افراد دارای یک تخصص ویژه نیستند و این امکان را دارند که برای قرار گرفتن در جایگاه مناسب گردش شغلی داشته باشند .
کارگروهی : روابط دائمی و بلند مدت کارکنان با این نوع سازمانها و در نتیجه برخورداری آنها از امنیت شغلی از دیگر ویژگی های این سازمانهاست.
استقبال مدیران از عامل تغییر: در این سازمانها تمامی مدیران ، مسئله تغییر را به عنوان تنها عامل ثابت و گریز ناپذیر می دانند و با خشنودی آن را پذیرفته و در برابر آن مقاومت نمی کنند. طبیعی است در چنین سازمانی ضرورت ندارد که مدیر بخش زیادی از وقت خود را برای جلوگیری برخورد با تغییرات اختصاص دهد زیرا همه به این باور رسیده اندکه تغییر یک ارزش مثبت است .
نقش مدیر در پرورش خلاقیت : نقش مدیریت در مجموعه هایی که خلاقیت و نوآوری از ضروریات و عامل اصلی است بسیار مهم و حساس است زیرا مدیریت می تواند توانایی و استعداد خلاقیت ونوآوری را در افراد ایجاد ، ترویج و تشویق کند و یا رفتار و عملکرد آنها میتواند مانع این امر حیاتی شود.هنر مدیر خلاق عبارت است از استفاده از خلاقیت دیگران و پیداکردن ذهنهای خلاق . مدیرخلاق باید فضایی بیافریند که خود بتواند خلاق باشد و افراد سازمان را نیزبرای خلاقیت تحریک کند و این فضا ، فضایی است که از کار روزمره به دور است و به نحوی تفویض اختیار می‌کند تا هر کسی خود مشکل خود را حل کند .
برای اینکه افراد در سازمان به تفکر بپردازند باید محیطی ایجاد شود که در آن به نظریات و اندیشه ها امکان بروز داده شود. یکی از شیوه های بسیار مهم و پرجاذبه پرورش شخصیت انسانها و همین طور خلاقیت و نوآوری و حتی رشد اجتماعی مشورت است و بدون تردید افرادی که اهل مشورت هستند از عقل و فکر بیشتری برخوردارند و آنان که اهل آن نیستند از این امتیاز بهره ای ندارند . یک سازمان خلاق تا اندازه زیادی به خود کنترلی کارکنانش وابسته است . خودکنترلی خود را درخواستن و تمایل برای ارائه ابتکار و خلاقیت به نمایش می‌گذارد .
‌مدیران‌ می‌ توانند هر سه‌ مولفه‌ خلاقیت‌ یعنی ‌تخصص ، مهارتهای‌ تفکر خلاق‌ و انگیزش‌ را تحت‌ تاثیر قرار دهند. اما واقعیت‌ آن‌ است‌ که‌ تاثیرگذاری‌ بر دو مولفه‌ اول‌ بسیار دشوارتر و وقت‌گیرتر از انگیزش‌ است . انگیزش‌ درونی‌را می‌توان‌ حتی‌ با تغییرات‌ جزئی‌ در محیط‌ سازمان‌ به‌ طور قابل‌ ملاحظه‌ ای‌ افزایش‌ داد. این‌ بدان‌ معنا نیست‌ که‌ مدیران‌ باید بهبود تخصص‌ و مهارتهای‌ تفکر خلاق ‌را فراموش‌ کنند. اما زمانی‌ که‌ اولویت‌ بندی‌ در اقدام‌ مطرح‌ می‌شود، آنها باید بدانند که‌ اقدامات‌ موثر بر انگیزش‌ درونی، نتایج‌ فوری‌ تری‌ را موجب‌ خواهند شد .

خلاقیت گروهی
سازمانها می توانند از انواع تکنیک های توسعه خلاقیت گروهی به شکل جدی و مستمر استفاده کنند این تکنیک ها از این قرارند :
تکنیک تحرک مغزی ( طوفان فکری ): یکی از تکنیک های متداول در ایجاد خلاقیت و فعال ساختن اندیشه‌ ها به صورت گروهی، تکنیک تحرک مغزی است. در این تکنیک مسئله‌ای به یک گروه کوچک ارائه شده و از آنان خواسته می‌شود فی‌ البداهه و به سرعت به آن واکنش نشان داده و برای آن پاسخی بیابند. پاسخ‌ ها بر روی تابلویی نوشته می‌شوند به طوری که همه اعضای جلسه می‌ توانند آنها را ببینند. این امر باعث می‌شود تا ذهن اعضا به فعالیت بیشتری پرداخته و جرقه‌ ای از یک ذهن باعث روشنی ذهن دیگری شود. اولین دلیل اثر بخشی تحرک مغزی افزایش قدرت خلاقیت در گروه است ، افراد در حالت گروهی بیش از حالت انفرادی قدرت تصور خلاق بروز می‌‌‌‌‌دهند. رقابت نیز عامل دیگری است که در جلسات تحرک مغزی موجب افزایش اثربخشی می‌گردد. همچنین عدم وجود انتقاد و یا ارزیابی‌های سریع باعث می‌شود تا اعضای جلسه با فراغت خاطر به اظهار نظر بپردازند و محیطی مساعد برای خلاقیت ایجاد گردد. نکته دیگری که در موثر بودن تحرک مغزی قابل ذکر است فی‌ البداهه بودن نظرات است .
تکنیک خلاقیت شش کلاه تفکر : «ادوارد دوبونو» پدر تفکر خلاق ‌در کتاب‌ شش‌ کلاه‌ تفکر یک‌ روش‌ خلاقانه ‌ارایه ‌می‌کند و از طریق‌ آن‌ می‌ کوشد نشست‌ افراد به‌ دور یکدیگر را به‌ اقدامی‌ثمر بخش‌ و کارا تبدیل‌ کند.
دوبونو سعی‌ می‌ کند به‌ کسانی‌ که‌ به‌ دور هم جمع‌ می‌شوند ، بیاموزد که‌ به‌ تفکر خود نظم‌ دهند و آنگاه‌ در این‌ میان‌، به‌ راههای‌ خلاقانه بیندیشند و با یک‌ هماهنگی‌ مدبرانه‌ نتایج ‌را طبقه‌ بندی‌ و اولویت‌ بندی‌ کرده ‌و در تصمیم‌ گیریها از آن استفاده‌ کنند .
گردش تخیلی: در سال 1691 روانشناسی به نام گوردون نتایج پژوهش‌ های 10 ساله خود را در مورد افراد خلاق منتشر کرد و ضمن آن اعلام داشت که ذهن آدمی به هنگام ابراز خلاقیت و ابتکار در یک حالت خاص روانی است که اگر بتوانیم آن حالت را ایجاد کنیم خلاقیت امکان وجود می‌یابد. او در گروه های ایجاد خلاقیت اعضای گروه را از طریق بکارگیری یک جریان تمثیلی و استعاره‌ای به گردشی تخیلی ترغیب می‌ کرد و در این حالت ایده‌ ها و نظرات بدیعی را کشف می‌ کرد. ذهن افراد در این گردش خیالی با دستاویز استعاره‌ ها به نکاتی نو که هدف جلسه خلاقیت بود می‌ رسید و روابط تازه‌ ای را بین پدیده‌ ها پیدا می‌کرد. آنان پدیده‌ هایی را که چندان تجانسی با هم نداشتند تلفیق و ترکیب می کردند و به ایده‌ های جدیدی دست می‌ یافتند. در جلسات خلاقیت به کمک استعاره و تخیل کار تلفیق و ترکیب در ذهن افراد انجام می‌ گرفت و از این رو روش گوردون را شیوه تلفیق نامتجانس‌ها نیز نامیده اند .
تهییج‌ ذهنی‌ یا تکنیک‌ گوردون روشی‌ است‌ بسیار مناسب‌ جهت ‌یافتن ‌راه‌ حلهای‌ جدید برای‌ مسئله‌ و نیز برای‌ اکتشافات‌ علمی ‌و فنی. این‌ روش‌ فرایندی‌ خاص‌ و منحصر به‌ فرد و در عین‌ حال‌ موثر دارد. فرایند به کارگیری این رویکرد عبارت است از: الف ) شناسایی و تجزیه و تحلیل مشکل به منظور رسیدن به ماهیت و جوهره آن‌; ب ) کشف راه حلهایی برای آن جوهره از طریق دیدگاه غیر مرتبط با موضوع ; ج ) تلاش برای تبدیل راه حلهای به دست آمده به راه حل نهایی . در جلساتی که از این روش استفاده می شود فقط رهبر گروه از اصل موضوع اطلاع دارد و موضوعی که مطرح می شود دقیقا اصل موضوع نیست بلکه موضوعی نزدیک به آن است .
تفکر موازی: واضع این شیوه روش معمول تفکر را همانند حفر گودالی توصیف می کند که با افزایش اطلاعات فرد همان گودال را عمیق تر می‌ سازد و از دیدن جاهای دیگر برای حفر کردن باز می ماند درحالی که تفکر موازی نگاه فردرا به نقاط جدید معطوف می‌ سازد و اطلاعات و تجربه‌ های جدید صرفا به اندیشه‌ های قبلی افزوده نمی‌ شود، بلکه آنها را تغییرداده و الگو و ساختار جدیدی را ایجاد می کند. یکی از راههای تحقق تفکر موازی ،ایجاد یک اندیشه واسطه غیرممکن است. این اندیشه موجب طیران فکر و ذهن‌ شده و با تعدیل آن می‌توان به اندیشه نو وعملی دست یافت. راه دیگر در تفکر موازی پیوند تصادفی است. فرض کنید کتاب فرهنگ لغت را می‌ گشایید و لغاتی را می‌ خوانید و می‌ کوشید تا آن را با موضوع مورد نظر پیوند داده و به نتیجه‌ ای برسید. در این کار شما از روش پیوند تصادفی استفاده کرده‌ اید .
ارتباط اجباری : یکی دیگر از شیوه‌ های آشکار ساختن خلاقیت ها و ظاهر ساختن توانایی ‌آفرینندگی موجود در افراد است .دراین شیوه همان طور که از نام آن استفاده می‌ شود باید بین دو گروه از پدیده ها ارتباطی اجباری ایجاد کرد .

نتیجه گیری
گسترش و سرعت تغییرات در سراسر جهان باعث شده که خلاقیت بیش از پیش اهمیت یابد ، کشور ها فقط با ابتکار و نوآوری می توانند خود را با شرایط جدید وفق داده و همگام با دگرگونی ها به پیش روند . بدیهی است در دنیای پیچیده کنونی ، سازمان هایی در رقابت با سایرین موفق ترند که بتوانند از فرصتهای پیش‌ رو ، به بهترین نحو استفاده کنند و این امر جز با افزایش خلاقیت و نو آوری امکان پذیر نیست. از مهمترین راهکار های ایجاد و افزایش خلاقیت در کارکنان که باید توسط مدیران به کار بسته شود یکی افزایش انگیزش در میان کارکنان است‌‌، انتصاب متناسب افراد با تخصص آنها و عدم اجبار شغل نا مناسب به افراد ، ایجاد هماهنگی مناسب با کارکنان ، دادن آزادی عمل و تفویض اختیار نیز از عوامل افزایش انگیزش درونی به شمار می‌ روند همچنین در اختیار قرار دادن منابع مهمی چون زمان و تخصیص منابع مالی نیز انگیزش را در افراد افزایش می‌دهد ، ایجاد گروه‌ های کاری و حمایت متقابل اعضای گروه و نیز ترکیب اندیشه‌ های متفاوت می‌تواند اشتیاق افراد را به کار و دستیابی به هدف افزایش داده و در نتیجه تجربیات و مهارت های تفکر خلاق را ارتقا می‌بخشد‌، پاداش و تشویق ، ارتقای شغلی ، اعتنا و اعتماد ، عدم ارزیابی های بی مورد و وقت گیر و ایجاد فضای کاری آرام و بدون ترس و بیم ، حمایت سازمانی‌، تقویت همکاریهای متقابل و احساس هدف مشترک بین کارکنان و مدیران و ایجاد جذابیت کاری برای کارکنان ، همه از جمله عوامل مهمی هستند که مدیران با تأثیر بر آنها و نیز اثرگذاری بر روی دو مؤلفه دیگر یعنی تخصص و تفکر خلاق ، می توانند به ارتقا و پیشرفت سازمان خود و در نتیجه ترقی جامعه کمک کنند.
نویسنده : ناهید محمدی

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 22 فروردین 1391    | توسط: محمد خلیفه پور    | طبقه بندی: مطالب مدیریتی و جالب،     | نظرات()